از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

جایزه نوبل اقتصاد 2009

اولین زن نوبلیست تاریخ اقتصاد معرفی شد.. و من بسیار خوشحال شدم که در نوبل اقتصاد بلاخره زنان که تعداد قابل ملاحظه ای از دانشجویان و دانش آموختگان اقتصاد در کشور ما و همچنین در سراسر جهان را شامل می شنود..بتوانند با وارد شدن در این عرصه (مثل سایر زمینه های علمی و اجتماعی) در شکوفایی و پیشرفت و توسعه نقش مهمی را ایفا کنند....گرچه حضور زنان در عرصه اقتصاد(البته خیلی قبل تر صورت گرفته ولی جایزه نوبل نشان از حضور جدی و تاثر گذار است)...شاید کمی دیر باشد...ولی امیدوارم که با عث ارتقای کیفی علم اقتصاد بشود....خب حالا کمی در مورد کم و کیف نوبل امسال مینویسم...:

 

جایزه نوبل اقتصاد سال 2009 مشترکا به دو اقتصاددان آمریکایی رسید

الینور استروم(1933)،  اولین زن نوبلیست اقتصاد و استاد علوم سیاسی دانشگاه ایندیانا و الیور ویلیامسون(1932) استاد اقتصاد دانشگاه برکلی.

این دو  از اقتصاد دانان نهاد گرا هستند که به بررسی نقش نهاد ها در اقتصاد می پردازند.

تصور بر این بود که بهترین تخصیص منابع در بازار آزاد صورت میگیرد و فقط نظام بازار ازاد در تخصیص منابع کاراست..ویلیامسون با بررسی و تحلیل در ساختار بنگاهها به این مهم دست یافته است که نهاد های  آزاد دیگر هم (غیر از دولت) میتوانند تخصیص بهینه را انجام دهند و کارا هم باشند...

 وی نشان می دهند که تعادلهای غیرهمکارانه (Non cooperative equilibrium)که در جامعه اتفاق می افنتد در مواردی بهینه نبوده و نیاز به نهادهایی هست تا شرایط بهینه حاصل شود.

مشکل بازارها این است که امکان عدم حصول توافق و انجام مبادله وجود دارد و مشکل بنگاهها این است که شرایط سوء استفاده برای مدیران فراهم می آورد. پس معمولا وقتی تعداد خریداران و فروشندگان زیاد باشد بازارها بهتر عمل می کنند(از شروط اصلی بازار آزاد) و ویلیامسون نشان می دهد که معمولا بنگاهها در زمانی که رقابت محدود است(منابع مشترک است-یا بازار شبهه رقابت است) بهتر از بازار عمل می کنند....که این تنیجه خلاف تصورات قبلی در علم اقتصاد بود.

استروم هم مالکیت عمومی را به چالش کشیده دلایلی برای کارا بودن مالکیت خصوصی و حتی دولتی بیان میکند...

ایشان نظریات خود را تحت تاثیر نظریه های اقتصاددان بزرگ "گارت هاردین" و مقاله معروف او به نام:

"فاجعه مشترکات"(1968)-(The tragedy of the commons)میداند.

در آن مقاله هاردین میگوید: وقتی کسی مالکیت یک منبع را در اختیار نداشته باشد آن منبع مورد استفاده بیش از حد قرار خواهد گرفت و هر کس بدنبال استفاده بیشتر و سریعتر خواهد بود.

استروم با بررسی تعداد قابل توجهی از منابع مشترک (مثل جنگلها، آبهای زیرزمینی، دریاچه ها و ..) دریافت که در برخی موارد استفاده از این منابع بسیار خوب و کارا بوده است و به نحوی داوطلبانه نیز انجام شده و در طول زمان نیز با بکارگیری قوانین خاص، کارایی آنها افزایش یافته و البته در برخی موارد هم خوب عمل نشده است.

وی  دریافت که این تفاوت در کارکرد تصادفی نبوده و همه موارد با کارایی بالا ویژگی های مشترکی دارند. نکته مهم این بود بود که در مورد نمونه های کارا، همگی به نوعی دارای نوعی حقوق مالکیت (نه لزوما مالکیت خصوصی) هم بودند.

 

خانم استروم ، قوانینی برای مدیریت منابع بصورت مشترک بیان می کند که مهمترین آنها عبارتند از:

 

1-قوانین باید کاملا شفاف باشند راجع به اینکه چه کسی چه مقداری از منبع سهم دارد

2-وظیفه هر کس در مورد نگهداری منبع با منفعتی که می برد متناسب باشد

3-نظارت و تمهیدات لازم انجام شود

4-استفاده کنندگان امکان شرکت در تصویب قوانین و تغییر آن را داشته باشند

  با تشکر از مقاله کامل و خواندنی آقای حمید بوستانی

 

نویسنده : : ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

طبیعت (1)

چهارشنبه 22 مهر 1388/دارآباد

نویسنده : : ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

تولدی دیگر......

دیشب تولد عزیزی دعوت بودم که خودش حضور فیزیکی نداشت......ساز و آوازی بود.....و خلاصه از دور شبیه همه تولدای دیگه بود....ولی از نزدیک یک چیز دیگه....یه تولد دیگه....شاید جشنی برای کسایی که دیگه نمیتونن همدیگه رو ببینن...ولی تصور میکنن که در جمعی هستن که دوست دارن.....

٢۵ مهر ماه تولد خسرو کوهانی بود.....تولدی دیگر....

این تصنیف  استاد کیخسرو پور ناظری با صدای محمد رضا نوربخش را خسرو خیلی دوست داشت....و دیشب فرصتی شد که این تصنیف رو بخونیم..

 

دلگیر دلگیرم مرا مگذار و مگذر
از غصه میمیرم مرا مگذار و مگذر

با پای از ره مانده در این دشت تبدار
ای وای میمیرم مرا مگذار و مگذر

سوگند بر چشمت که از تو تا دم مرگ
دل بر نمیگیرم مرا مگذار و مگذر

بالله که غیر از جرم عاشق بودن ای دوست
بی جرم و تقصیرم مرا مگذار و مگذر

با شهپر اندیشه دنیا گردم اما
در بند تقدیرم مرا مگذار و مگذر

آشفته تر ز آشفتگان روزگارم
از غم به زنجیرم مرا مگذار و مگذر

 

این تصنیف رو میتونید در لینک زیر بشنوید(آلبوم پنهان چو دل):

 http://www.4shared.com/file/32186630/b90d7c76/_2__Hamidrezanoorbaks-Magzar-o-Magzar_kiaeeblogpersianblogir_.html

نویسنده : : ۸:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

ویکتور خارا

گیتار من دولتمردان و جنایتکاران را  به کار نمی آید

که آزمند زر و زورند .

گیتار من به کار زحمتکشان خلق می آید .

تا با سرودشان آینده شکوفا شود .

چرا که ترانه آن زمانی معنایی می یابد

که قلبش نیرومندانه در تپش باشد .

و انسانی آن ترانه را بسراید که

سرود خوانان شهادت را پذیرا شوند .

شعر من در مدح هیچ کس نیست

و نمی‌سرایم تا بیگانه‌ای بگرید

من برای بخش کوچک و دوردست سرزمینم می‌سرایم

که هر چند باریکه‌ای بیش نیست

اما ژرفایش را پایانی نیست

شعر من آغاز و پایان همه چیز است شعری سرشار از شجاعت شعری همیشه زنده و تازه و پویا

من به شخصه همیشه منتقد سر سخت سوسیالیسم و کمونیسم هستم...ولی همواره انسانهایی را  که در راه رسیدن به هدفشون تلاش میکنند و حتی جان خودشون رو برای هم وطن هاشون فدا میکنن....و به عبارتی برای آزادی و سعادت هم نوعانشان احترام قائل هستن ،ستایش و تحسین میکنم...

ویکتور خارا(1923-1973) شاعر،نوازنده وآهنگ ساز مشهور و انقلابی شیلی است که از آن دسته از هنرمندانی بود که با هنر خودشان در بطن جامعه حضوری فعال داشتند و هیچگاه به موسیقی به عنوان یک تفریح نگاه نکردند.

او یک کودک روستایی فقیر بود ولی هم اکنون برای مردم شیلی به یک قهرمان و الگو تبدیل شده است .وی در سال ۱۹۶۹ هم‌زمان با سال‌های پرالتهاب در شیلی، نخستین آلبوم خود را منتشر کرد. آشنایی با تفکرات سوسیالیستی تأثیر مهمی در افکار و زندگی او به جا گذاشت.در سال ۱۹۶۹ حزب کمونیست، سوسیالیست‌ها و دیگر گروه‌های چپ شیلی ائتلافی به نام «جمعیت مردم» تشکیل دادند که یک سال بعد با معرفی سالوادور آلنده به عنوان کاندیدا وارد رقابت انتخاباتی شد. در این زمان خارا در استادیوم شیلی شهر سانتیاگو کنسرت بزرگی برپا کرد.پس از پیروزی حزب «اتحاد مردم» در انتخابات، خارا طی سال‌های ۷۰ تا ۷۳ به سراسر شیلی سفر کرد و برای کارگران معدن و کارخانه‌ها، دانشجویان و دانش‌آموزان کنسرت برپاکرد و در این مدت چهار آلبوم منتشر کرد.

در سال ۱۹۷۳ با وقوع کودتای پینوشه بسیاری از انقلابی‌های پیشرو از جمله آلنده به قتل رسیدند و بسیاری دیگر نیز بازداشت شدند. خارا نیز در جمع دانشجویان دانشکده فنی دستگیر شد و به همراه تعداد زیادی از دانشجویان به استادیوم سانتیاگو منتقل شد.این استادیوم در سال 2003 به نام ویکتور خارا نامگذاری شد.

چندین نفر از زندانیان سیاسی بعدها شهادت دادند که اسیر کننده گان او در حالی که وی را به زمین انداخته بودند به مسخره پیشنهاد نواختن گیتار به وی دادند و ویکتور در این هنگام قسمتی ار آهنگی معروف را که برای جبهه اتحاد مردمی سروده بود اجرا نمود و سایر زندانیان در خواندن این ترانه وی را همراهی کردند .
پس از اجرا ویکتور خارا چندین بار مورد ضرب و شتم قرار گرفته ، استخوانهای دست و دنده اش توسط بازداشت کننده گان خرد شد . همچنین گفته می شود هر دو دست وی را قطع کردند ....در روز 15 سپتامبر وی تیرباران شده ، جسدش در یکی از مراکز زباله حومه سانتیاگو به صورت گروهی با تعدادی دیگری از انقلابیون اعدام شده به خاک سپرده شد و بعدها به شهر
Morgue انتقال پیدا کرد

 

آخرین ترانه‌ٔ او که حکم وصیت‌نامه‌اش را داشت، بر روی تکه‌ای از روزنامه نوشته شده بود و توسط یکی از افرادی که از استادیوم شیلی جان به در برد، به دست همسرش رسید.

پنج هزار نفر این جاییم

 در این بخش کوچک شهر

 چه دشوار است سرودی سرکردن

 آن‌گاه که وحشت را آواز می‌خوانیم

 وحشت آن‌که من زنده‌ام

 وحشت آن‌که می‌میرم من

 خود را در انبوه این همه دیدن

 و در میان این لحظه‌های بی‌شمار ابدیت

 که در آن سکوت و فریاد هست

 لحظه پایان آوازم رقم می‌خورد.

 

بشنوید:

Victor Jara - El derecho de vivir en paz
http://www.4shared.com/file/16809126...ir_en_paz.html

Victor Jara - Ni Chicha ni Limoná
http://www.4shared.com/file/16809231..._ni_Limon.html

Victor Jara - Te Recuerdo, Amanda
http://www.4shared.com/file/16808932...do_Amanda.html

Victor Jara - no murio
http://www.4shared.com/file/16809387..._no_murio.html

 

نویسنده : : ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

چند چند تا میشه چند تا...؟؟

یه کم که دقت بکنی....جوابش رو پیدا میکنی....؟؟ آفرین..فقط باید عدد ها رو پیدا کنی...و سر جاشون بگذاری....

دیدی...دیدی اصلا کاری نداشت....!!

حا لا این یکی رو حل کن.....

چند چند تا...میشه...چند تا...؟؟

نویسنده : : ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

سونامی فرهنگی...

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

فروغ فرخزاد

سپیده کاشانی

مریم حیدر زاده

نویسنده : : ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

حوضچه اکنون.....

عکس از کاویان

 

خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می‏رود
خوشا آنکه همچون تو مست از شراب الست از جهان می‏رود
خوشا آنکه همچون تو در خواب مست
به دور از غم هرچه هست از جهان می‏رود
کسی با خود از این جهان ارمغانی نبرد
خوشا آنکه همچون تو با جام و نامی به دست از جهان می‏رود
پس از تو نه می می‏توان نوش کرد
نه بر نغمه و سوزِ سازی توان گوش کرد
چه فخری به خود می‏فروشد زمین
که همچون تو رامشگری را در آغوش کرد
پس از این چه خواهد کشید از فراقِ تو سنتور تو
که نتواند او هم غمت را فراموش کرد

  

با صدای همای و به یاد استاد مشکاتیان بشنوید:

http://rapidshare.com/files/286322832/Mastan_-_Be_Yade_Meshkatian.mp4.html

 

نویسنده : : ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

که یار مسته و گوشش به گریه های مو نیست.....

یقین درم اثر امشو به های های مو نیست

که یار مسته و گوشش به گریه های مو نیست

خداخدا چه ثمر ای موذنا کامشو

خداخدای شمایه  خداخدای مو نیست

نمود خونمه پامال و خونبهامه نداد

زدم چو بردمنش دست گفت پای مو نیست

بریز خونمه با دست نازنین خودت

چره که بهتر از ایی هیچه خونبهای مو نیست

بهار اگر امشو صدبار بمیرم از غم دوست

به جرم عشق و محبت هنوز جزای مو نیست.

دوازده روز از درگذشت استاد عزیز،پرویز مشکاتیان میگذره....و همش صدای استاد تو گوشمه که میخوند...."بهار اگر صد بار بمیرم از غم دوست  به جرم عشق و محبت هنوز جرای مو نیست"

این شعر زیبای ملک الشعرای بهار که به زمان محلی خراسانی گفته شده رو استاد در آخرین آثار خودشون یعنی آلبوم تمنا منتشر کزدن...با همراهی تنبک فرزندشان آیین مشکاتیان...خیلی شعر رون و پر سوزیه...به جرات میتونم بگم که آلبوم تمنا قوی ترین کار شادروان استاد مشکاتیان بود....قطعات آوازی با صلابت و ظرافت بی نظیری در این آلبوم اجرا شده اند....این آلبوم رو مقایسه بکنید با مثلا اجرای آستان جانان...واقعا استاد در این چند سال بسیار تغیر کرده اند و مضراب ها بسیار پر بار تر و هوشمندا نه تر شده اند....حتما این آلبوم رو تهیه کنید و بشنوید..البته من کمی از این آلبوم رو برای شما میزارم.

روحت قرین رحمت و عشق باد

 

بشنوید:

http://tarabestan.com/files/music/others/meshkatian-sherkhani.mp3

نویسنده : : ۳:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

اقتصادزیر زمینی یا موسیقی زیر زمینی....؟

میخوام نتیجه یه تحقیق اقتصادیم رو براتون بنویسم....!!

اگه بری دنبال اقتصاد زیر زمینی..میلیونر میشی....ولی اگه بری دنبال موسیقی زیر زمینی...هر چی دیدی از چشم خودت دیدی...؟

این به عبارتی سئوال تحقیق بود که در پروپزال طرح مطرح کردم و فرضیه تحقیق هم این بود:با فرض متغییر بودن و غیر قابل پیش بینی بودن همه موارد...محدودیت های تحقیقهم عبارت بود از:عدم رضایت فعالین در عرصه اقتصاد زیر زمینی...و آبرومند بودن خانواده های فعالین موسیقی زیر زمینی....

نکته:((بنده الان به علت انجام پایان نامه خودم...حسابی جو گیر شدم و همه چیز رو از منظر  پایان نامه میبینم...!))

خلاصه تحقیقی:

اقتصاد زیر زمینی:

ببینید اقتصاد زیر زمینی همون طور که میدونین  به همه فعالیتهای خارج از قانون اقتصاد میگویند...مثلا میخوای چند کامیون لباس وارد کنی و بفروشی ....به علت بالابودن تعرفه ها وگمرگ و مالبات احداث شرکت و ....تصمیم میگیری از راه قاچاق(فعالیت خارج از قانون) و ی حتی با ظاهری قانون و پر داخت رشون و استفاده از رانت و غیره....جنس رو وارد کرده و بفروشی....حتما هم سود بیشتری میبری...هم حسابی به اقتصاد کشورت صدمه وارد میکنی(البته اگه برات مهم باشه...؟)از جمله غیر واقعی شدن GNP تا تورم و کاهش ارزش پول ملی و ....

خطراتی که شما رو تحدید میکنه...عبارتند از:

1-استرس

2-حبس و جریمه نقدی

٣-محرمیت از انواع بیمه  و حمایتهای حقوقی

اما موسیقی زیر زمینی:

به آلبوم ها و تک آهنگ هایی که معمولا به صورت با کلام اجرا میشود و به دلیل عدم توفیق به کسب مجوز از طرق قانونی و عرف....راه استودیو های خصوصی و حتی غیر حرفه ای را پیش میگیرند و منتشر میشنوند...!

نه حق کپی رایت دارند(گرچه در ایران در حد حرف است) و نه عوایدی برای هنرمندانش....البته منظورم نفع مالی مستقیم هست....شاید به صورت غیر مستقیم ...مثل شرکت در مجالس خصوصی و موسیقی های سفارشی شخصی بتوان اندک درآمدی حاصل کرد....ولی مطمئنا با باز بودن شرایط این رقم بسیار بیشتر خواهد بود...معمولا در کشور ما کسانی موسیقی زیر زمینی کار میکردنند که موسیقی آنها خلاف شئونات اسلامی بود...و اکثرا از سطح پایینی قرار داشتند ،چه از نظر شعر و چه از نظر موسیقی ...البته عجیب آن که طرفداران آن گاهی حتی بی شمار میشند...؟؟!یعنی چه چیز خوب و مورد علاقه ای در کار آنها هست که قانون خلاف اعلام کرده...و مردم ایتقدر دنبال آن هستند...؟؟؟ یعنی همه مردم گمراهند....؟؟!!یقانون چقدر از مردم برآمده ....؟؟!! چرا اینقدر با سلایق مردم تفاوت دارد....!!

خلاصه نتیجه درآمد بسیار کم و -البته در صورت خیلی دور از شرایط تعیین شده در قانون- شهرت میتواند پیامد این گونه فعالیت باشد.

خطراتی که این قشر را تحدید میکند:

1-استرس

2-حبس و جریمه نقدی

٣-محرمیت از انواع بیمه  و حمایتهای حقوقی

 

نتیجه تحقیقی:

هرچه در فعالیت اقتصادی سایه قانون و مبارزه با فساد کمتر شود...فعالین در بخش زیر زمینی ثروت بیشتری بدست میآورند و به اقتصاد کشور صدمه بیشتری وارد میکنند...و جذابیت این فعالیت های زیر زمینی بیشتر میشود....هم برای داخلی ها و هم خارجی ها......از طرفی هرچه سایه نظرات و ممیزی و اعمال قانون و سلیقه و ... در موسیقی و فضا ی هنری بیشتر شود...درآمد فعالان کاهش یافته...موسیقی ها سطح پایین تر و روزمره تر و جذابیت برای وارد شدن در این عرصه کم و کمتر خواهد شد....

*****************

پ.ن:

واقعا متاسفم که هنرمند بزرگی مثل استاد محمد رضا شجریان مجبور به ارائه کارهای خود  به این شکل(زیر زمینی) شده اند...واقعا ...چرا باید موسیقی دانهای بزرگ را به این سمت حرکت دهیم...!!؟  

نویسنده : : ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

زیر زمین....

گمان میکنم امروز زیر زمین بهتر است......

اقتصاد زیر زمینی که داشتیم....شاعر و نویسنده زیر زمینی هم که همه جای دنیا هست......حالا فرض کنید یک موسیقی دان مثل "پاوارتی" و یا  "کارلو ماریا گیولینی"* یا"سیجی اوزاوا "* و .... بروند و زیر زمینی کار کنند.....

نقاشی از هنرمند گرامی ایمان ملکی به نام"موسیقی درخفا" که گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی و استادمحمد رضا شجریان و برادران کامکار و دیگر هنرمندان را ،در حال تمرین موسیقی در فضای سنگین اواخر دهه پنجاه نشان میدهد

 

 پ.ن:

*-کارلو ماریا گیولینی Carlo Maria Giulini
رهبر ایتالیایی (متولد 1914) که از 1951 تا 1956 مدیریت مؤسسه موسیقی اسکالای میلان را بر عهده گرفت.برای نخستین بار در 1958 در کاونت گاردن ظاهر گشت و به رهبری پرداخت.گیوینی رکویمهای وردی Verdi آهنگساز ایتالیایی را به‌گونه تحسین‌آمیزی رهبری کرد.

*-سیجی اوزاوا Seiji Ozawa
رهبر ژاپنی (متولد 1935) شاگرد کارایان در برلین. از 1965 تا 1970 رهبر ارکستر سنفنیک تورونتو Toronto و از 1969 تا 1976 رهبر ارکستر سنفنیک سن‌فرانسیسکو و از 1973 رهبر ارکستر سنفنیک بوستون.

نویسنده : : ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

در احوالات کافه نشینی.....

دوستی میگفت:پاییز فصل کافی شاپ و قهوه است......

نمیدونم شاید به این دلیل که دانشگاه ها از اول پاییز شروع به تولید علم میکنن...!!

همه یه چیزایی در مورد فرهنگ و تاریخچه کافه نشینی در فرانسه و اروپا و امریکا میدونیم....که محل قرارهای کاری ،هنری ،اجتماعی و .....بوده

حالا هم فرقی با اون موقع نکرده...فقط کار بریش بیشتر شده....

الان میتونی هروقت هوس کردی یه موسیقی سطح پایین از یه خواننده گمنام بشنوی ...خودت رو به انواع قهوه و چای و نوشیدنی و کیک و بستی...دعوت کنی ..اونم در اولین کافی شاپی که جلوی پات سبز میشه .....درضمن کافی شاپ های ایران  اصلا برای بحث و جدل و میتینگ و جلسه و.....اقتصادی نیست...!! بیشتر برای گرد همآیی هایی مثل تولد مورد استفادست...!!(البته در حال حاضر)

 بعضی ها هم (طبق معمول همه جای دنیا) معتاد شدن به کافه نشینی که سابقه طولانی در ایران داره (تحت عنوان قهوه خانه نشینی)....شاید در آینده تاسیس مراکز ترک اعتیاد(کافه نشینی) کاملا توجیح اقتصادی پیدا کنه و بازار شبهه رقابتی رو بوجود بیاره که باعث تخصیص اعتبارات  بیشتری از طرف  دولت به طرح های زود بازده  بشه...!

راستی...ما قهوه خانه یا کافه ای داریم که از دوره مشروطه تا حالا برقرار باشه...یا قبل تر....؟!

من کافه نادری رو به عنوان قدیمیترین کافه میشناسم(1306ه.ش)......

دلیل کوتاه بودن عمر کافه ها در ایران چی بوده...؟مسائل مالی...فرهنگی...سیاسی...؟

 چرا اماکن خارج از محدوده ی  خانه در ایران به ندرت عمرشان به 60 سال میرسه....

من ترجیح میدم به کافه یا رستوران یا هتل و ..... که میرم....از یک پشتوانه تاریخی و اصالت برخوردارباشه.....نه اینکه کهنه باشه..و در و دیوارش در حال ریزش ......

باز سازی شده باشه..و مرتب...ولی این حس که اینجا مثلا از 50 سال پیش تا حالا یه رستوران بوده......باعث انباشت تجربه(یه چیزی شبیه انباشت سرمایه) میشه...!

البته انباشت خاطره هم جای خودش رو داره....

 

 

نویسنده : : ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

مهر آمد....

مهر ماه مبارک.....همیشه از آمدن مهر و باز شدن مدارس خوشحال میشم....بیشتر به   خاطر فضای مدرسه و دیدار دوستان و همکلاسیها....این دانش آموزی و دانشجویی ما هم که حالا حالا ها تموم نمیشه....!!

راستی امروز تولد استاد محمد رضا شجریان عزیز هم هست....استاد تولدت مبارک.

شهریور 1388 اصلا برای من  خوب نبود...با رفتن خسرو عزیز شروع شد و با فقدان استاد عزیزم پرویز مشکاتیان پایان تلخی داشت.....چه میشه کرد صحنه گردان این روزگار کس دیگریست

...."باید استاد و فرود آمد برآستان دری که کوبه ندارد"

پاییز مبارک.....

نویسنده : : ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم