درباره نویسنده
اسماعیل
نوازنده سنتور....کارشناس ارشد اقتصاد...و عاشق ایران
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
کلمات کلیدی مطالب
  • شخصی (۱۳۳)
  • دیدگاه (۸٧)
  • اقتصاد (٦٠)
  • موسیقی (٥٦)
  • ادبیات (٢٧)
  • بزرگداشت (٢٥)
  • طبیعت (۱٧)
  • خاطرات (۱٢)
  • سینما و تاتر (۱۱)
  • رویداد (۱۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
دوستان من
  • استاد محمد رضا شجریان
  • استاد حسین علیزاده
  • رامین بحیرایی
  • آهای من اینجا جا موندم
  • استاد پیمان لهراسبی
  • گفتگوی هارمونیک
  • ماهنامه هنر موسیقی
  • هوشنگ سامانی
  • پنجره سبز
  • اسحق فتحی
  • حرفهایی برای نگفتن
  • نرده ها
  • روزنامه دنیای اقتصاد
  • یک لیوان چای داغ - حامد قدوسی
  • فرا
  • به تماشای آبهای سپید
  • دریای شرقی
  • مهربان
  • عیسی
  • آبرنگ-سهراب
  • بربط نواز- علی پژوهشگر
  • نیما جنگوک
  • رویدادهای هنری ایران
  • بیداد نوا
  • دیگه چه خبر
  • کلبه چوبی
  • من و سوئیس
  • بلوار سانست
  • دست نوشته های خیال
  • عاشق ترین امیر اقلیم آب و اینه
  • لذت ماهیگیری
  • خال قرمز
  • یاد داشتهای یک پیانیست
  • اردی بهشت
  • یادداشتهای ایرج روزدار
  • خرد بان
  • تجربه های آزاد-مسعود
  • آیین اهورایی
  • من و کوه- علیرضا رجبی راد
  • هومن ظریف
  • ایران را بگردیم
  • باشگاه اقتصاددانان جوان
  • مدیریت بارزگانی-بیمه
  • دوست همیشه شما
  • کیان
  • آپلود موسیقی
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



از سنگ تا الماس
زمانه کیفر بیداد سخت خواهد داد ..سزای رستم بد روز مرگ سهراب است
بهار با موسیقی
نویسنده: اسماعیل - دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱

بعد از ایام فاطمیه که به استناد قانون نا نوشته ای "برگزاری هر نوع کنسرت و برنامه ای در رابطه با موسیقی ممنوع است" چندین اجرای خوب برگزار شد که خوشبختانه تونستم در دو تا از این اجراها حضور داشته باشم.

اجرای اول"1391/2/22

کنسرت با شکوه "گروه شهناز"به سرپرستی  و آهنگ سازی"استاد داریوش پیر نیاکان"..هنرمندی حمید رضا نوربخش و بهداد بابایی و باقی اعضای جوان گروه بسیار شادی بخش و لذت بخش بود.

کنسرت با ادای احترام به شادروان استاد علی اکبر شهنازی با مقدمه ای از ایشان و سپس آواز و تصنیف زیبای"به اصفهان رو" در همان اول کار هماهنگی و خوش صدایی ارکستر رو به رخ میکشید و نشان میداد که استاد پیرنیاکان با دقت و وسواس خاصی تمرینات رو مدیریت کردن.

شب بسیار خوبی بود...تصنیفهای دشتی که استاد پیرنیاکان ساخته بودند زیبا و دلنشین بود و رنگ پایانی هم بسیار هماهنگ و زیبا.

در پایان با تشویق فراوان حضار...افتخار شنیدن تصنیف"لحظه دیدار" اثر شادوران پرویز مشکاتیان از زبان گروه شهناز نصیبمان شد.

حمید رضا نوربخش کمی در اجرای آواز بیات اصفهان در گوشه های راک و راجه دچار لغزش شدند که البته میتوان به حساب اجرای زنده و شرایط صحنه گذاشت.

در نهایت اجرایی بود که با لذت تا آخرین لحظات را شنیدیم.

اجرای دوم:1391/2/24

کارگاه تخصصی کمانچه با استاد علی اکبر شکارچی.

وقتی استاد در کمال صمیمیت و آرامش کمان در دست گرفت و شاهنامه را با آن لحن محلی(لری) خواند و نواخت....فقط باید آنجا می بودید و میشنیدید.

سخنان گهر بار استاد شکارچی در مورد آموزش سینه به سینه موسیقی و نکات تحصصی در بازه ساز دلنشین کمانچه همراه با نواختن قطعاتی به عنوان نمونه....شب نشینی پرباری را برای شرکت کنندگان در این کارگاه فراهم کرد.

در قسمت دوم برنامه پانزده نفر از شاگردان استاد در سطوح مختلف نوازندگی به هنر نمایی و همراهی با استاد پرداختند که لحظات زیبایی را ساخت..هیجانی که در چهره بعضی از هنرجویان بود که برای اولین بار روی صحنه می آمدند جالب بود...هنرجویانی که در آینده نزدیک دانش و هنر استاد خودشون رو به نسل بعدی منتقل میکنند...

پایان مراسم با تکنوازی بسیار زیبای خانم"نگار خار کن" و اهدی لوح تقدیری دست نویس از طرف استاد شکارچی به هنرجویانشون بود.

آرامش و رضایتی که استاد از نواختن هنر جویانشون داشتند در چشماشون نمایان بود...فکر نمیکنم لذتی برای استاد بالاتر از شنیدن نوایی باشه از ساز شاگردش..امیدوارم که این کارگاه های تخصصی ادامه داشته باشه و استاد شکارچی هم مثل همیشه سلامت و سرزنده.

پ ن: آلبوم آخر استاد شکارچی به نام "ایل بانگ"که در زمینه موسیقی محلی(لری) است رو میتونید از بازار تهیه کنید.

نظرات ()



آینده ای برای آینده..!
نویسنده: اسماعیل - شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

سلام به همه دوستان...مدتی ننوشتم اما نوشته های دوستان رو دنبال می کردم.

نوشتن همیشه خوبه ...زمانی باید نوشت که حرفی برای گفتن داشته باشیلبخند

در روزهای گذشته همه فعالان بازار طلا با افت شدید بازار روبرو شدن که باعث ایجاد استرس در بین فعالان جزء و کلان شده.

بعضی از دوستان مبالغ زیادی رو در بازار سرمایه گذاری کردن و حالا نگران بازدهی و یا حتی ضرری هستند که تهدیدشون میکنه.

آینده بازار:

چیزی که این چند روزه به شخصه دیدم و  اخبارو پیگیری کردم ....خبر از تصمیم دولت امریکا برای ثبات بخشیدن به بازار و تخلیه حباب قیمتی در بازار طلا رو داشت....برای ثبات و رسیدن به تعادل و تلاطم کمتر در بازار قبل از انتخابات بسیار لازم است...از طرفی چراغ سبز ایران در مورد مسائل اتمی(که به شخصه اصلا دوامش اعتقادی ندارم) فعلا آرامش رو به بازار آورده.

فکر نمیکنم این کاهش قیمت بلند مدت باشه....بغدی میدونم که قیمت جهانی تا ابتدای تابستان کمتر از 1650 باشه....و تا آخر تابستان هم به 1680 و شایدم بالاتر خواهد رسید....حرف من یادتون باشهچشمک

شرایط تورمی در کشور ما غیر قابل مهار است(البته فقط در گفته های رئیس دولت میتوان این تورم را مهار کردنیشخند)...از طرفی بازار نامطمئن همیشه انگیزه بالایی برای سرمایه گذاری در بخشی که مطمئن تر است را فراهم میکند...که بازاری نیست جز بازار طلا....پس منتظر افزایش قیمت در اوایل تابستان و تشدید آن تا آواخر تابستان باشید.

نظرات ()



سلام بهار
نویسنده: اسماعیل - سه‌شنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩۱

همه چیز این دنیا تکراریست....غیر از چیزی که بشه به هنر ربطش داد.

آدما رو هم میشه به هنر ربطشون داد.

خیلی از آدمها تو رو وادار میکنن که ساعتها و روزها و سالها و .....حتی عمر ها بهشون فکر کنی و از حضور و وجودشون لذت ببری.

سال خوبی در پیش خواهیم داشت....

بدون فکر کردن به داد و بی داد کسانی که منافعشون در خطر افتاده و دنبال سرباز  میگردن....زندگی کن.....

فهمیدن یک  بعد از ظهر  خنک و دلنشین اردیبهشت زیبا....نفس کشیدن ......درک زیباییهای همین شهر کثیف و شلوغ ....هنر می خواد.

همین زندگی کردن ما دنیا رو عوض خواهد کرد.....مطمئنم

 

نظرات ()



نوروز مبارک
نویسنده: اسماعیل - چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠

 

نوروز هزاران ساله باز هم می آید...

 مثل همیشه

با جعبه های بنفشه....

و سرمای دلنشین روزهای اول فروردین.

هزاران رویای زیبا برای همه دوستان و یاران همدل.

بهاری سبز و دل انگیز پیشکش همه شما.

 

 پ ن:این شعر بر گرفته از وبلاک" سکوت سرد" است

گشت  گرداگرد  مهر  تابناک،   ایران زمین      روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین

ای تو یزدان،ای تو گرداننده ی مهر و سپهر      برترینش کن برایم این زمان و این زمین

نظرات ()



ای سرزمین من
نویسنده: اسماعیل - شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠

لحظه های زیبای آخرین روزهای اسفند

عطر بهار.....

و زندگی.....که هنوز زیباست.

دماوند در بهار

ببینید:

 ترانه زیبایی "سرزمین من" با صدای "وحید تاج" و اجرای گروه آوازی تهران(در این اجرا از هیچ سازی استفاده نشده است)

http://www.4shared.com/video/TTiFxoov/Vahid_Taj-Jashnvareh_Fajr_1390.html

 

 پ ن:

ای سرزمین من ، شورآفرین میهن

دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن

ای خاک مهر آیین ، آیینه ی ایمان

ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران

تو که در دامانت لاله می جوشد

سحر از چشمانت ژاله می نوشد

وطنم ای دل ها جمله مجنونت

مست و شیدا کوه و صحرا ، دشت و هامونت

ای سرزمین من ، شورآفرین میهن

دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن

ای خاک مهر آیین ، آیینه ی ایمان

ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران

تا جان به تن دارم ، مهر وطن دارم

آیینه ی دریاست ، این شوری که من دارم

در جان تو جاری ، آواز بیداری

با آسمان عهد و پیمانی دیرینه داری

ای سرزمین من ، شورآفرین میهن

دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن

ای خاک مهر آیین ، آیینه ی ایمان

ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران

                                                                     « اسماعیل فرزانه »

 

نظرات ()



نهمین مجلس
نویسنده: اسماعیل - دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠

نمی خوام در مورد نماینده اصلح...یا شورای نگهبان...و تحریم و یا تشویق انتخابات صحبت کنم.

می خوام از چیزی بگم که برای من مهمتر از همه اینهاست:

خود " مجلس"

ببینید...افراد فعال و شاخص در یک جامعه (که هر فردی که بخواد میتونه وارد این دسته بشه) در رشته های مختلفی هستند...از هنر و فرهنگ بگیر..تا صنعت و کشاورزی و سیاست...

پس سیاست فقط یک فسمت از افرادی رو که فعالتر و شاخص تر از باقی هستند در بر میگیره....یعنی حتما نباید یک ورزشکار و یا یم موسیقی دان سیاست مدار هم باشه.

چه طور میشه مجلسی بالغ بر 300 نفر  رو انتخاب کنیم..که همه این افراد سیاسی باشند....!!

یادمه اواین چهره غیر سیاسی که به مجلس رفت آقای افخمی (کارگردان) بود....شاید هم قبل تر از ایشون کسی بوده.

مجلس کار چیه؟ در یک کلام خانه ملت و اینکه تصمیماتی برای بهتر شدن زندگی مردم و بهبود روند قانونی حقوق شهروندان و در پاره ای موارد هم مسائل خارجی...که البته آن هم به نفع و برای ملت.

چرا نباید یک زن خانه دار...یک کاسب محترم و مورد اعتماد مردم....یک مامور راهنمایی رانندگی خوش نام....یک هنرمند محبوب و یا یک معلم خوش نام...وارد این مجلس بشه..؟

شاید این افراد بتونن چهره خشک و سیاسی مجلس رو تعییر بدهند.

امروز تمامی نماینده های ما...سر بلند از ازمون های سیاسی گشذته بیرون آمدند(البته به نوشته بروشور های تبلیغاتی شون)...خب که چی؟...مگه مجلس عرصه جنگ و اشوب و این چیزیاست؟

رئیس جمهور طرحی میده....خود نماینده ها طرحی میدن...و به مجلس میاد و نماینده های مردم با سلیقه های مختلف و افکار متفاوت که از دل جامعهاومده تشخیص میدن که کدوم برای مردم بهتره...!!

این دیگه دید سیاسی میخواد؟...پس وزارت خارجه و داخله و قوه فلان و بهمان  برای چیه؟

"مهم ارتباط مجلس با طبقه حاکم نیست..مهمتر ارتباط مجلس با مردم است"

این روند سیاسی شدن ...که داره به همه امور سرایت میکنه..از هنر فرمایشی بگیر تا اموزش و پرورش و حتی عبادت فرمایشی....تا حدی در همه جای دنیا حضور داره...ولی از حد که بگذره...آسار زیان باری داره...برای همه.

 

پ ن: طرح شوراها گام بسیار کوچک و شکننده ای بود برای نزدیک شدن به این مقوله....اما به نظرم باید مجلس رو به این سمت هدایت کرد مثلا سی نماینده از سی منطقه تهران...که افرادی شناخته شده و معتمد در هر محله و یا منطقه باشند

 

نظرات ()



شگفتی یا خرد...؟
نویسنده: اسماعیل - سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠

بار ها در افسانه ها و روایات قدیمی شنیدیم و خواندیم که شخصی با خلق معجزه و شگفتی مردم چیزی را به انها اثبات کرد.....و مردم نیز ایمان آوردند...!!

این مردم بدون آنکه متوجه علت اتفاق شوند و نمیتوانستند علت را درک کنند ایمان می آوردند...ایمان به قدرتی بزرگ و بی انتها که چنین رویدادی(معمولا غیر طبیعی و بی نظیر و تکرار ناشدنی) را خلق کرده.

دوستی میگفت...اگر خداوند را بتوان دید و به او ایمان آورد...چه فایده ای دارد؟

مگر کسی به جاذبه زمین شک میکند...؟ یا مثلا به روشنایی خورشید..؟

""چیزی که عیان است..چه حاجت به بیان است""

آیا واقعا این یک بلوغ و توسعه نیست که بشر به سمتی برود که خود با خرد خود به ادراک محیط پرداخته و ایمان و آگاهی خود را به هر چه که می خواهد بداند بیشتر کند..؟؟

هنوز هم معجره لازم است..؟ باز هم حیرت...باز هم شگفتی..؟؟

اصلا دلیل ختم پیامبران  همین نبوده که بشر دیگر نباید با شگفتی و حیرت چیزی را قبول کند..!

انسان باید بشناسد و درک کند.....اگر اینگونه باشد اختیاری که خداوند به ما داده  و جزای و عذابی که در انتظار است...جنبه عدالت پیدا میکند.(البته کلی گفتم هر کس از هر دینی و هر روشی میتواند با خرد پیش برود)

فکر میکنم انسان زمانی زیادیست که باید برای رشد و تعالی از خرد خود بیشتر استفاده کند تا از هیجان و شگفتی.

شگفتی ها در این جهان وجود دارند...و باید با ابزاری که خداوند در اختیارمان قرار داده آن را کشف کنیم..این ابزار همان علم و خرد است.

البته همیشه هستند کسانی که علاقه مند هستند جامعه در سطح شگفتی و شایعه و حیرت و ...باقی بماند تا بستر مناسبی برای رشد خرافات و کم شدن نقش خرد در تصمیمات فردی و گروهی باشند.

پ ن:

کنون ای خردمند وصف خرد             بدین جایگه گفتن اندرخورد

کنون تا چه داری بیار از خرد            که گوش نیوشنده زو برخورد

خرد بهتر از هر چه ایزد بداد             ستایش خرد را به از راه داد

خرد رهنمای و خرد دلگشای             خرد دست گیرد به هر دو سرای

ازو شادمانی وزویت غمیست          وزویت فزونی وزویت کمیست

خرد تیره و مرد روشن روان               نباشد همی شادمان یک زمان
  
چه گفت آن خردمند مرد خرد            که دانا ز گفتار از برخورد

کسی کو خرد را ندارد ز پیش              دلش گردد از کرده‌ی خویش ریش

هشیوار دیوانه خواند ورا                همان خویش بیگانه داند ورا

ازویی به هر دو سرای ارجمند         گسسته خرد پای دارد ببند

خرد چشم جانست چون بنگری             تو بی‌چشم شادان جهان نسپری

نخست آفرینش خرد را شناس         نگهبان جانست و آن سه پاس

سه پاس تو چشم است وگوش و زبان    کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان

خرد را و جان را که یارد ستود           و گر من ستایم که یارد شنود

حکیما چو کس نیست گفتن چه سود    ازین پس بگو کافرینش چه بود

تویی کرده‌ی کردگار جهان               ببینی همی آشکار و نهان

به گفتار دانندگان راه جوی                       به گیتی بپوی و به هر کس بگوی

ز هر دانشی چون سخن بشنوی        از آموختن یک زمان نغنوی

چو دیدار یابی به شاخ سخن             بدانی که دانش نیابد به من

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی

 

 

نظرات ()



اوایل ترم.
نویسنده: اسماعیل - پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠

یک وقتایی هست که دلت برای چیزایی تنگ میشه که ....

که اصلا فکرش رو هم نمیکردی

وقتی که از راه پله دانشگاه میرفتی بالا...میرسیدی به درب کلاس و می دیدی نوشته:

"کلاس اقتصاد بخش عمومی 2" استاد .... امروز برگزار نمی گردد.

با یک سر خوشی خاصی با بچه ها میرفتی تو غذاخوری  خلوت دانشکده و حرف میزدیم...بحث می کردیم.....

 چای...دود سیگار.....کافی میکس....موسیقی که موبایل پخش میکرد..بی خیال آینده....

و خنده هایی از ته دل

نظرات ()



بوی بهار
نویسنده: اسماعیل - سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠

در روزهای آغازین اسفند.....سبک  و آرام...

روزهایی که  بهتر است به انتظار بهار باشیم....

سبزه.....اسپند......ماهی......خرید شب عید....

اگر به انتظار بهترین باشی...حتما خواهد رسید.

نمایی زیبا از دماوند

پ ن1:از امروز تا نوروز...هر روزتون نوروز

 

نظرات ()



نظام انگیزشی در جوامعی بدون مالکیت شخصی..!!
نویسنده: اسماعیل - یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠

به طور کلی دنیای اقتصاد رو میشه به دو جریان بزرگ و اصلی سرمایه داری(به قول بعضی ها امپریالیسم) و سوسیالیسم(یا کمونیستی یا مارکسیستی)تقسیم کرد.

در یکی مالکیت شخصی و تملک و ثروت حرف اول رو میزنه  و در دیگری کار و ارزش های برابر برای اجتماعی برای آحاد توده های جامعه.

بعضی وقتها آنقدر مالکیت شخصی مهم میشه که حتی میشه منابع طبیعی یک ملت رو مثل جنگل..دریا...رودخانه و ... رو خریداری کرد(نظام مالکیت شخصی)...و گاهی در مالکیت گروهی و غیر شخصی آنقدر اغراق میشه که یک فرد هیچگاه نمیتونه یک خانه و یا یک اتومبیل شخصی برای خودش داشته باشه(نظام مالکیت عمومی).

این دعوا و بحث قدیمی رو همینجا رها میکنیم به حال خودش...چرا که حل شدنی نیست....فقط باید با اگاهی و مطالعه بهترین روش رو برای خودمون انتخاب کنیم...منجی بودن عالم بشریبت بحث دیگه ای رو میطلبه.

ولی یک سئوال مهم همیشه برای من مطرح بوده که نمیشه از کنارش راحت گذشت.

در یک جامعه با حق مالکیت  شخصی (آمریکا)شما میتوانید از ثروت خودتون صورت برداری کنید و با پرداخت مالیات حق استفاده از اون رو به خودتون و اشخاصی که دوست دارید بدهید.

در جامع مالکیت عمومی(کره شمالی) شما اینقدر راحت نیستید و به عبارتی از خانه شخصی و اتومبیل  و حساب بانکی شخصی خبری نیست...!! در حقیقت چیزی برای خودتان ندارید که بخواهید سند و مدرکی دست و پا کنید و همه داشته ها از آن آحاد ملت است.

خب یک سئوال همینجاست:

تکلیف افراد باهوش و نخبه و با استعداد چی میشه؟

حق مالکیت معنوی(که به عبارتی در دوران ما بسیار مهم شده) چه میشود؟

فرض کنید شما یک بازیکن مثلا حرفه ای فوتبال باشد..وقتی سقف دستمزد باشد.چه دلیلی برای درخشیدن و تمرین کردن و رنج بردن در راه رسین به هدف را دارید؟؟

جواب حتما این خواهد بود....ارق ملی و ادای دین به کشورم.

خب اینها کافی خواهد بود؟؟

مثلا برای یک مخترع...و یا یک هنرمند؟

قبل از پاسخ دادن به این سئوال به این فکر کنید که این فرد شب و روز باید زحمت بکشد.بدون نفع چشمگیری.

وقتی قادر نباشید در این دنیای مادی با خلاقیت و نو آوری و زحمات خودتان ثروت .. آرامش .. قدرت .. محبوبیت ...رفاه و خیلی از این چیزها را بدست بیاورید.....!! چند نفر حاضرند این راه را بروند؟؟

 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »