درباره نویسنده
اسماعیل
نوازنده سنتور....کارشناس ارشد اقتصاد...و عاشق ایران
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
کلمات کلیدی مطالب
  • شخصی (۱۳٧)
  • دیدگاه (٩٧)
  • اقتصاد (٦٥)
  • موسیقی (٥٩)
  • ادبیات (٢٧)
  • بزرگداشت (٢٥)
  • طبیعت (۱۸)
  • خاطرات (۱٢)
  • رویداد (۱٢)
  • سینما و تاتر (۱۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩٢
  • فروردین ٩٢
  • اسفند ٩۱
  • بهمن ٩۱
  • دی ٩۱
  • آذر ٩۱
  • آبان ٩۱
  • مهر ٩۱
  • شهریور ٩۱
  • امرداد ٩۱
  • تیر ٩۱
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
دوستان من
  • استاد محمد رضا شجریان
  • استاد حسین علیزاده
  • رامین بحیرایی
  • مسعود نجفی-سنتور
  • استاد پیمان لهراسبی
  • گفتگوی هارمونیک
  • ماهنامه هنر موسیقی
  • هوشنگ سامانی
  • پنجره سبز
  • اسحق فتحی
  • حرفهایی برای نگفتن
  • نرده ها
  • روزنامه دنیای اقتصاد
  • یک لیوان چای داغ - حامد قدوسی
  • فرا
  • به تماشای آبهای سپید
  • دریای شرقی
  • عیسی
  • با مردمان روشن
  • کلبه چوبی
  • بلوار سانست
  • آهای من اینجا جا موندم
  • لذت ماهیگیری
  • خال قرمز
  • اردی بهشت
  • خرد بان
  • هومن ظریف
  • ایران را بگردیم
  • آپلود موسیقی
  • مکتب خونه شریف
  • قیمت طلا
  • آتش نشانی و خدمات ایمنی
  • انجمن یوزپلنگ ایرانی
  • بیا تا برویم
  • من و سوئیس
  • حال و هوای اقتصاد
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



از سنگ تا الماس
چایت را بنوش، نگران فردا نباش،از گندمزار من و تو مشتی کاه میماند برای بادها
بهترین روزها
نویسنده: اسماعیل - سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

به جای همه  این حرفای بیهوده و کار های یکنواخت و دیدن سریالهای بی سرو ته و دیدن ادمهای تکراری و حمایت از حزبهای تو خالی و افتخار کردن به ارزشهای بی ارزش و خیلی و خیلی دیگه از این کارها که قاتل بهترین لحظات عمر ما هستن....

ساز بزن...بخون...نقاشی کن....و.... خودت رو ببین و آزاد باش

 

پ ن:هیچ حزب و دسته و آدم از خود راضی... ارزش این رو نداره که روزهای خوب زندگیت رو خراب کنی.

نظرات ()



بازار مسکن
نویسنده: اسماعیل - دوشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٢

در منطق اقتصاد رابطه عکسی ما بین  قیمت و تقا ضا  وجود دارد به شکلی که افزایش قیمت موجب کاهش تقا می شود...البته به شرط ثبات در سایر شرایط...!!

حال چگونه است که کالایی مثل مسکن با وجود گرانتر شدن همیشه تقاضای خود را حفظ کرده و از طرفی عرضه کننده مسکن نیز میلی به کاهش قیمت ندارد...؟

در این میان یک  متغییر مستقل بسیار مهم در بازار مسکن ایران وجود دارد به نام"ارزش حال دارایی" یا به عبارتی "ارزش پول ملی" که باید اثر مهم و تاثیر گذار آن بررسی شود.

کاهش ارزش پول ملی در سالهای گذشته(که به شخصه بیشترین سهم را از آن دولت می دانم) باعث شده که مسکن به مقوله مطمئنی بای سرمایه گذاری تبدیل  شود...به طور مثال خانواده ای که برای آینده فرزندان فصد سرمایه گذاری دارد بهترین گزینه را خرید مسکن و سرمایه گذاری  روی  مسکن میداند...و همین امر در بلند مدت باعث افزایش تقاضا برای مسکن خواهد شد.

اکثر خانواده های ایرانی دوست دارند مثلا ماهی  میلیون تومان اقساط وام را پرداخت کنند و در خانه ای 40 متری زندگی کنند تا مثلا ماهی هشتصد هزار تومان اجاره بها پرداخت کنند و در خانه ای 90 متری زندگی کنند...!

این انتخاب به دلیل فشارها و شوکهای اقتصادی در چند دهه گذشته است که تهیه مسکن را به هر قیمتی  در اولویت قرار داده است.

نا امیدی به آینده  و استرس برای زمان حال نتیجه ای جز رفتاری های نابهنجار و حس رقابت  شدید برای حذف نشدن ندارد..

ارزشهای انسانی  و اخلاقیات همیشه رابطه  مستقیمی با افزایش سطح رفاه عمومی جامعه خواهند داشت(به این دلیل حرکت به سوی رفاه و ثروت و .. توجیه پذیر تر از قناعت افراطی و فقر و تنگ دستی است).

شاید برای کم کردن استرس و تقاضای زیاد برای مسکن راه صحیح کاهش اهمیت مسکن به عنوان یک کالای سرمایه ای باشد.

در دولت نهم و دهم پروژه مسکن مهر را میتوان یکی از این گام های مثبت(به خصوص در شهرستانها) به شمار آورد.با وجود همه انتقاد ها به دولت این طرح به نظرم طرح مثبتی بود البته در پایتخت با مشکلاتی روبه  شد و حرف و حدیث هایی هم در مورد بهره برداری سیاسی بود که به بحث ما مربوط نمی شود.

با توجه به موارد مشابه در کوبا و ونزوئلا می توان این گونه طرح ها را در بهبود فضای ملتهب بازار مسکن مفید دانست

 

 

نظرات ()



سالهای آغازین
نویسنده: اسماعیل - چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢

شاید در سالهای آغازین زندگی باشیم.....!

هر روز شاید در روزهای آغازین باشیم.

آنچه که مسلم است این روزگار را هیچوقت پایانی نیست...این زندگی جاودان ادامه خواهد داشت...در طلوعی دیگر.... قالبی دیگر.....افقی دیگر....و شاید در بلادی دیگر.

چیزی که از روح خداوند در تو دمیده شده یعنی.....تا ابد هستی.

پس نباید به فکر تمام شدن بود و رها شدن از بدبختی و ناراحتی وفقر و رنج و هر چیزی که گرفتارش هستی....!!

باید تغییر داد....طراحی کرد و فرصت را از دست نداد....باید این حرکت و این روند را هدایت کنی...هدایت کنی به سمتی که میخواهی...به سمتی که گمان کنی بهتری....که فقط فکر کنی که بهتری...که فقط فکر کنی که بهتری.

              آبشار دوقلو-دربند

 

پ ن:هوا پر است از بوی اردیبهشت....پر است از بهار

 

نظرات ()



عجیب یا غریب...؟
نویسنده: اسماعیل - شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٢

این بر میگرده به ساختار تفکر و شخصیت یک انسان که چه طوری با اتفاقات،حوادث،تغییرات،تصورات و .... که در کنارش اتفاق می افته برخورد کنه.

یک اتفاق ساده رو میشه عجیب دید یا اینکه غریب...!

شاید با یک چیز غریب بشه ارتباط بهتری برقرار کرد و باهاش آشنا شد و علت رو فهمید(حداقل این اجازه رو بشه به خودمون بدیم که کشفش کنیم) ولی هنگامی که مسئله ای  رو به صورت اعجاب آور و شگفتی آفرین قبول کنیم شاید به عبارتی اطاعت گونه بپذیریم و خودمون رو ناچیز در کشف علت اون بدونیم...!

نظرات ()



آیا از اینکه آجیل نخریدید خوشحالین...؟؟؟!!
نویسنده: اسماعیل - چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٢

با درود و شادباش و به امید سالی پر بار و زیبا برای ایران عزیز.

یکی از اتفاقات جالبی که قبل از سال نو بوجود آمد مسئله خریدن با نخریدن آجیل(و به طور مشخص پسته) بود که جای تعجب داشت که این بار رسانه های گروهی  حتی وابسطه به دولت هم به این جریان به شکل غیر مستقیم و حتی مستقیم کمک کردند تا جایی که وزیر "ارتباطات" در برنامه زنده تلویزیونی که نظر سنجی پیامکی برای خریدن یا نخریدن آجیل شب عید را بزرگرار کرده بود "رای" به نخریدن پسته داد...؟؟!!!

برای من که به خیلی از این تبلیغات و جریان سازی های پر هیجان و نمایش گونه بد بین هستم این حرکت غیر منتظره آقایان وزیر و وکیل بسیار مشکوک بود...!!

در نظر بگیرید پسته چقدر افزایش قیمت داشته در این چند ماه؟ بیست...سی...و یا بیشتر...؟

گمان نمیکنم بیشتر از 50% افزایش قیمت داشته.ولی چرا این همه تبلیغات برای نخریدن آجیل؟ مگر آجیل رشد قیمتی بیشتر از پرتغال 1100 تومنی داشت که حالا به 4000 تومان رسیده؟... بیشتر از برنج؟ شیرینی چه طور؟

کمی عقب تر برگردیم و قیمت اتومبیل که مستقیما زیر نظر مسئولین دولتی تولید و عرضه میشود را بررسی کنیم..!!

در کدام یک از این موارد کسی خواستار تحریم و مبارزه با کم فروشی و گران فروشی شد؟

از نخریدن آجیل و پسته در پرمصرف ترین زمان سال چه کسی غیراز  صادر کنند گان "آجیل و .."که نیاز بیشتری به واردات "ارز" از طرق مختلف دارند، منتفع خواهد شد؟

شاید کسان دیگری هم باشند که بر ما پوشیده است.

مگر وظیفه دولت نظارت بر عرضه و توزیع مایحتاج مردم در مواقع حساس نیست....!!!

چرا با شانه خالی کردن از این مسئولیت باید مردم از خریدن و خوردن و لذت بردن محروم شوند...آن هم برای یک محصول خواص که در خارج از کشور دلار خوبی برای آن پرداخت میکنند..؟؟!!

حالا واقعا فکر میکنیم با نخریدن آجیل و پسته و فندق کار بزرگی انجام دادیم؟؟؟؟!!

 

پ ن 1:بهتر است قبل از همراهی با هر جریانی بیشتر فکر کنیم

پ ن 2:چاره گرانی نخریدن نیست.....کاهش هزینه های تولید و بهبود و سالم سازی مسیر توزیع است(به خدا این از اولین اصول اقتصادیه)

نظرات ()



همه ایران
نویسنده: اسماعیل - چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱

همه چیز هایی که ایران عزیز را تشکیل میدهند...از کوه و درخت و خاک و دریا و رود و انواع حیوانات...همه اینها ایران هستند.

همه اینها با هم ایران هستند.

در روزهایی که مهمترین مسئله "مصافحه" فلانی با خواهر مادر فلانی است و بحث اصلی بالا رفتن بهای جهانی طلا و ارز است...و خیلی ها آنقدر کوته فکر شدن که از این گرانی خوشحالند و ....!

به این فکر کنید که اگر انسانی این وضعیت رو نخواد تحمل کنه میتونه بزاره بره...بره یک جای دیگه پیش آدمهای دیگه و هر طوری که میخواد زندگی کنه....!!

اما یک پلنگ...خرس...مرال...گرگ....قوچ...گور....شاهین...گوزن زرد ..و یوزپلنگ و خیلی از حیوانات زیبا و منحصر به فرد این سرزمین جایی رو ندارن....باید همین جا بمونن و یکی یکی تلف بشن.....درختها و جنگل های زیبای البرز و زاگرس چاره ای جز انقراض و شکستن زیر بار این همه توسعه طلبی و حرص تولید و اشتهای مصرف رو ندارن...رودها کم اب میشن و سدهای غول آسا منابع آب زیر زمینی رو تحت تاثیر قرار میدن و اکوسیستم و رویش گیاه و هزار تا مسئله دیگر رو مختل میکنن....!!

واقعا فکر کنیم ...ایران چقدر مال ماست....! اصلا ما به کجای این طبیعت میخوریم...همه چیزش رو تغییر میدیم و اونچه که تو ذهنمون هست رو میسازیم....اگر ما نبودیم میلیونها سال دیگر این فلات و این قاره و این زمین به حیات مسالمت آمیز خودش ادامه میداد.

معلوم نیست ما از کدوم بهشت رانده شدیم و از کدوم سیاره به این بهشت زیبا رسیدیم...و کاری جز خراب کردنش نداریم.

 

پ ن: همه این حرفا برای این بود  بگم:...امسال عید وقتی به جنگل میرید...به کوه ...به دشت...به هرجا...زباله هاتون رو با خودتون برگردونید.

در وضعیتی هستیم که به نظر من حتی شکستن یک شاخه هم میتونه محیط زیست شکننده همه موجودات زیبای ایران عزیز رو تهدید کنه....

*بهار مبارک ...نوروز مبارک..نوروزی که در ایران...هنوز قشنگه*

نظرات ()



در ستایش ثروت...!
نویسنده: اسماعیل - شنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩۱

 

مدتهاست که در کشورمون(شاید هم در خیلی از کشورها) تبلیغات غلطی  میشود در مورد ارزش فقر و تقدیس انسان فقیر و یا حتی تشویق انسانها به سرکوب کردن خواسته ها و ساختن و سوختن با هر آنچه دارند و ندارند.

یک سوال کلی و اساسی در این میان مطرح است که آیا اصولا ثروت عامل گمراهی و غفلت انسان و به عبارتی عامل سقوط اخلاقیات و ارزشهاست؟

تا حالا به این فکر کرده اید که انسان فقیر و غنی در موقعیتی یکسان در مقابل سختی ها و وسوسه ها چگونه عمل میکنند؟

چرا بهشت مال پدری است که نمی تواند مخارج خانواده اش را تامین کند؟

و چرا جهنم و عذاب الیم مال کسیست که خانه ای گران قیمت و اتومیبلی استاندارد و پیشرفته دارد؟

این تفکرات از کجا آمده؟ ریشه این نوع نگرشی که در میان اکثریت مردم رواج دارد را  در چی میشه جستجو کرد؟

اعتقاد دارم که یک انسان غنی حتما بیشتر از یک انسان فقیر خواهد توانست در مقابل گناه،خلاف،انحراف و یا خر چیزی که اسمش رو بگذارید موفق تر عمل کنه.

نظرات ()



روستا نماد توسعه نیافتگی
نویسنده: اسماعیل - یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩۱

روستا های امروز ما به طور مستقیم یکی از علل توسعه نیافتگی و یا به عبارتی عوامل عقب ماندگی فرهنگی و اقتصادی بخش عظیمی از جامعه به حساب می آیند.

خواهش میکنم زود قضاوت نکنید و تا پایان مطلب من رو همراهی کنید.

اگر نگوییم همه حداقل بیش از نیمی از روستا های کشور ما دارای شرایطی بسیار مشابه از نظر مناسبات اقتصادی و فرهنگی هستند.

روستا یک واحد اجتماعی بسیار قدیمی است که یاد گرفته بودن نیاز به دیگر روستا ها به حیات خود ادامه دهد.به طوری که شاید خیلی از روستا ها با روستای همسایه خود حتی از در دشمنی هم درآمده باشند و به شدت منافع خود را در عدم ارتباط یا به شکل افراطی تر حذف روستای همسایه بدانند(به طور مثال به فیلم "گاو"ساخته داریوش مهر جویی مراجعه کنید). این استقلال و تفاوت های فرهنگی و اقتصادی که باعث بوجود آمدن تعصبی خاص و حتی آیینی خاص  شده را میتوان در نوع برگزاری مراسم شادی و حتی عزا در روستاهایی با فاصله کم به وضوح ملاحظه کرد.

موضوع بحث ما چگونگی بوجود آمدن این فرهنگ و نظام اقتصادی نیست بلکه چگونگی گذار از این نوع فرهنگ است.

برعکس در جوامع شهری به شدت شخص تازه وارد با فرهنگ و الگوی اقتصادی جدیدی روبروست.فرهنگی بسیار متاثر از مجموع فرهنگهای روستایی و البته سیستم اقتصادی کاملا وابسته به دیگر شهروندان و تعامل فرهنگی اقتصادی که کاملا متفاوت و البته مدام در حال تغییر و شاید هم تکمیل(مثلا رعایت کردن صف،تولید کمتر زباله،استفاده از وسیله نقلیه عمومی و ....).

به عبارتی میتوان گفت همانطور که شیوه زندگی عشایری ناگزیر از تغییر و همگام شدن با آهنگ زمانه بود   و از طرفی همین  تغییر روش در زندگی عشایری به روستایی و شهر نشینی باعث توسعه و پیشرفت علمی،مادی،فرهنگی، رفاهی ،بهداشتی و...شد در زمان حاضر نیست نیاز  به تغییر روش زندگی در روستا ها احساس میشود.

البته که تغییر روش زندگی و بافت روستا دلیل بر کم شدن فعالان بخش کشاورزی نیست بلکه منظور تغییر رویکرد در نظام موجود در روستاهای کشور است به شکلی که از آن حالت منسجم مستقل بیرون آمده و به تعامل بیشتر فرهنگی اقتصادی با واحد های دیگر بپردازد.

توسعه فرهنگی و اقتصادی حاصله در بلند مدت تاثیر مثبتی بر روند توسعه خواهد داشت.

 

پ ن:باید از تعاریف کلی و کلیشه ای در مورد فرهنگ روستایی و حال و هوای روستا و روستایی ساده دل و ....گذر کرد و بهترین مسیر توسعه را در پیش گرفت.

 

نظرات ()



احتیاط
نویسنده: اسماعیل - دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱

با کسانی که از هنر بویی نبرده اند....حتما با احتیاط رفتار کن...حتما...!!

 

پ ن:جای خالی استاد همایون خرم عزیز سبز و امید که هنرمندانی همچون ایشان را بیشتر و بیشتر ببینیم

پ ن: منتظر بهاریم.....و میدانیم که می آید...به هرقیمتی.

نظرات ()



چرا موسیقی ما غمگین است..؟
نویسنده: اسماعیل - دوشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۱

موسیقی ما غمگین است....بله شکی در این نیست که موسیقی ما بیشتر نغمات غمگین دارد تا شاد. بیشتر هجران دارد تا وصل.بیشتر مرگ دارد تا زندگی و بیشتر حسرت دارد تا امید..!

بله این روایت سرزمینیست که از عرب و ترک و مغول بر آن تاخته اند...درسته که هر بار سر بلند کردیم و سعی کردیم خودمان شویم...ولی خاطرات تلخ و اثرات دردناک این زخمها هنوز هم بر پیکره فرهنگ و هنر و ادب ما نقش بسته...هنوز هستند کسانی که خود باخته فرهنگ شرق و غرب هستند و متاسفانه قدرت اجرایی هم دارند و ما را هر دم به سویی میبرند....پس موسیقی اگر غمگین نباشد ..می تواند شاد باشد؟

مطلب را خیلی کلی میگویم....خیلی کلی..نه اینکه همیمشه غمگین باشد.

تعجب من از این است که موسیقی "پاپ" که فرزند روزگار خود و زمانه خود هم هست و ریشه کمتری در تاریخ و گذشته ما دارد....بسیار غمگین است...باور کنید یاس و نا امیدی که در موسیقی پاپ امروزی ما است...تنفر و کینه ای که در اشعار ترانه سرایان این موسیقی موج میزند...بینظیر که نباشد حداقل کم نظیر است(کافیه خودتون به اشعار دقت کنید) به شخصه معتقدم که موسیقی پاپ هم باید به عنوان نوعی از موسیقی همراه جامعه باشد و حتی از آن حمایت هم بشود...ولی موسیقی پاپ ما کاملا بر گرفته از مرثیه خوانی و نوحه خوانی است....هر چند گاهی مداحان هم از ترانه های و ملودی های پاپ استفاده میکنند که تایید بر این گفته است.

واقعا متاسف باید بود برای جامعه ای که ترانه آن مصبیت است و شعرش نا امیدی و آهنگش مارش عزا....بد تر از آن اینکه اینها همه در موسیقی "پاپ" است. موسیقی که ریشه ای در قدیم ندارد و فرزند زمان خود است...پس وای به حال احوالات امروز جامعه ما..!!

 

پ ن: یادتونه در همین روزهای گذشته 100 آهنگ برتری که از طریق یکی از شبکه های ماهواره ای از طرف خود مردم انتخاب شده بود... 20 تای اول همه غمگین بودند.

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »