از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

آن دم غنیمت است....

تنها حسرتی که در زندگی خواهد ماند :

لحظاتی است که می توانستی مضرابی به ساز بزنی و نزدی....

نغمه هایست که در سر داشتی و ساز نکردی....

و طنین صدایی بود که نشنیدی....

نویسنده : اسماعیل : ۸:۱٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳
Comments نظرات () لینک دائم

بهار دلکش رسید و....

بهار دلکش رسید و ....امسال هم دل ما به جا بود...و نفهمیدم چه طور میشود که بهار بیایید و دلی به جا نباشد...!

امیدوارم که بهار برای من همیشه ...مثل همان اولین روزهایی که درکش کردم....انرزی بخش بماند.....صدای پرندگانو درختان و آب را تا هستم بشنوم.....و از نسیم بهار لذت ببرم.

شادی را با همه دوستان و آشنایان گرامی تقسیم میکم....امیدتان پایدار و دلتان آرام و لبتان خندان.

همه چیز درحال نو شدن و زایش و دگردیسی است......همه خوبی ها برای همه و همه زیبایی ها برای کسانی که میبینند.

نوروزتان خجسته.

نویسنده : اسماعیل : ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

ایران خوانی

ایران خوانی

کنسرت گروه موسیقی سرمه

 

این کنسرت اجرای ترانه هایست از دوران مشروطه تا امروز

که در وصف ایران سروده شده اند

 

اسماعیل بحیرایی.............سنتور

پیام بحیرایی...................عود


سارا نیک نژاد.................تار

مینا اسفندیاری.................آواز

محمد نورزی..................آواز

کامران ازاد ...................تنبک

 

زمان: 15 اسفند ماه 1392

محل اجرا:

خیابان قائم مقام فراهانی.مابین خیابان مطهری و بهشتی.

کوچه ششم.پلاک 24.خانه فرهنگ آریا

تلفن جهت تهیه بلیط: 88540634

توجه: در روز اجرا بلیط ارائه نمی گردد.

نویسنده : اسماعیل : ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

درک متقابل

هیچکس نمیتواند پدری را درک کند که برای دریافت سبد کالایی حاضر است با همه تحقیر ها و سرما و برف...در صف بایستد.
همانطور که کسی نمیتواند درک کند چه طور می شود کسی به خاطر 80 هزار تومان حاضر می شود سلامت خود را به خطر بی اندازد و روغن غیر استاندارد و یا برنج هندی بخورد...که حداقل مزه اینها از یادش نرود.
ولی آیا این همه گرسنه در ایران..این همه ادم هستند که حاضرند توهین و تحقیر را بپذیرند و لقمه نانی در سرما پس از ساعتها ایستادن زیر باران و برف به منزل ببرند؟
پاسخ این سئوال روشن است...
تعدادی از این هموطنان همیشه در صف هستند...و همیشه سعی میکنند وضع خود را از چیزی که هست بدتر نشان دهند و از این طریق منافعی هرچند کوچک بدست آورند...و از اینکه در میان اشخاص و اقشار آسیب پذیر باشند خوشحالند...ولی عده ای هم که همیشه در صف نذری هستند و نداشتن عزت نفس را به گردن تبرک غذای آقا میاندازند...!! حالا صف چای و قیمه نذری باشد یا سبد کالای دولت.
آز....آز است و عزت نفس همان عزت نفس....واجالتا ما از همین مردمیم و همین ملت...هرجای جهان که باشیم سهمی در این اشفته بازار داریم...کم یا زیاد...سهم داریم از این احوالی که امروز بر ایران میگذرد.

نویسنده : اسماعیل : ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

و ماییم که هستیم.

خاطرات و دلبستگی های زندگیمون هیچوقت پاک نمیشن....در بهترین شرایط میتونی فقط کمرنگشون کنی....

این از توانایی های منحصر به فرد مغر و یا شایدم روح ماست.

انگار هر چقدر هم که خوشبخت باشی و حس کنی همه چی کامله...بازم دوست نداری هیچکدوم از این دلمشغولی ها و لذت ها رو از دست بدی....هر چی بیشتر بشه بازم نیاز ما بیشتر میشه.

و این عادت و حس بدی که همیشه بعد از دور شدن از دوستی هامون داریم و فکر میکنیم کاش بیشتر قدر همدیگه رو میدونستیم.

این ماییم که پیر تر میشیم و به انتها نزدیک میشیم...انتها لزوما نباید چیز بدی باشه...ولی همیشه تجربش با دلهره و تردید همراهه.

هیچ جریان ابدی در این دنیا وجود نداره و نخواهد داشت.

واقعا وقتی با یکی از بهترین دوستانت  باید خداحافظی کنی و نمیدونی دوباره دیداری هست یا نه چی باید بگی؟!

اصلا وقتی تو این موقعیت قرار میگیری باید چی کار کنی...؟!

هجرت اجتناب ناپذیری که شاید تنها راه برای رسیدن به آینده باشه...!!

 

پس تنها حرفی که میشه زد اینه:

"به امید دیدار رفیق"

 

 

پ ن1: این روزها رو هم نمیشه فراموش کرد

پ ن2:شاید زیادی نوشته شخصی بود ولی خیلی دوست داشتم که اینجا حسم رو ثبت کنم

نویسنده : اسماعیل : ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

برای ایران... و برای زمین.

میراث گذشتگان در همه جای جهان گرامی،قابل احترام و یا حتی مقدس نیز است...در سرزمین مقدس پرور و تقدس گرای ما که بیشتر و بیشتر...تا جای که جان مخالفان را گاه کم ارزش تر از اعتقادات و میراث و نیاکانمان میدانیم.

همه گذشته دیگر نیست...تنها اثری است که از ما هم میماند...تنها خاطره ای است که ما هم خواهیم داشت.

میراث زنده ایران همه کوه ها و جنگلها و درختان و آسمان و همه جانداران این سرزمین است....آسمانی که شبی به زحمت میتوان کورسوی ستاره ای را در آن دید....درختانی که تشنه آب چشمه ها و رودهایی هستند که پشت سد به انتظار تولید برق و هدایت به سمت زمین های کشاورزی هستند...!

آهویی که اگر از دست شکارچی جان به در برد و با خودرویی تصادم نکند....آیا علفی برای خوردن دارد....یوزپلنگی که اگر از دست شکارچیان پوست و گله داران در امان باشد آهویی در دست برای شکارش نگذاشته ایم....و گرگی که وقتی به دنبال سهمش از  همه طبیعتی که از او گرفته ایم به کنار روستایی می آید...جانش را میگیریم...!!

همه اینها میراث ایران است...همه اینها میراث جهان است همه اینها بخشی از هستی و تکامل است...حاصل میلیونها سال تکامل و اصلاح و گردش روزگار...

لذت زندگی در بودن همه اینهاست.....میراث گرانبها و خاطره ماندگار ما در بودن همه اینهاست.

نویسنده : اسماعیل : ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

غبار....

در کلان شهر آلوده و غبار آلود و کثیف و پر سرو صدا....

نه باران می بارد.....و نه حوصله می ماند.

 

 

 

پ ن: چیزی در این دنیا محو نمیشود....فقط کمرنگ تر خواهد شد.

 

نویسنده : اسماعیل : ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

کسب درآمد از حلال ترین راه ممکن...!

امروز و فردا و همه فردا ها گویا....بایدد به این فکر باشیم....کسب درآمد از راه های مختلف....ثروت که چه ارض کنم....درآمدی برای رفع بی نیازی...نیازی که هر روز بیشتر و بیشتر میشود....خواسته هایی که هر روز با روز قبل متفاوت ترند..!!

پیش میرویم......به پیش.....اصلا همگی به پیش..... ملت به پیش...

پیش به سوری رقابت بیشتر داشتن....بیشتر بلعیدن و بیشتر سهم بردن...هر کس سهم بیشتری گرفت..او برنده است....اوست یگانه برنده این بازی...اوست یگانه الگوی موفقیت....سهم بیشتر و بیشتر و بیشتر.....

تا عمر داریم و تا نفسی می آید جمع میکنیم...نه برای ثروت مند شدن...بلکه برای رفع نیاز.

 

پ ن:

انسانهای منطقی خود را با شرایط دنیا تطبیق می دهند.

انسانهای غیر منطقی دنیا را با خود تطبیق می دهند .

به همین دلیل است که همه پیشرفت ها به انسانهای غیر منطقی بستگی دارد.

(جرج برنارد شاو)

نویسنده : اسماعیل : ٢:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

عشق یعنی:احساس کنی حالت خوبه

همتون میرید...ولی دوباره برمیگردین...دوتایی میرید....یکی بر میگردین...یکی میرید...دوتایی برمیگردیم...ولی برمیگردین همین جا.

پ ن: شاید خیلی ها ایرادات فنی و ساختاری به این فیلم بگیرن...ولی فرصت تو سینما دیدنش رو از دست ندین

نویسنده : اسماعیل : ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

دل و دلبر همه رفتند...

چند وقته دنیال یک ترانه خوب...فیلم خوب...شعر ناب...یا حتی داستانی میگردم که بشه ازش لذت برد.....ولی اگر شما پیدا کردین من هم پیدا میکنم...!

فکر میکنم با یک بحران روبرو هستیم یا در دوره بحراینی زندگی میکنیم که به علت زیاد بودن تجربه های دیداری و شنیداریمون نسبت به سن و درکمون...همیشه کم اشتها هستیم.....شایدم چی ی برای تحریک اشتها نمی بینیم...مثل بچه ای که انقدر در طول روز تنقلات و آجیل و شیرینی و شربت میخوره که طعم آب یادش میره.....انقدر چیپس خوردیم با طعمای مختلف که مزه سیب زمینی رو فراموش کردیم..چه برسه به سیبزمینی آتیشی...!!

اصلا با رجعت به گذشت و بازگشت فرهنگی و این حرفای کلیشه ای نمیخوام وقت خودم و شما رو بگیرم...بحثم نبود برنگیختگی در این دورانه...این دوران که امیدوارم یک بحران باشه و آینده متفاوت تر باشه.

یادمه در همین روزهای نه چندان دور موسیقی بیشتر تاثیر داشت...فیلم ها بیشتر درگیرم میکرد و خیلی چیزای دیگه...چرا مثل دهه 80 "مایکل جکسون" ی  در امریکا  نیست؟ چرا مثل دهه شصت "گروه عارفی" در ایران نیست..؟ یا مثلا مثل دهه پنجاه سینمای هیچکاک و جان فورد نیست؟

چرا تاتر سنگلج و تاتر شهر مثل دهه هفتاد نیست؟

باور کنید بیزارم از اینکه بگم "دیگه هیچی مثل سابق نیست" ولی گویا چاره ای جز این نیست...!

شرایط که بیشتر شبیه یک بحرانه تا یک روند...وادارت میکنه که موسیقی رو بشنوی که ملودی نداره و همش اعتراضه...فیلمی رو بشنوی که رنگ و صدا نداره و فقط اعتراضه....نقاشی رو ببینی که حجم نداره و رنگ وبوی از احساس درش نیست و قصدش فقط اعتراضه..هر شعر و ترانه و داستانی تهش فقط اعتراضه....و این نوشته من هم شاید تهش یک اعتراض باشه....اعتراض به چی و کی و چرا ...!

اعتراض به خرد جمعی که نداریم...؟

اعتراض به راهی که داریم میریم و فقط و فقط دورمون کرده از هم....!

اعتراض به چی؟ دنیا بر وفق مراد نیست....!!

 

چشمه دیمه-سرچشمه زاینده رود-استان چهار محال و بختیاری

نویسنده : اسماعیل : ٢:٢۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد