از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

ذهن های فقیر و جیبهای خالی...!

فقر واژه آشنایست...شاید هم ترسناک...ولی هرکسی برای خودش تعریفی دارد...یک تعریف جهانی داریم که فلان قدر مصرف در روز معادل خط فقر و اندکی بالاتر فقر نسبی و اندکی پایین تر فقر مطلق و چندین و چند تعریف علمی و آکادمیک دیگر....من امروز نمیخواهم بحث اقتصادی بکنم.....می خواه  در باره کسانی حرف بزنم که نمیدونن فقر هستن....!! ذهنی که حتی تا این اندازه آگاه نیست که فقیره....!!

اکثر روستاییان عزیز ایران بدون آنکه بدانند در فقر بسر میبرند و این فقر را قبول کردند...قبول دارند که ما لیاقت بیشتر از این را ندارم...یا مثلا راضی هستیم به رضای خدا....!در حالی که محصولات آنها باعث جمع شدن ثروت های میلیاردی برای کسانی است که مثلا سیب را 100 تومان سلف میخرند و 2000 تومان در بازار تهران میفرشند...!!

چرا...؟ ریشه این ناآگاهی چیست....؟! کجای فرهنگ و دین و سیاست را باید بگردیم و بررسی کنیم تا به ریشه هاش برسیم....؟!

چرا اعتراضی به این فقر نمیشه....چرا بعضی ها فقط به زنده بودن راضی هستن...؟؟ چرا اینقدر فاصله بین روستاییان و شهر نشینان است....که بعضی روستاییان فقر خود را ناشی از مصرف زیاد و ثروت اندوزی شهر نشینان میدانند نه کمبود آگاهی خودشان(تازه اگر فقر را باور کنند)...این سیستم قناعت و رضایت مندی داره یواش یواش با سکوت ،ترس،جهل و خرافات دینی  جا به جا میشه و تغییر ماهیت میده...!!

کسی که با ناآگاهی  به این نتیجه برسه که فقیره....حتما به سمت آسون ترین راه یعنی بزهکاری میره....احتمالش خیلی زیاده....این خلافکار فرقش با خلافکارای دیگه اینه که خیلی راحت داره حقش رو میگیره(البته از دیدگاه خودش) و خب...قربانی هم قطعا کسیه که حقش رو خورده...پس اندکی مقاومت میتونه باعث...شلیک یک گلوله یا استفاده از سلاح سرد بشه....!! یه سری به روزنامه ها بزنید لطفا.......اکثر مجریمین از این دست از سواد بسیار کم و فقر شدید در دوران کودکی رنج میبردن...فقری که  به علت ندانم کاری و گذشتن از حق و حقوق واقعیشون...و اصلا طلب نکردن حقشون از طرف والدینشون بهشون تحمیل شده....و انها هم با نا آگاهی تمام سعی کردن مشکلشون رو حل کنن....!!

جامعه فقیر ایران(که عمدتا مذهبی هم هستند) ..بیش از پرداخت های نقدی از جمله سهام عدالت،یارانه نقدی،جشن نیکوکاری،صدقه و ....(که در جای خودش لازمه)به آگاهی از حقوق اجتماعی و تعریف صحیح واژه قناعت و پاک کردن چهره بد سرمایه داری از ذهنشان نیاز دارند.

نویسنده : : ۸:٤٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

هنوز هم موسیقی هست.....!

دیشب 25 آبان به دعوت یکی از دوستان گرامی به دیدار کنسرت روزبه نعمت الهی رفتم در سالن همایشهای برج میلاد...روزبه نعمت الهی فارغ التحصیل دانشکده موسیقی است و ساز تخصصی ایشان ویولون با نوازندگی گیتار و پیانو هم آشنایی دارد و ردیف آوازی را هم با "تار" نزد مادرش خانم جواهری فرا گرفته است....بعد از مدتی یک گروه پاپ خوب رو دیدم...نوازنده ها(که نزدیک به 20 نفر بودند) از توانایی خوبی برخوردار بودند...اجرای روزبه نعمت الهی هم قوی بود...خیلی خوب صحنه رو اداره میکرد و ارتباط دیداری و حسی خوبی با مخاطبان خودش تونست بر قرار کنه....

سالن برج میلاد ....سالن خوبیه ...البته اگر صدا برداری کار رو خراب نکنه....واقعا صدا برداری و حجم صدا مناسب سالن نبود...کی این مشکلات حل میشه.....!!

باور کنید اصلا صدای هم خوان(بهزاد برادر روزبه) رو نشنیدم.

نکته جالب آخر اجرا بود که خواننده از مردم خواست با صدای تشویق خودشون بگن چه ترانه ای رو دوباره اجراکنه...که مردم با تشویق زیاد خواستار اجرای ترانه "ایران" شدند:

آبی قلب تو خلیج فارس و هرمز
سینه به سینت سلسله کوه البرز
وسعت نام تو ، وسعت نام خورشید
جلوه خاک تو قرمز و سبز و سفید
این نه منم من ، نه من منم من
ذره خاک وطنم من ذره خاک وطنم من هـــی
ایران خاک دلیران ایران غرش شیران
ایران همیشه جاویدان
شبنمی از جنگل شمال ایرانی
دیده به دریایی از کمال ایرانی
محو جمیلی از آن جمال ایرانی
ایرانی پهلوان ، ایرانی مهربان ، ایران وطن من
ایرانی قهرمان ایرانی پهلوان از ارس تا خلیج وطن من
خون سیاوش کمان آرش مهد شهیدان غرور آتش خانه ایمان به لطف یزدان هــی
ایران خاک دلیران ایران غرش شیران ایران همیشه جاویدان
رستم و سهراب قصه ها ایرانی
شیرین و فرهاد عاشقا ایرانی
اهل وفا صلح و صفا ایرانی
ایرانی
مهربان ایرانی پهلوان ایران وطن من
ایرانی قهرمان ایرانی پهلوان ایران وطن من
این نه منم من ، نه من منم من
ذره خاک وطنم من ذره خاک وطنم من هـــــــی
ایران خاک دلیران ایران غرش شیران ایران همیشه جاویدان    

شعر زیبایی داره و دیشب روحیه وطن پرستی و عشق مردم به کشورشون برام خیلی با ارزش بود....

امید وارم که موسیقی پاپ هم بتونه در کنار سایر موسیقی های دیگه در کشورمون با یک بیزینس قوی و استفاده از ارکستر های بزرگ و سازهای مختلف،اجرا های بیشتری داشته باشه و فرهنگ کنسرت دیدن  در بین مردم بیشتر بشه...

نویسنده : : ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

الگوی نیازهای اساسی در اقتصاد توسعه

الگوی نیازهای اساسی در اقتصاد توسعه جزو دیدگاههای ضد فقر به شمار می آید ...دغدغه اصلی همه اقتصاد دانان...!

پایه اصلی این نظریه در دهه ١٩۶٠ پی ریزی شد جایی که رشد اقتصادی در سطوح پایینی جامعه و یا حتی کشور های کمتر توسعه یافته به کندی و سختی پیش میرفت...و بهره وری و شکوفایی در اقشار فقیر به شدت کاهش می یافت...در این میان اقتصاد دانانی نظیر"مک نامارا،پل استریتن،دادلی سیرز و ...با مطالعاتی در باره فقر و عدم توسعه یافتگی در جهان سوم به سمت الگو های جدیدی در اقتصاد توسعه رفتند که به آنها الگوی نیاز های اساسی میگویند...در این الگو حد اقل نیاز های فرد در جامعه در نظر گرفته شده و با توجه به تامین این نیازها و توزیع درآمد (حتی به صورت پرداختهای انتقالی و ..)و از میان برداشتن فقر مطلق*  به رونق در تولید و کارایی توسعه و اثر بخشی سرمایه گذاری در تولید امیدوار میشوند....که البته منتقدان و طرفداران بسیاری هم دارد.

در نتیجه مطالعات و تلاشهای اقتصاد دانان و پس از بحثهای زیادی پیرامون پیامد های آن در روابط سیاسی و بین المللی در گزارش سازمان ملل به کنفرانس جهانی اشتغال در سال ١٩٧۶ مفهوم نیاز های اساسی در چهار عنوان تعریف شد:

١-حداقل نیازهای مصرفی خانواده(غذا،مسکن،پوشاک)

٢-در اختیار داشتن خدمات اساسی ( آب آشامیدنی سالم،بهداشت،حمل و نقل،آموزش)

٣-دسترسی به یک شغل با حداقل حقوق مکفی برای هر فردی که توان و تمایل به کار کردن داشته باشد

۴-تامین برخی نیازهای کیفی (مثل شرایط محیطی سالم و امن،مشارکت عمومی در تصمیم گیری ها و تامین آزادی های فردی و اجتماعی)

الگوی نیاز های اساسی بسیار بر جنبه های اخلاقی و ایئولوژیک(که مور علاقه من هم هست) تاکید داره و به آزادی های فردی و حد اقل نیازهای اساسی فرد احترام و اهمیت خاصی میدهد.

نظریه پردازان میگویند:که با بالا بردن بهره وری افراد فقیر و تامین حداقل حاشیه امن برای معاش آنها میتوان به بالا بردن توان توالید و از آن طرف تقویت سمت تقاضا(که موتور رشئد توسعه اقتصادیست)امید وار بود...با تغیر ساختار تقاضا زمینه جذب سرمایه گذاری و با لارفتن بازده سرمایه گذاری و توزیع عادلانه تر درآمد میشود که مطمئنا نتیجه آن الگوی تقاضای همگن تر و همچنین کاهش هزینه برای یک واحد تولید و در نهایت افزایش توان تولید میشود.از طرفی با افزایش تولید و صادرات باعث افزایش ارزش پول ملی و افزایش قدرت اقتصادی بین المللی و ... میشود...

اما  حالا بخوانید نقد های منتقدین را:

1-مفهوم نیازهای اساسی فاقد دقت عملیاتی لازم در برنامه‌ریزی برای رسیدن به اهداف است.

2-دنبال کردن استراتژی توسعه بر پایه نیازهای اساسی، با هدف حداکثرسازی رشد تعارض دارد.

3-کشورهای در حال توسعه، به منظور ایجاد اشتغال برای فقیران در کوتاه‌مدت، به ناچار همیشه بر تولید کالاهای اولیه با استفاده از تکنولوژی کاربر متکی خواهند بود.

4-هزینه منابع بخش عمومی به صورت عامل بازدارنده عمل می‌کند.

تحلیل منتقدی با موافقین و نتیجه گیری رو هم میزارم به عهده خودتون...

ولی ببینید سیاستهای دولت های حال و گذشته ایران عزیز رو که هر زا چند گاهی با مطالعه چند خطی از هر الگو و نظریه اقتصادی...(اونم فکر کنم فقط قسمت نتیجه گیریش)...چه شوک هایی رو به اقتصاد نا کارآمد و شکننده ما میدن...و هر بار به مدد درآمد های منابع تجدید ناپذیر ادامه حیات (اقتصادی) میدهند.

اگر اطلا عات بیشتری در مورد این نظریه خواستید میتونید به این کتاب مراجعه کنید:

"نظریه های اقتصاد توسعه(تحلیلی از الگوها(پارادایم های) رقیب)

نویسنده:دایانا هانت....مترجم:دکتر غلامرضا آزاد(ارمکی)

نشر نی-١٣٨۶

 

نویسنده : : ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

کنسرت گروه بزرگ شاهو

یکی از دوستان گرامی به نام حامد صغیری پس از مدتها تلاش کنسرتی ترتیب داده اند که به دوستان توصیه میکتم حتما ببینند....برادرم هم در این اجرا آواز را اجرا میکنند...این عکس هم مربوط به  گروه "شاهو" در چند روز پیش و هنگام تمرین است...اجرا در ٢٨ و ٢٩ آبان در تالار وحدت ساعت ٢١ برگزار میشود...مصاحبه حامد صغیری(سرپرست گروه شاهو)  با حیات نو  را در ادامه بخوانید .

نشست خبری کنسرت گروه بزرگ سازهای ایرانی شاهو به سرپرستی و آهنگسازی حامد صغیری صبح امروز در تالار وحدت برگزار شد.

در این نشست حامد صغیری درباره پیشینه گروه موسیقی شاهو گفت: از سال 79 این گروه متشکل از نوازندگان سازهای ایرانی تاسیس شد و هم اکنون به مدت سه سال است که ترکیب ثابتش را به دست آورده است. گروه بزرگ سازهای ایرانی 41 عضو دارد و فرم موسیقی آن، تلفیقی از موسیقی مقامی و دستگاهی است.

وی ادامه داد: این گروه پرهیز از خواننده محوری و نزدیک شدن به ترکیب سازی دوران گذشته و حتی قبل از اسلام را در برنامه خود دارد و به طور کلی به ادبیات کلاسیک و به ویژه اشعار حضرت مولانا نظر دارد.

صغیری افزود: گروه شاهو از چند زیرگروه تشکیل شده است؛ گروه تنبور، سازهای زهی آرشه ای و سازهای کوبه ای به علاوه سازی که استاد ژاله به تازگی آنها را ساخته به نام دلنواز.

 

به گفته صغیری در بخش اول این کنسرت قطعات رهایی، خون خورشید، شهان آسمانی و در ادامه قطعه بیقرار اجرا خواهد شد. در بخش دوم نیز قطعات ارژن، قلندروار، همنوایی، مطرب طنبور، طربستان و توبه با اشعاری از مولانا و سیدخلیل عالی نژاد اجرا می شود.

در گروه شاهو سازهایی چون دو چنگ بازسازی شده از دوران ساسانی، قانون، بربت، رباب، دلنواز، سازهای مختلف کوبه ای در کنار تنبور و کمانچه نواخته خواهد شد.

سرپرست گروه شاهو با اشاره به برنامه های سال گذشته گفت: محل تمرین یکی از مشکلات عمده گروه ما بود که با پیگیری ها و مساعدت بنیاد رودکی، تالار رودکی به مدت یکسال و هفته یک روز در ازای مبلغی به ما اجاره داده شد که حرکت مثبتی بود. از این رو گروه ما از لحاظ تمرین در شرایط خوبی قرار دارد.

صغیری با اشاره به پیشینه بلند موسیقی ایرانی اظهار کرد: ما از موسیقی گذشته خود هیچ مکتوبی در دست نداریم و تنها ردپایی از آن به جاست بنابراین اجرای دقیقی از آن نخواهیم داشت. اما آنچه که در اثر پژوهش به دست آمده است، اینکه تنبور کرمانشاه و دوتار خراسان سازهایی هستند که از قدیم به همان شکل باقی مانده اند.

وی در ادامه به مشکل برنامه ریزی تالار وحدت اشاره کرد و گفت: تالار وحدت به عنوان مامن و جایگاه ویژه موسیقی در کشور باید از برنامه ریزی دقیق تری بهره ببرد اما اصلی ترین مشکل ما نبود برنامه ریزی درست و جدول برنامه هاست. زمانی که در یک روز سه کنسرت موسیقی پشت سر هم برگزار می شود یک فاجعه در موسیقی رخ می دهد چرا که گروه ها نمی توانند از همه امکانات خود استفاده کنند و کیفیت کارشان پایین می آید.

صغیری افزود: از آنجا که کوک سازهای گروه یک ساعت به طول می انجامد و از طرفی برنامه قبلی تا یک ساعت قبل از برنامه ما به پایان می رسد ممکن است مجبور شویم بدون میکروفون و با استفاده از رفلکتور برنامه مان را اجرا کنیم و اگر این اتفاق نیفتد باید منتظر امداد غیبی باشیم.

سرپرست گروه شاهو درباره استفاده از اسپانسر گفت: همانطور که می دانیم کنسرت هایی همزمان با کنسرت ما در موسیقی پاپ برگزار می شود اما نوع تبلیغات و حامیان مالی آنان با ما قابل مقایسه نیست بنابراین صحبت از اسپانسر در موسیقی ایرانی در حد شوخی است. به گفته یکی از مدیران، تا زمانی که هنر را جزو خدمات دون پایه هنری تلقی می کنیم وضعیت آن به همین شکل باقی خواهد ماند.

این هنرمند موسیقی در ادامه از ضبط این برنامه به صورت تصویری خبر داد و گفت: برای نخستین بار این تصمیم در کشور گرفته شد که از یک گروه بزرگ سازهای ایرانی ضبط حرفه ای صورت می گیرد. این ضبط به صورت دی وی دی توسط بنیاد رودکی منتشر و سراسر کشور منتشر خواهد شد.

علیرضا حسینی کارگردان این فیلم نیز گفت: ضبط این کار دو ماه به طول خواهد انجامید و از آنجا که برخی بخش ها نیاز به چند برداشت دارد ضبط در اجرای زنده آن میسر نیست. این کار، کار مشکلی است چرا که تاکنون چنین حجمی از ساز ایرانی در کنار هم حضور نداشته اند.امد ابراهیمی سرپرست نوازندگان گروه شاهو نیز در این نشست اظهار کرد: این کنسرت هدیه ای برای کودکان سرطانی است و عواید این کنسرت به آنان تقدیم می شود. از بدو تاسیس گروه شاهو، این گروه هدف معنوی را در کنار کار هنری مدنظر داشته است و اعضای گروه ما با توجه به اینکه هیچ حقوقی را دریافت نمی کنند بدون هیچ ادعایی در این گروه همکاری می کنند.
کنسرت گروه شاهو روزهای 28 و 29 آبان ماه ساعت 21 در تالار وحدت اجرا می شود.

برای تهیه بلیط میتوانید به گیشه تالار وحدت و همچنین فروشگاه ققنوس مراجعه کنید.

نویسنده : : ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

زندگی خواه تیره خواه روشن...هست زیبا...

یادمه کلاس چهارم که بودیم معلممون در اون سالهای سختی و جنگ...که همه چیز برای ما بچه ها رنگ ترس و دلهره به خودش گرفته بود....شعر های کتاب درسی رو  با آهنگ خواصی برامون زمزمه میکرد و از ما میخواست که شعر ها رو با آهنگ بخونیم.....و من چقدر میخواستم خودم رو نشون بدم...و از همه بهتر بخونم....من یار مهربانم/روباه و زاغ/باز باران/شنیدستم که شهباری کهنسال و......همه رو برامون با آهنگهای دلنشینی میخواند و ما هم تکرار میکردیم.....یعد از مدتی یه گروه درست کرد از ما ...و تو کلاسهای دیگه اجرا میکردیم...و بچه ها با چه تعجب و حسرتی به ما نگاه میکردن.......من ردیف اول می ایستادم و با تمرکز و دقت سعی میکردم ترانه رو کامل و درست با رعایت ریتم،اجرا کنم.....من ترانه "باز باران "رو خیلی دوست داشتم...... بعد از اتمام دوره ابتدایی از اون شهر رفتیم و دیگه از آقای پرویز سیاح معلم کلاس چهارمم خبری ندارم...ولی هر وقت یاد ایشون و تلاشش برای آموزش موسیقی در کنار درس ...با اون محدودیتهای دهه شصت،می افتم....تحسینش میکنم....یک معلم خوب میتونه تا پایان عمر شما رو مدیون خودش کنه...

اینم متن کامل شعر(مناسب ابن روز بارانی):

باز باران
با ترانه
با گهرهای فراوان
میخورد بر بام خانه
من به پشت شیشه تنها
ایستاده در گذرها
رودها را افتاده
شاد و خرم
یک دو سه گنجشک پر گو
باز هر دم
می پرند این سو و ان سو
می خورد بر شیشه و در
مشت و سیلی
آسمان امروز دیگر نیست نیلی
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم نرم و نازک
چست و چابک
از پرنده از چرنده از خزنده
بود جنگل گرم و زنده
اسمان آبی چو دریا
یک دو ابر اینجا و آنجا
چون دل من روز روشن
بوی جنگل تازه و تر
همچو می مستی دهنده
بر درختان میزدی پر
هر کجا زیبا پرنده
برکه ها آرام و آبی
برگ و گل هر جا نمایان
چتر نیلوفر درخشان
آفتابی
سنگها از آب جسته
از خزه پوشیده تن را
بس وزغ آن جا نشسته
دمبدم در شور و غوغا
رودخانه
با دو صد زیبا ترانه
زیر پاهای درختان
چرخ میزد همچو مستان
چشمه ها چون شیشه های آفتابی
نرم و خوش در جوش و لرزه
توی انها سنگ ریزه
سرخ و سبزو زرد و آبی
با دو پای کودکانه میدویدم همچو آهو
میپریدم از سر جو
دور میگشتم ز خانه
میپراندم سنگ ریزه
تا دهد بر اب لرزه
بهر چاه و بهر چاله
میشکستم کردخاله
میکشانیدم به پایین
شاخه های بید مشکی
دست من میگشت رنگین
از تمشک سرخ و مشکی
میشنیدم از پرنده
داستانهای نهانی
از لب باد وزنده
رازهای زندگانی
هر چه میدیدم آنجا
بود دلکش بود زیبا
شاد بودم میسرودم
روز ای روز دلارا
داده ات خورشید رخشان
این چنین رخسار زیبا
ورنه بودی زشت و بی جان
با همه سبزی و خوبی
گو چه میبودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان
روز ای روز دلارا
گر دلارایی است از خورشید باشد
اندک اندک رفته رفته ابرها گشتند چیره
آسمان گردید تیره
بسته شد رخساره خورشید رخشان
ریخت باران ریخت باران
جنگل از باد گریزان
چرخها میزد چو دریا
دانه های گرد باران
پهن میگشتند هر جا
برق چون شمشیر بران
پاره میکرد ابرها را
تندر دیوانه غران
مشت میزد ابرها را
روی برکه مرغ آبی
از میانه از کناره با شتابی
چرخ میزد بی شماره
گیسوی سیمین ما را
شانه میزد دست باران
بادها با فوت خوانا
می نمودندش پریشان
سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا
به چه زیبا بود جنگل
بس ترانه بس فسانه
بس فسانه بس ترانه
بس گوارا بود باران
می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی پندهای اسمانی
بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
زندگی خواه تیره خواه روشن
هست زیبا هست زیبا هست زیبا

 

دکتر مجدالدین میر فخرایی، متخلص به گلچین گیلانی(دی ماه 1288 رشت -- 29آذر 1351لندن)

 

 

 

نویسنده : : ۱:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم......؟

برای چهلمین روز درگذشت شگفت انگیز استاد عزیزم پرویز مشکاتیان

ماهم ابن هفته شد ازشهر و به چشمم سالی است

 

  حال هجران،تو چه دانی که چه مشکل حالی است

 

نویسنده : : ۱:٠٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

عقب نشینی یا پیشرفت....؟

روز به روز معنی این واژه ها برام مهم تر میشه.....عقب نشینی...پیشرفت.....

یکی داره پشت یکی دیگه قایم میشه....برای ادامه زندگی کدومشون رو باید جدی تر گرفت.....برای زنده بودن که نه...زندگی کردن....!

اکثر دوستان پیشرفت رو در عقب نشینی میدونن....(که همون واژه تکراری مهاجرت باشه)

بعضی ها هم پیشرفت رو در پیشرفت میبینن....(که اونم همون واژه تکراری مهاجرت میشه)

خلاصه میتونی هر جور که خودت خواستی برای خودت معنیش کنی...! قسمت مهمش اینه که توجیحی نباشه برای عقب نشینی...!!؟

فهمیدی چی شد...؟اصلا فهمیدیم چی میخوایم بگیم...؟

برای مهاجرت چقدر باید هزینه پرداخت کرد...؟چقدر باید پس انداز کرد...؟چقدر میتونی محبت و دوستی پس انداز کنی...که برای یه عمر کافی باشه...؟

چقدر باید فرهنگ و نوستالوژی و خاطره و یادگاری و... پس انداز کنی که بتونی برای همشون اعلام بازنشستگی کنی...؟

....چقدر باید بی فرهنگی و حماقت و زور گویی و استثمار فکری رو تحمل کنی که خودت رو باز خرید کنی و بری دنبال همون واژه تکراری و سئوال بر انگیز....؟

مثل منحنی عرضه و تقاضا تو اقتصاد میمونه....فکر کن باز خریدی و متعلقاتش یه تابع درجه دو با نرخ نزولیه که هر چی هزینش بالاتر میره تقاضا براش کمتر میشه.....و مهاجرت هم یک تابع درجه دو با نرخ صعودیه(شیب مثبت) که هرچی هزینش بیشتر بشه....میل به اون هم بیشتر میشه....

کجا شیبشون مساوی مساوی میشه....؟؟ بلاخره به هم میرسن......مطمئنم.

تقدیم به همه ی همکلاسیهای عزیزملبخند

 

نویسنده : : ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

نا خودآگاهی....!

گاهی چقدر آدمها شبیه هم هستن در حالی که اصلا شبیه هم نیستن...!

در ضمیر ناخودآگاه هر کدوممون یه "کد" هایی ثبت شده که وقتی لازم باشه و یا تحریک بشه فعال میشن و باعث بروز انواع رفتار ها در ما میشن........

ارزشها ، خواهشها و مطلوبیت ها تا چه حد میتونن متفاوت باشن....؟

شاید به اندازه وسعت درک و توانایی هر انسان.......در هر صورت همیشه چیزی برای فرا   گرفتن وجود داره.......احساسی برای بیان کردن و نگاهی برای تحلیل کردن.

تا حالا دقت کردین....هیچ کسی به خوبی خودت نمیتونه خودت رو برای راضی شدن از هر کاری که قصدش رو داری  توجیه کنه.....

 

نویسنده : : ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

مهر ....

منفکر می کنم پس هستم . « دکارت »

منطغیان می کنم پس هستم . « کامو »

***

جام دریا از شراببوسه خورشید لبریز است،

جنگل شب تا سحر تنشسته در باران،

خیال انگیز !

ما، به قدر جامچشمان خود، از افسون این خمخانه سر مستیم

در من این احساس :

مهر میورزیم،

پس هستیم

 

 

      

 

 

 

نویسنده : : ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

خوب.بد.زشت

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

                                               تا بی خبر بمیرد در دام خود پرستی

در طول زندگیمون با آدمای مختلفی مواجه میشیم...که همین به نظر من یکی از هیجانات زندگی هست....آدمای خوب،بد و زشت....سعی میکنیم مثل خوب ها باشیم و مثل بد هانباشیم...و هیچوقت نمیتونیم خودمون رو در غالب زشت ها تصور کنیم...البته این تقسیم بندی کاملا نسبیه ..در هر حال آدمهای زشت معمولا تکلیف خودشون رو نمیدونن .....مدام بین بد و خوب در حرکتند...گاهی خودشون رو بد میدونن و گاهی خوب و مدام در عذاب و کشمکش شخصیتی هستن....آدمای زشت همیشه آرزو دارن که با آدمای خوب و یا حتی بد دوست بشن...ولی به خاطر ناخالصی که دارن...عاجرند....

ابزاری که آدمای زشت برای نزدیک کردن خودشون به سایر گروهها از اون استفاده میکنن  رو من (به علت برخورد زیاد با آدمای زشت ) به شرح زیر برای خودم دسته بندی کردم:

١-دروغ

٢-آرایش بیش از حد

٣-ابراز عشق

۴-استفاده از انواع داروها و کلاسهای ورزشی و انواع رژیم غذایی برای متناسب نگاه داشتن اندام

۵-استفاده از انواع ژست ها(هنری،روشنفکری،علمی،عاطفی و ....)

۶-استفاده از ابزرا مادی برای در اختیار قرار گرفتن خرد و اراده دیگران...

زشتی یکی از صفاتی است که متاسفانه با  استفاده از ابزاری که گفتم قابل استتار و مخفی کردنه.......

 خلاصه از بخت یاریماست(خوبی بیش از حد یا بدی بیش از حد)  که مجبوریم آدمهای زشت رو هم هر چند وقت یک بار ملاقات کنیم و سعی کنیم کشفشون کنیم...!!البته اونها از مصاحبت با انسانهای دیگر (خوب و بد) خیلی لذت میبرند...تا حدی که شاید حس مازوخیسمی(یا به قول یکی از دوستان سادیسم) درونشون رو به مقدار زیادی ارضاء میکنه....

این نوشته رو تقدیم میکنم به همه موجودات زنده روی کره زمینلبخند

 

 

 

نویسنده : : ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٥ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم

هنر و زندگی.....

نویسنده : : ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ آبان ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم