از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

از نور حرف میزنم...از نور...

 

هر بامداد تا نور مهر می دمد از کوه های دور

من بال می گشایم ، چابک تر از نسیم

پیغام صبحدم را

                 با شعرهای روشن

                           پرواز می دهم .

انبوه خفتگان را

                با نغمه های شیرین

                            آواز می دهم

 

از نور حرف می زنم ، از نور

از جان زنده ، از نفس تازه ، از غرور .

 

اما در ازدحام خیابان

گم می شود صدای من و نغمه های من .

 

گویند این و آن :

               ” خود را از این تکاپوی بیهوده وارهان  !

                 بی حاصل است این همه فریاد

                 در گوش های کر  !

                 دیوانه حرف می زند از نور

                                                با موش های کور  ! 

 

 

بیگانه با تمامی این حرف های سرد

من ، همچنان صبور

با عشق ، شوق ، شور

انبوه خفتگان را

               آواز می دهم .

پیغام صبحدم را

               پرواز می دهم

هر سو که می روم

در گوش این و آن

حتی در ازدحام خیابان

از نور حرف می زنم ،

                    از نور ...    

                              (فریدون مشیری)

بشنوید:

رنگ ابوعطا- از استاد علی اصغر بهاری-آلبوم تبسم بهار (یا سپاس از بلاگ -سرای مهر)

استاد بهاری: کمانچه- حمید متبسم:تار-مرتضی اعیان:تنبک

http://www.4shared.com/account/file/65678560/34f1d6da/Tabassome_Bahar.html

 

نویسنده : : ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

به زیبایی برف...

همه چیز امروز زیبا شروع شد....

برف آرام و ساکت همه شهر رو سفید پوش کرده بود....

و یک خبر خوب هم در راه بود......

عزیزترین دوستم پدر شد......اسم فرشته کوچیکمون هم "پریا" شد....

امروز ساعت٧:۴۵ صبح

نویسنده : : ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

.........

دیروز بیش از ۶ ساعت ساز میزدم....ضبط میکردم و پاک میکردم.....

یک قطعه بداهه در" دشتی "سل" زدم...خیلی خوب شد....اونم پاک کردم....

په چیزایی نباید شروع بشه.....دودستی هم که جلوش رو بگیری......بازم نمیتونی از حرکتش جلوگیری کنی.....

پ ن: همه ما تو زندگی آدمای مختلفی رو میبینیم....بعدش از رفتنشون....اونا بازم با ما هستن........دوتا راه  داریم.....یا با گذشت زمان حضورشون رو کم رنگ تر کنیم....ویا پر رنگ تر.......ولی بازم هستن....همیشه.....

نویسنده : : ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

ما همه چیز هستیم....

خوشبینی...بد بینی......و بی تفاوتی...!

میتونیم در مقابل هر اتفاقی یکی از این موقعیت های کلی رو داشته باشیم....

بعضی وقتا خوشبینی حماقت به نظر میاد...بعضی وقتا بدبینی...و بعضی وقتام  بی تفاوتی....

هر کسی برای خودش تحلیلی از شرایط داره و اون فکر مسیرش رو مشخص میکنه.....

ولی این وسط مطمئنم به کی میشه گفت زشت....!!

زشت کسیه که خودش رو تحمیل میکنه....با حیله...زور ...سو ء استفاده یا خیانت...

 

نویسنده : : ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

آواخر دیماه....

همیشه توی دیماه معمولا اتفاقای جالبی برام میفته....نه همیشه....ولی بیشتر وقتا...

این هفته هم فکر میکنم...با چیزای خوبی شروع شد......

 

پ ن١: دیروز ٢٠ دیماه...یکصدمین سالگرد سرودن ترانه ماندگار عارف قزوینی-"از خون جوانان وطن لاله دمیده" بود...درباره این تصنیف در وبلاگ"پس مانده های ذهن من" بخوانید:http://www.draffofmymind.blogfa.com/post-256.aspx

پ ن٢:اگه سیستم صوتی همراهی کنه....تو پست بعدی یکی از ترانه های عارف رو  براتون اجرا میکنم

پ ن٣: چند هفته ای بود که کوه نرفته بودم.....این هفته با برف شروع میکنملبخند

 

نویسنده : : ۱:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

برای این روزهای برفی....

امروز برفی بود.....

 شمال شهر بیشتر برف می آمد.....همین طور که به  طرف جنوب شهر میرفتی....بارش برف کمتر و به باران تبدیل میشد....در نقاط جنوبی هم که  بارانی نبارید....!!!

نکنه فکر میکنی که مردم بالا شهر بیشتر دعا کردن و نماز باران و برف را با خلوص بیشتری خواندند......؟

هر طوری دوست داری فکر کن......ولی فقط فکر کن.......

 یک صبح برفی-٢٠/١٠/١٣٨٩

پ ن: امید وارم که این شروع یک زمستون پر برف باشهلبخند

نویسنده : : ۳:٠۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

شاعر و رهگذر

چند وقتیه که رابطه خوبی با شعرا ندارم......اصلا حس خوبی نسبت که کسی شعر میگه و کتاب چاپ میکنه و از خودش به عنوان شاعر(شایدم هنرمند) یاد میکنه ندارم.....به اعتقاد من یک شاعر اصلا هنرمند نیست...و نمیدونم چرا بعضی از شعرای عزیز اینقدر دوست دارند خودشون رو هنرمند بنامند.....مثل مثلا کسانی که رشته های کارشناسی خوانندن و دوست دارن خودشون رو مهندس معرفی کنن(آخه مگه فرقی هم میکنه...؟؟)

هفته پیش...قبل از رفتن به اموزشگاه یک سری به انتشارات یساولی(زیر پل کریم خان) زدم....چند وقتی بود که به دوستان سفارش کرده بودم که اشعار و ترانه های زیبایی رو که میشنوند برایم بفرستند...البته بیشتر اشعار نو و سپید(برای آرشیو شخصی و اگر شد آهنگسازی روی اشعار).......زیاد دوست ندارم میان افکار شاعران پرسه بزنم.....که برای این کار هم دلایل خاص خودم رو دارم...لبخند ادامه حرفام: تعدادی کتاب از چندین شاعر تهیه کردم...و هفته گذشته به اجمال نظری داشتیم بر اشعار سروده شده این شاعران.....

نمیدونم چرا بعضی از شعرا تکرار مکررات شدن...تکرار سیاهی مطلق....بله درسته من هم از سیاهی گله دارم...تو هم گله داری....ولی باید این بیان کردن سیاهی از جانب  راوی...برای شنونده یک آثار مثبتی هم داشته باشد....؟؟؟!!

نمی شه فقط به پر رنگ کردن سیاهی پرداخت...خوب بالاتر از سیاهی هم که رنگی نیست....!!!

اشعار  شفیعی کدکنی رو که میخوندم....کاملا این نگرانی و نارضایتی از زمانه رو میتونستم حس کنم و بفهمم...ولی به بهترین شکل و زبان...و اینکه همیشه در آخرش حی میکردم بیشتر از قبل شدم..چیز بیشتری در وجودم هست...آگاهی دارم نسبت به این سیاهی و علت و معلول و ...مهم تر از همه آینده.....آینده در اشعار شفیعی کدکنی موج میرنه...چیزی که بالاخره به  آن خواهیم رسید.....ایشون در اشعارش به شما نمیگه: حتما آینده هم به همین گونه خواهد بود و بدتر خواهد شد و هیچ راهی نیست و....

از طرفی دیگر شاعران....آن چنان سیاهی را پر رنگ و بیهوده و یاس آور ترسیم میکنند...که جدای از بحث فنی(که در تخصص من نیست و جسارتی هم نمی کنم) روان آدم رو پر از یاس و نا امیدی و ..... میکنه....

غمی در تو بوجود می آورند...که شاید هیچ روزی به کار نیاید.....در حالی که هر غمی باید روزی به کار آید....مثل شادی....شادی هم باید روزی به کارت بیاد...و شادی که چیزی رو بهت اضافه نکنه...شادی لذت بخش و مفیدی نیست(البته به نظر من).

برای نمونه به دوشعر زیر توجه کنید:

احمد رضا احمدی(از مجموعه:چای در غروب جمعه روی میز سرد میشود)

دل‌پذیری اکنون از خانه رخت می‌بندد، همراه با  بادبادک‌های کودکان ولگرد کوچه

در آسمان گم می‌شود نیستی  و حجم اندوه آن‌قدر  در خانه شکوفه می‌دهند و

میوه می‌دهند که ما را چاره‌ای نیست که به کوچه پناه بریم دل‌سرد از خون‌بهای

خودم  که ارزش  یک سکه‌ی حلبی  را هم ندارد می‌خواهم ترا هم‌چنان  دوست

داشته باشم  و حتی بوته‌های گل سرخ  را برای  بهار آماده کرده‌ام که در باغچه

بکارم شگفت  از خورشید که  هنوز بر ما می‌تابد و  می‌خواهد انگورهای کال را

دعوت به رسیدن کند

تا انگورهای کال شراب شود

کو انگور

کو پاییز

کو شرابی که در زمستان باید رخ دهد

سه بار در زیر درختان برگْ ریخته‌ی پاییزی معنی ترا یافتم  - جوابی نداشتی

که بگویی سیب‌های سرخ نشانه‌ای از عمر ما نداشتند در کمین ما بودند که

ما را به تاراج برند

بسیار بیداری بود

بسیار خواب بود

روزهای جمعه ابر داشتیم

اما نمی‌توانستیم

بیداری و خواب و ابر جمعه را

زندگی نام بگذاریم

پس خواب را انکار کردیم

پس بیداری را انکار کردیم

روزهای جمعه از خانه بیرون رفتیم

که ابر را نبینیم

چه حاصل

که عمر به پایان بود

و چای در غروب جمعه

روی میز سرد می‌شد.

 

شفیعی کدکنی:

بزن آن پرده ، اگر چند تو را سیم
از این ساز گسسته
بزن این زخمه ، اگر چند در این کاسه ی تنبور
نمانده‌ست صدایی ...
بزن این زخمه
بر آن سنگ
بر آن چوب
بر آن عشق
که شاید
بردم راه به جایی ...
پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن
لانه جغد نگر،
کاسه آن بربط سغدی
زخموشی
نغمه سر کن که جهان
تشنه ی آواز تو بینم
چشمم آن روز مبیناد
که خاموش
درین ساز تو بینم ...
نغمه ی توست ، بزن
آنچه که ما زنده بدانیم
اگر این پرده برافتد
من و تو نیز نمانیم .
اگر چند بمانیم و
بگوییم همانیم

و شعری دیگر از ایشان:

گر درختی از خزان بی برگ شد

یا کرخت از سورت سرمای سخت

هست امیدی که ابر فرودین

برگ ها رویاندش از فر بخت

بر درخت زنده بی برگی چه غم

وای بر احوال برگ بی درخت...

نمای از فیلم"شاعر زباله ها"- محمد احمدی١٣٨۴

 

پ ن: این نوشته کاملا بیان گر نظرات شخصی من بود....و ازهر گونه نقد و نظر دوستان با کمال میل استقبال میکنم

نویسنده : : ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

صحنه پیوسته به جاست...

از پله های مترو که اومدم بالا هوای خنک و پر دود بیرون خورد به صورتم..

 یه نوازنده دوره گرد تو مسیرم هست که سنتور میزنه...کاملا بی احساس...

چقدر از زندگی رو خودمون ساختیم و چقدر از  اون رو دیگران به ما دادن.....

هیچ کس یک نوازنده دوره گرد رو ایستاده تشویق نمیکنه.....همون طور که اون هیچوقت از ته دلش از کسی تشکر نمیکنه....

هر چی فاصله بین ماها بیشتر میشه...فاصله بین نقشهایی که داریم بازی میکنیم....کمتر میشه....

 

پ ن: خیلی ناعادلانست اگر قرار باشه فقط یک بار زندگی کنیم... 

 

 

نویسنده : : ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

یارانه ها و اقتصاد ایران -2

در این مطلب به بررسی مطالعه تاثیرات افزایش حامل های انرژی(مخصوصا بنزین) بر قیمت خودرهای تولیدی داخلی و وارداتی می پردازیم:

در گذشته نزدیک تعرفه واردات خودرو در کشور عزیزمان تا ١۵٠ % نیز بوده است....

در حال حاظر خودروهای وارداتی با تعرفهای معادل ٩٠% وارد شده و به با توجه به سایر هزینه های دلالی و..... تقریبا تا ١٢٠% هم افزایش قیمت داریم.....به ط.ر مثال قیمت یک دستگاه خودرو "تویوتا یاریس-هاچ بک-آپشن دار ٢٠٠٨" درخلیج فارس با قیمتی معادل٠٠٠/٠٠٠/١٢۵ ریال است که در نهایت با قیمت ٠٠٠/٠٠٠/٢٩٢ ریال به دست مصرف کنند ذر ایران میرسد...!!!

چند مثال دیگر:

اوپیروس١١٠-٢٠٠٩ ***٠٠٠/٠٠٠/٢١٠ قیمت خلیج فارس**٠٠٠/٠٠٠/۵٠٠   بازار ایران

سانتافه١٢٢-٢٠٠٩***٠٠٠/٠٠٠/٢٨٠  قیمت خلیج فارس**٠٠٠/٠٠٠/۵٨١   بازار ایران

با توجه به افزایش قیمت سوخت در حد قیمت جهانی و توجه زیاد مسئولین به جهانی کردن قیمتها.....باید یادآور شد که زمانی پروژه همسانی قیمت ها با قیمتهای جهانی کامل خواهد شد که همه کالا ها شامل این قائده باشند.....بالا نگاه داشتن قیمتهایی که سودی برای اقتصاد ما ندارند میتواند یکی از عوامل تورم زا باشد....

دیگر قصه حمایت از صنعت نوزاد اتومبیل در کشورمان هم تکراری شده و گمان نمیکنم توجیه خوبی باشد....

مطمئنا حذف و یا کاهش تعریفه های وارداتی خودرو و باعث رقابتی تر شدن بازار داخلی و کاهش قیمت خودرو های داخلی میشود....

"مردمی که بهای واقعی بنزین را می پردازند...این حق را هم دارند که بهای واقعی خودرو خود را نیز بپردازند"

 واقعا هنوز هم احتیاجی به پرداخت این تعرفه ها برای تزریق به صنایع  داخلی هست...؟؟

یادمان باشد که بنزین را 100 تومان...یا حداکثر 400 تومان میخریدیم.....؟؟؟ ولی حالا دولت علاوه بر پرداخت نکردن مابه التفاوت هزینه تولید.....سودی را هم بابت فروش هر لیتر بنزین بدست می آورد...؟؟ حالا با بنزین400 و حداکثر 700 تومان....باز هم باید خودروهای پر مصرف و غیر استاندارد داخلی را با قیمتی بسیار بالاتر از قیمت جهانی خرید..؟؟

 

نویسنده : : ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

همش از برکت ریا ست...

ریا کاری که زیاد بشه....

رودربایسی هم زیاد میشه....بعدش دیگه کسی "رک" حرفش رو نمیزنه......و در نهایت کسی متوجه نمیشه منظور دیگران از حرفاشون چیه........(گرفتی چی میگم؟ابرو)

نتیچه این میشه که ترجیح میدن بیشتر پشت سر هم حرف بزنن....وقتی دیدنت هم انگار نه انگار ....همه چی امن و امان...مملکت هم گل و بلبل....!!!

ببینم اصلا کسی رو که دوست نداری و پشت سرش حرف میزنی و بهت حسودی میکنه(شایدم تو به اون حسودی میکنیچشمک) برای چی میخوای به عنوان دوست داشته باشیش؟؟؟ برای حرمت روزای خوب گذشته؟؟؟ روزایی که نه تو اون رو میشناختی نه اون تو رو...!!

اصلا ارزش حفظ دوستی به قیمت دورویی و ریا.....چقدره..؟؟ فکر نمیکنی ارزش خودت و پیش دوستای واقعیت کم و کمتر میکنه...؟؟

خدا رو شکر که اختیار با خودمونهچشمک

پ ن: چیه...؟؟ یعنی تا حالا از این آدما ندیدین؟؟؟؟؟!!!

پ ن: هرچی هم که از دست یک انسان ناراحتی...بازم این حق رو داره که از خودت بشنوه....

پ ن: هر چیزی رو میشه تحمل کرد ...غیر از ظلم

نویسنده : : ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

جامی و صد آه....

چند روزه سازم حسابی خوش صدا شده.....!!

پنج شنبه تمرین و ضبط خوبی داشتیم...ساز همراه و یاران ...همراه...و .....خلاصه همه چیز با هم بود.....

دلم یک استاد میخواد....یک استاد حسابی و کامل....کسی که با نگاهش هم بتونه بهت چیز یاد بده.......

 اصلا اهل تقلید و مراد و مرید شدن و این چیزا نیستم.....باید از استاد یاد گرفت نه اینکه انقدر محو بشی که خودت رو فراموش کنی.....

 استادای خوب پیدا میشن.....ولی کمتر کسی اونا رو میشناسه......

 

بشنوید: آثاری از زنده یاد  استاد عطا جنگوک

نوروز -                 http://delzendeha.blogfa.com/post-397.aspx

نوای بی نهفت -    http://delzendeha.blogfa.com/post-398.aspx

سرو ماه -             http://delzendeha.blogfa.com/post-452.aspx

 

 

آبشار کرد علیا- غرب اصفهان در ارتفاعات دالانکوه

نویسنده : : ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

آرزوی دست یافتنی

دلم یک برف حسابی می خواد........

سنگین و طولانی.......دستام رو بکنم تو جیب پالتوم .... توی پیاده رو های برفی راه برم....و از سکوتی که برف توی شهر بوجود میاره لذت ببرم......

اولین برف که بیاد.. در هر شرایطی که باشم... میرم به بلند ترین نقطه شهر..

نویسنده : : ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

یک راهکار جدید....

هی رفیق یک تکلیف و روش زندگی برات پیدا کردم....

از اونجایی که علوم و فرهنگ غربی مخالف بشریت و اخلاق و ارزشهای ماست....هرچی اونا میگن خلافش رو عمل کن....چه طوره ؟؟

 

نویسنده : : ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

سرد و خشک و گرم....

امسال زمستون....نه از سرما خبریه ...نه از برف و بارون...نماز بارون هم که هیچوقت جواب نمی داد .... حالا بیا ثابت کن......!!!

چرا بعضی ها سعی میکنن دنیا رو....مردم رو...و کشورم رو ...سرد و بی روح و خرابه  نشون بدن....چرا...؟؟ ..چرا همیشه تو این کشور همه میگن...خوش به حال قدیما.....یعنی همه جای عالم همینطوریه ..؟؟...همه آرزو میکنن که زمان متوقف بشه...و تویه خونه کاهگلی بشینن و پاهاشون رو بکنن زیر کرسی و آبگوشت بخورن ...و مادر بزرگ براشون قصه بگه...نه مادر بزرگ پیر تر بشه...و نه بچه ها بزرگتر......آخ  قدیما...وای قدیما.....!!

انگار همه چی باید در سکون باشه.....اصلا انگار پیشرفت نفرین شدست....حتی جلو رفتن زمان.....نکنه ما بلد نیستیم زندگی رو بسازیم...که هر چی بیشتر پیش میره بیشتر خراب میشیم.؟..یا اینکه هرچی جلو تر میریم..بیشتر تحت تاثیر حرفای آدمهای مرده و عاشقای مرگ قرار میگیریم...؟؟؟.!!! خوب... حتما نفعی از  این کار میبرند....مطمئنم.......ما  چی.؟...باید مسخ بشیم و هیچی نگیم.....باید باور کنیم....باید فکراشون رو باور کنیم...خیال پردازیهاشون از دنیا و آخرت و همه چیز......حقیقت چیه...؟

 کسی حقیقت رو میدونه......باید تسلیم کسایی شد که ادعا میکنن بهترین راه رو بلدن و از هر جایی سر در میارن و .....جاهایی که نرفتن و کارایی که نکردن ... همه و همه رو میدونن...تازه اونم  با بهترین مسیر و بهترین شکل.....!!

به مردم که نگاه میکنم.....چیز دیگه ای میبینم....چیزی مخالف حرفایی که می شنوم.....عقایدی که سعی دارن تو رو مسخ کنن...که ادم بده روزگاری و مستحق عذاب الهی..:

چرا فکر نکنیم که آینده بهتر خواهد بود.....چرا؟

نگاههای سرد....آسمون خشک.....ولی دلهای گرم....دل هایی که گرمای خودشون رو نمیتونن به کسی بدن...چرا که نگاهها سرده.......اگه مردم با نگاه گرم به هم نگاه کنن...اگه یه کمی محبت تو نگاهشون بریزن.....انوقته که میبینی....چقدر صفا توی این دلهاست .... مثل آتیش زیر خاکستره.....همه رو گرم میکنه....و اونوقت ماییم که میگیم....حیف شد که قدیمیا نیستن که ببینن....اینجا از اون قدیما و کوچه های کاهگلی که کنارش برف نشسته با صفا تره...

 

 بشنوید از همای:

توبه ها را بشکنید    http://www.mediafire.com/?znwjilmzrz0

 

من از جهان دگرم   http://www.mediafire.com/?dhdjnjhjziw

 

http://www.mediafire.com/?wqmjrzdnl2e

 

جدال عقل و عشق  http://www.mediafire.com/?zbjud3j3zqsidvi#2

 

  راستی داشت یادم میرفت...کریسمس مبارک دوستان....

اینم هدیه من

یار عیسوی مذهب( آهنگساز و خواننده  دریادادور)

http://www.mediafire.com/?dlvwqgqusjq3jd5

نویسنده : : ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

یارانه ها و اقتصاد ایران-1

بلاخره نقدی شد....یارانه و پرداخت دولت به مردم نقد نقد.....

مقدمه:

اعتقاد شخصی من این بوده که نقدی کردن یارانه ها لازم است و دولت نباید حمایتی از مصرف آن هم بلند مدت(که در کشور ما نزدیک به نیم قرن بوده) داشته باشد...

همیشه ورود دولت به عرصه اقتصاد در کوتاه مدت معقول ولی در بلند مدت تا کارآمد میشود....پرداخت های یارانه ای باید در شرایط خاص و بحرانی مثل زمان جنگ و قحطی و رکود اقتصادی باشد...

 تغییر فرهنگ اقتصادی:

فرهنگ اقتصادی مردم یک کشور همیشه در سیاست گذاری های یک دولت نقش داشه و باعث هدایت غیر مستقیم سیاست های اقتصادی(و حتی سایر سیاست ها) می شود.....فرهنگ دلالی و بدست آمدن درآمد بی دردسر و بدون تلاش در بخشی از لایه های جامعه ما ریشه دوانده که شاید علت آن هم وجود فقر مزمن و طولانی مدت و نبود راههای توسعه و پیشرفت در بین بعضی طبقات اجتماعی باشد....

منظورم این نیست که حالا با دریافت مبلغی بسیار پایین تر از حداقل دستمزد (٣٠٣۴٨٠ ریال) بعضی از دهک های پایین درآمدی انگیزه فعالیت و کارایی خود را کاهش میدهند...نه...این اتفاق سالهای پیش از نقدی کردن یارانه ها با توجه به حمایت های نا کارآمد از اقشار آسیب پذیر آهسته آهسته شروع شده و حالا نسلی را در برابر خود دارد که منتظر کوچکترین پرداخت...حالا از هر گروه ، دولت و یا حتی ملتی است....و قدرت تصمیم گیری در مورد قبول و یا رد این پرداخت را ندارد.....به عکسهای زیر دقت کنید:

کوهدشت-استان لرستان-ساعاتی پس از آغاز پرداخت نقدی یارانه ها

 

 

 

بازار های مالی:

خیلی مطلب خواندم در رابطه با کاهش حدود ١% شاخص بورس از زمان اعلام برنامه .... تغییرات ناگهانی بازار بورس می تواند بیان گر تغییراتی در اینده نزدیک باشد...ولی هیچ دلیلی نداریم که این تغییرات به وقوع می پیوندد....فکر میکنم کمی زود باشد که بخواهیم با نوسانات بازار بورس اینده را پیش بینی کنیم و با صراحت نظر بدهیم.

مصرف:

کاملا مشهود است که مصرف انواع حاملهای انرژی در این روزها کاهش معنی داری داشته که آمار هم این را نشان میدهد(که به علت طولانی شدن مطلب نیاوردم...خوتون با یک سرچ ساده میتونید ببینید)...که از محسنات این طرح می توان به کاهش مصرف و حتما کاهش آلودی ناشی از مصرف انرژی های فسیلی در کلان شهر ها اشاره کرد...ولی یک سئوال دارم: هیچ فکر کرده این که مردم این تغییر ناگهانی در مصرف را چگونه و با چه قیمتی انجام داده اند..... آیا مردم از رفاه خودشان کاسته اند..؟؟ درست است لزوما هر مصرفی راه ایجاد نمیکند...ولی هر کا هش مصرفی احتمالا مقداری رفاه را کاهش میدهد...مسئولان چه پیش بینی برای جبران این کاهش رفاه میکنند...؟ لابد پرداخت نقدی ....!!

تورم:

تورم را باید در گزارش ماهانه بانک مرکزی(البته به شرط خوش بین بودن به صحت آمار) جستجو کرد...باید منتظر باشیم که افزایش قیمت کالاهای تحت حمایت دولت...به خصوص حامل های انرژی کاملا در بازار رسوخ کند....

یک مثال: دولت برای هر نفر ۴٠٠٠ تومان یارانه نان پرداخت میکند...نان سنگک هم که با نرخ ۴٠٠ تومان قرار است عرضه شود....یعنی دولت  مبلغی برابر ماهی ١٠ عدد نان به هر نفر از اعضای خانواده پرداخت میکند......مطمئنم که باعت کاهش مصرف نان میشود..ولی آیا سطح رفاه خانواده را هم تغییر میدهد؟؟؟؟

قطعا بار تورمی طرح بیش از پیش بینی بانک مرکزی و سایر مراکز مطالعاتی دولتی خواهد بود و این مهم در کوتاه مدت که نه...ولی در بلند مدت حتما ظاهر خواهد شد و به گمانم تاثیر زیادی در بازار طلا(داخلی) و مسکن خواهد داشت...به شکلی که روند افزایش قیمت طلا در ابتدا کاهش و بعد از چند ماه افزایش خواهد داشت...و قیمت مسکن با شیب بسیار ملایمی افزایش خواهد داشت ...ولی نرخ افزایش اجراه مسکن(پول پیش کمتر و اجازه بیشتر) به سرعت بیشتری ادامه خواهد داشت...روند افزایشی تورم بعد از پرداخت عیدی و پاداش سالیانه مردم که همراه با افزایش مصرف سنتی در آغاز سال نو خواهد بود با نرخ بیشتری همراه خواهد شد.......

نتیجه:

 با توجه به ابعاد گسترده طرح شاهد یک دوره ریاضت اقتصادی خواهیم بود که فقط به علت هدف مندی یارانه ها و تغییرات اجباری در صرف نیست...بلکه متاثر از تحریم های روز افزون اقتصادی هم است که در هیاهوی طرح تحول گم شده است.....

بعدی می دانم که دولت با اشکار شدن سایر ابعاد این پروژه اقتصادی تمایلی به ادامه آن در بلند مدت داشته باشد و احتمالا خیلی از این تغییرات بازنگری خواهند شد...چرا که همیشه سیاست دنباله رو اقتصاد خواهد بود.

 

نویسنده : : ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

شب صحبت غنیمت دان....

این هم سفره یلدای ما......

با غزلی از حافظ و نغمه تار و کمانچه.....

 

نویسنده : : ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم