از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

ز فروردین شد شکفته چمن...

سال نو مبارک...

 امیدوارم برای هم میهنان عزیز سالی متفاوت و شاد باشه......

 امید ها به واقعیت بپیوندد و  رویاها ترسیم شود.....

یکی از رسم های زیبای ایرانیان....شام شب عیده.....  در هر خانواده ای رسمی هست....اکثر خانواده ها سبزی پلو با ماهی(معمولا ماهی سفید) دارن....ولی در خانواده ما رسمه که شب عید"قرمه سبزی" به طبخ میرسانیم...همه اعضای خانوادهچشمک

با امید به اینکه سال ١٣٩٠ سالی زیبا و به یاد ماندنی باشه.....به استقبالش میریم

پ ن: عنوان مطلب برگرفته از تصنیف"فروردین" از سروده های "ملک الشعرای بهار" است

نویسنده : : ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

"حوالی اتوبان"

"""از رسول دوتا چیز خواستم: یکی ریسه زدن تو کوچه.....یکی ماشین عروس گل زده...غیر از پیکان...که تا صبح تو خیابونا بوق بزنیم و بچرخیم""

 

فیلم خوبی بود......خیلی خوب پرداخته شده بود....

نقش متفاوت و بازی زیبای "گلچهره سجادیه" دیدنی بود...

پ ن:شاید بیشتر وقتا بشه...یه کسی دیگه باشی و خودت رو جور دیگه ای جا بزنی....ولی بهتره که خودت باشی...

 پ ن:

کارگردان: سیاوش اسعدی

بازیگران: گلچهره سجادیه-شهاب حسینی-نورا هاشمی-بهناز جعفری و ...

 

نویسنده : : ۱:٥٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

کاغذ رنگی....

نمدونم چرا مثل سالهای دیگه نیست.......!!

دوستای که حوصله نوروز و جشن رو ندارن ...بیشتر از دوستایی شدن که منتظر  جشن....شاد ...و بهار هستن...

چی شده...؟ یعنی واقعا تونستن به خواسته خودشون برسن....!!

اصلا اینا کیا هستن.....خواستشون چیه...؟؟؟

این دشمن فرضی کیه که هیچوقت ندیدیمش.....این همه قدرتمند و در همه جا حاضر....و ما بیچاره ها هم کلی از ثروتمون رو خرج اسلحه هایی میکنیم که باهاش بجنگیم....!! اگه واقعا اونقدر قوی باشه.....چی؟

اگر وجود نداشته باشه چی...؟ پس این همه ظلم و بد بختی از کجا میاد....؟؟

تو که از بهار حرف میزنی......حالم بدتر میشه......

حرف که نمیزنی........بدتر.

تو که تو خیابون...با چشمات دنبال پول خورده های کف پیاده رو ..میگردی....دلم میگره..

وقتی جیبات پر پوله.....فقط به فکر شعله ور شدنی......!

باد کنک ها رو باد کن.....کاغذ رنگی......شاید عیدی هم هنوز بویی داشته باشه.....

باور کن تا حالا هیچ سالی مثل امسال.....اسفند و نوروز....برام عادی نبوده.....

پ ن :یادمه اولین سنتورم رو با پولای عیدیم خریدم.......امسال هم با عیدیهام ساز خریدم...

نویسنده : : ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

زادگاه باران.....

از خیابان ها که بالاتر میروی.......

بر فراز بلند ترین سقف های شهر

به ابرها میرسی......

کمی بالاتر....زادگاه باران است.

پ ن: جمعه 20/12/1389

نویسنده : : ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

به بهاری که میرسد از راه.....

چندین  سال بود در اسفند برف نمی بارید......

باز هم امسال....منتظر بهاریم......

درست در لحظه کوچ زمستان...

ته دلم......امید هست.....کم رنگ.......ولی حک شده

قدیم ترها می گفتند.......زمستان پر برف.....نوید بهاری زیبا را میدهد

باز هم امسال....منتظر بهاریم.....من و تو......

من و  تو.......

تو ....که شاید دیگر زمان برایت معنایی ندارد..... همه را درک میکنی و می شنوی و لمس میکنی....اما زمان را....دیگر هرگز....

چندین اسفند بی برف میگذرد ...

از آخرین باری که کنار گاری لبو فروش ایستاده بودیم....

و چشمان امامزاده....نذورات را میشمرد......

قدیم ترها می گفتند.......زمستان پر برف.....نوید بهاری زیبا را میدهد......

 


 

 

نویسنده : : ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

یک بسته شکلات داغ،برای سال آینده

بیشتر کارشناسان اقتصاد در آخر سال...اوضاع سال قبل رو تحلیل و بررسی میکنند....

ولی من سعی میکنم بیشتر پیشگویی کنم تا تحلیل آنچه که اتفاق افتادهنیشخند

امسال هم مثل پارسال با توجه به اتفاقاتی که در سال گذشته رخ داد و اثراتش برای سال جدید، پیش بینی های خودم رو مینویسم:

1- گمونم که تحولات اساسی که در منطقه  اتفاق افتاده و همچنان ادامه هم خواهد داشت  در سال بعد وارد مراحل تازه ای بشه که تاثیرات مقطعی بر بازار انرژی خواهد داشت(پس  رئیس دولت خوشحال باشه)ابله

2-خبر هایی به گوشم رسید که میگفتن وام مسکن میخواد به حدود 27 میلیون تومان برسه.....دروغگو( پس مستاجرا...بلرزید و بترسید)

3-به گمانم تا حالا هر حرفی از تحریم شنیده بودیم ...بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته...!...اما سال 90 و آغاز دهه 90 رو سالی میبینم که تحریم چهره واقعی خودش رو به مردم نشون بده...حالا میگی نه......ببین...!(پس رئیس دولت هرچی خوشحال شد از افزایش قیمت نفت...حالا همه رو پس بده)نیشخند

4-تورم......!! چی بگم...؟؟ نه شما بگید...؟ آخه من چی میتونم بگم....!!!؟

هرچی دوست داشتین.......اصلا من حرفی ندارم( همه منتظر یک سولپرایز اساسی از طرف تورم باشید....پس رئیس جان.....نیشخند)

5- افزایش نرخ بی کاری....به طور چشمگیری کاهش خواهد یافت.....!

خنده....همین که باور نکردین خودش پیش بینی شما بود (پس...رئیس جان....نیشخند)

6- گمون کنم دولت هیچ وقت نرخ واقعی آب و گاز و برق رو از مردم محترم نگیره.....میدونی چرا..؟...ریسکش(یا به قوا مدیران فرنگ رفته و آکسفورد دیده-ریکسش) زیاده...گاوچران.....مثلا زمستون قیمت گاز رو کمتر میگیرن...و تابستون برق رو.......خلاصه....بیشتر میشه "هدفمند کردن نرخ انرژی مصرفی در فصول مختلف با توجه شرایط اقتصادی و سیاسی حاکم بر کشور و منطقه"...نه"هدف مندی یارانه ها"زبان( پس...آقای رئیس..... بازمنیشخند)

7- یه چیزی داشت یادم میرفت.....شنیدم یارانه رو برای بودجه سال 90 تقریبا 24 هزار تومن برآورد کردن....که البته تمام مسئولین و حتی تعدادی از شهروندان ایرانی مقیم "کره ماه "هم این خبر رو تکذیب کردن ... در این تکذیب گسترده و انقلابی تعداد تکذیب کنندگان برای اولین بار از جمعیت کل کشور بیشتر شداوه

8- حقوق کارگران کمتر از هر سال افزایش داشته(شاید 6 درصد).....و یارانه ها هم افزایشی نداشته...البته میزان وامهایی که بندگان خدا به صورت پلکانی گرفتن....به همان نسبتی که باید افزایش خواهد یافت....یادتون باشه.....ما که گفتیم...نگران( آقای رئیس....پیشنهاد میکنم شما کلا...نیشخند)

 

ملاحظه بفرمایید...شکلات(کاکائو) خالص 700 تومان.....!!!استرس

 پ ن: ای بابا...سر من داد نزنین......من که کاره ای نیستم....فقط پیش گویی کردم...اگه از پیش گویی های من ناراحت میشین....مشکل خودتونه....نیشخند

نویسنده : : ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

صبح جمعه

پارک ساعی -جمعه13/ اسفند/1389- ساعت7:00 صبح

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند    

   چنان نماند،چنین نیز نخواهد ماند

چه جای شکر وشکایت ز نقش نیک و بد است 

   چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

نویسنده : : ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

سایه ها....

نوری هست که ما
نه می‌بینیمش نه لمسش می‌کنیم.
در روشنی‌های پوچ خویش می‌آرامد
آنچه ما می‌بینیم و لمس می‌کنیم.

من با سر انگشتانم می‌نگرم
آنچه را که چشمانم لمس می‌کند:
سایه‌ها را
جهان را.

با سایه‌ها جهان را طرح می‌ریزم
و جهان را با سایه‌ها می‌انبارم
و تپش نور را
در آن سوی دیگر
می‌شنوم.

(اکتاویو پاز)

 

پ ن: فعلا چیز خوبی نیست...شادی هم نیست...حتی وقتی بهار در راهست..

...مضراب برای نواختن همراهی نمیکند.....

نویسنده : : ۱:٢٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

ارکستراسیون در موسیقی ایرانی

در اکثر گروه نوازی های موسیقی اصیل ایرانی( ارکستر سازهای ملی) تا سالهای نه چندان دور جای سازهایی با صدایی دهی بم و یا زیر بسیار خالی بود...

اکثر ارکسترها تشکیل شده از ،تار،سنتور،کمانچه،تنبک،نی و ... بودند.

از ابتکارات استاد بزرگ موسیقی ایران"علی نقی وزیری" معرفی ساز هایی با صدا دهی متفاوت و تنوع در رنگ آمیزی ارکستر های ایرانی بود...."تار باس-یا همان بم تا و تار سوپرانو از ابتکارات ایشان بود که در ارکسترهای هنرستان موسیقی مورد استفاده قرار گرفت و همچون خیلی از نو آوریهای دیگر باعث انتقاد و خرده گرفتن بعضی از اساتید آن زمان شد....

بعد ها سازهای دیگری همچون "سنتور باس" کمانچه باس" قیچک باس"و ... با نبوغ نوازندگان و ساز سازان به ارکسترهای ایرانی معرفی شد و در رنگ آمیزی و صدادهی بهتر و متنوع تر گروه ها نقش مهمی را ایفا کرد....

البته سازهای کهن،مانند بربت(عود) که در گذشته رواج داشتند ولی به دلایلی بعد ها مهجور شدند نیز دوباره رونق پیدا کردند که عده ای  از آنها به غلط به عنوان سازهای به اصطلاح بم نام می برند در حالی که به اعتقاد من جنس صدای بربت به این شکل است ونباید آنرا در زمره سازهای بم قرار داد.

حال باید بدانیم که علل نپرداختن به سازهایی با محدوده صدایی بم (منظور بم تر از نت های است که خواننده میتواند اجرا کند) و همچنین سازهایی با صدای زیر، چه بوده است.

در این میان نظرات متفاوتی بیان شده که به نظر بنده مهمترین و معتبر ترین آن بیان میکند که:

به علت آوازی بودن موسیقی ایرانی و نقش مهم و کلیدی که آواز در موسیقی ما دارد همه سازها به گونه ای تنظیم شده اند که بتوانند با خواننده همراهی کنند ...یا به عبارتی با خواننده آواز را اجرا کنند و این دلیل مهمی بوده که هنرمندان به فکر ساختن سازهایی با مححدوده صدایی خارج از توان حنجره خوانندگان نباشند....

ارکستر کمتر موسیقی را به عنوان موسیقی بی کلام اجرا میکرده...اگر هم بوده در غالب پیش درآمد قبل از آواز بوده و یا چهار مضرابی در میانه آواز....که این قطعات هم به علت در هم آمیختن با آواز  از دامنه صدای خواننده خارج نمی شده است و لذا نیازی به ساخت سازهای بم تر..و یا زیر تر نبوده است.

در اصطلاح موسیقی ایرانی هر اکتاو(توالی هفت نت) را دو دانگ میگویند....که اصطلاح رایج "صدای شش دانگ" که همه شنیده ایم، به عبارتی باید صدایی را در بر بگیرد که سه اکتاو کامل(به عنوان مثال از "می" پوزیسیون اول سنتور تا "می" پوزیسیون سوم-پشن خرک-) را پوشش دهد....

تفریبا تمامی سازهای موسیقی ایرانی دراین محدوده  صدا دهی قرار دارند که دلیل اصلی آن هم میتواند اهمیت همراهی با آواز در موسیقی ایرانی باشد.

نسل جدید موسیقیدانان ایرانی با تاثیر گرفتن از موسیقی سایر نقاط جهان و همچنین شرایط روز موسیقی ...با تغیراتی در ارکستراسیون موسیقی ایرانی و ورود سازهای جدید با وسعت صدایی متفاوت،فضای جدید را در موسیقی ایرانی پدید آوردند.

امروزه در کمتر ارکستری می بینیم که از سازهای جدیدی که برای گروه نوازی طراحی شده اند استفاده نشود....همچنین باید از رویکرد مثبت اساتید موسیقی ایران به این مقوله تقدیر کرد...استاد حسین علیزاده...کیهان کلهر..کیوان ساکت...مجید درخشانی...حمید متبسم و سایر اساتید به نام....

البته نباید فراموش کرد که استاد بزرگ موسیقی ایران ،نوازنده و مدرس بی همتای "سنتور" استاد فرامرز پایور" از پیشگامان تشکیل ارکسترهای ایرانی با رنگ و بوی جدید و مناسب برای موسیقی بی کلام بودند....گروه موسیقی پایور که قبل از انقلاب تشکیل شد با ترکیبی متفاوت از سازهای ملی اجرای ارزشمندی در زمینه موسیقی بی کلام انجام دادند که بعد ها راهگشا و الگویی برای گروه نوازی های هنرجویان نسل بعدی شدند.

در پایان از دوستان عزیز خواهشندم که با بیان نظرات و دیدگاههای خود کاستی های این نوشته بیان کنند.

 

گروه پایور- استاد فرامرز پایور

گروه خورشید- استاد مجید درخشانی

 

پ ن: دوست گرامی و هنرمندم آقای علی پژوهشگر(کارشناس ارشد موسیقی) ساز جدیدی را به نام "بم آهنگ" طراحی کردند، میتوانید در لینک زیر در باره آن بخوانید.

http://www.barbatnavaz.blogfa.com/post-154.aspx

پ ن: موسیقی ایرانی در سالهای گذشته علی رقم تبلیغات منفی که صورت گرفته از پیشرفت قابل ملاحظه ای بر خوردار بوده است(خودتان تصور کنید در کشوری که تصویر و تبلیغ ساز حرام است...چقدر مشکل وجود خواهد داشت).....برای درک این پیشرفت باید اندکی با موسیقی ایرانی مانوس بود

پ ن: چند کار از اجراهای شادروان استاد پایور را مرور می کردم....هنر و ذوق ایشان بی همتاست....روحش شاد و یادش گرامی.

                 ********************************************

تولدی که فراموش شد....

چند وقتیست...که  مشغولیت ذهنی زیادی دارم.....

روزگار آن طور که باید نیست....برای من و شاید برای خیل عظیمی از هموطنان عزیز...

این چند روزه آنقدر مشغول بودم که تولد دوسالگی(٠۴/١٢/١٣٨٧) "از سنگ تا الماس" را فراموش کردم..

"از سنگ تا الماس" دریچه ایست رو  به دوستان هنرمند و خردمند که دیداری لذت بخش را برای من در دنیای مجازی مهیا میکند....و امیدوارم که بتوانیم این ارتباط را حفظ کنیم.

نویسنده : : ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

دیگر چه باشم......؟

دیگر هیچ هستم......همچون تو....

دیگر نه وزن دارم، نه شکل و نه رنگ......

پخشم در میانه  تمام  هوای آلوده شهر......

دیگر هیچ هستم......

هیچ نه به آن معنای هیچ...که به معنای بودن از تو و در تو و در تمام تو....که تو خود همان همه یی.

وقتی تمام شدم در تو.....تو هنوز بودی و  من تازه بودنم را شدم......

دیگر هیچ هستم.......هیچ .....

 

پ ن: وقتی همه یکی باشند......هیچ چیزی وجود نخواهد داشت...که بخواهی او باشی....

نویسنده : : ۱:۱٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

من و تو... یکی دیدگانیم

همه مثل هم هستیم......شاید تو این روزگاری که داریم زندگی میکنیم... بیشتر و بیشتر هم....

تفاوت در شیوه تحمل کردن ماست......

یکی کم یکی زیاد.......

همه مثل هم هستیم....با دردهایی مشترک و شادی هایی زود گذر....

ترانه های غمگین و رقصهای شاد.....

 ..........

گر بهار آید

گر بهار آرزو روزی به بار آید

این زمینهای سراسر لوت

باغ خواهد شد

سینه این تپه های سنگ

از لهیب لاله ها پرداغ خواهد شد

آه.... اکنون دست من خالی ست

بر فراز سینه ام جز بوته هایی از گل یخ نیست

گر نشانی از گل افشان بهاران باز می خواهید

دور از لبخند گرم چشمه خورشید

من به این نازک نهال زرد گونه بسته ام امید

هست گل هایی در این گلشن که از سرما نمی میرد

وندرین تاریک شب تا صبح

عطر صحرا گسترش را از مشام ما نمی گیرد

قطعه ای از شعر"در آرزوی بهار" از سیاوش کسرایی

 

پ ن: سه روز پیش یک سنتور جدید گرفتم......همچنان مست آوای خوش و الحان زیباییم

نویسنده : : ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

شبی با "نوای مخالف"

ای خدا این وصل را هجران مکن                    سرخوشان عشق را نالان مکن

باغ جان را تازه و سرسبز دار                      قصد این بستان و این مستان مکن

جمع و شمع خویش را بر هم مزن                دشمنان را کور کن شادان مکن(*3)

دیشب به دعوت دوست هنرمند و گرامی"مسعود نجفی" به اجرا کنسرت گروه "نوای مخالف"  در بخش ویژه(جشنواره جشنواره ها) بیست و ششمین جشنواره موسیقی  فجر" به فرهنگسرای ارسباران رفتم....دیدار دوستان و یاران قدیمی بسیار لذت بخش بود....

"نوای مخالف" با آهنگسازی "مسعود نجفی" و اشعاری از شاعران بزرگ، اجرایی دلنشین و با شکوه داشت.....تصنیف"سرخوشان" و تصنیف مجنون" به همراه مقدمه شور را بیشتر پسندیدم....

تغییر در فرم و نحوه تنظیم قطعات بسیار متفاوت تر از گذشته بود و تفاوت نگاه سرپرست گروه را پس از سکوتی تقریبا دوساله نشان میداد....که الحق بر زیبایی کار افزوده بود....

تک نوازی سنتور مسعود عزیز، همه را مجذوب خود می کرد...و مثل همیشه برای من بسیار آموزنده بود...برای درک بعضی از تکنیکهای نوازندگی ...به خصوص در آواز...باید دستی بر ساز داشته باشید تا لذت شنیدن دوچندان شود......اشاره زیبایی که به قطعه آوازی از استاد مشکاتیان داشتند هنرمندانه با تفکر خودش از آواز شور آمیخته شده بود و متناسب و دلنشین بود....(اضافه کنم که سنتور خوش صدایی هم در اختیار داشتند که بعد ها از سازنده آن خواهم نوشت)

تکنوازی تار توسط "صائب کاکاوند" بسیار زیبا بود....مرکب نوازی و اشاره به چهارگاه و سپس بازگشت به دشتی هنرمندانه بود و  تغییر به جایی به فضای کار داد ....تنظیم قطعات برای ساز"مراژ" (* 1)که توسط "حسین روزبهانی" اجرا میشد با دقت و بازنگری در تنظیم های گذشته "مسعود نجفی" نقش مهمی را در رنگ آمیزی قطعات داشت....صحبت در مورد نوای دلنشین کمانچه "علیرضا دریایی" عزیز هم که از عهده بنده خارج است.....مثل همیشه پر حساس و مسلط.

"علیرضا وکیلی منش" را دیشب برای اولین بار دیدم ...به عنوان خواننده گروه را همراهی می کردند....با اطمینان و آرامش آواز را شروع کرد...و اجرایی خوبی داشت....نکته مهم این بود که صدای خودش را داشت.....و جنس صدای خودش بود که آوازش را دلنشین میکرد....انتخاب ایشان به عنوان خواننده انتخاب خوبی بود....

دی ماه ١٣٨۶ (دوره بیست و سوم جشنواره)بود که برای اولین بار با گروه "نوای مخالف" حضور در جشنواره فجر را درک کردیم....سپس سال ١٣٨٧ گروه با تغییراتی در جشنواره شرکت کرد...و امسال نیز اجرایی به مراتب قوی تر از سالهای گذشته را داشت که به مدد تجربه های پیشین و استعداد و انگیزه بالای هنرمندان جوان و سرپرست گروه است.

خلاصه کلام اینکه دیشب شبی به یادماندنی و زیبا بود....خیلی خوشحال شدم از اجرای موفق دوستان.

اعضای گروه نوای مخالف:

علیرضا دریایی                                 کمانچه

صائب کاکاوند                                   تار

سعیدرضا دولت زارعی                       نی

حسین روزبهانی                              مراژ

محسن علیزادگان                            دف

امیر حسین سلاح ورزی                      تنبک

علیرضا وکیلی منش                          آواز

مسعود نجفی                                سنتور،سرپرست گروه و آهنگساز

 

 

پ ن1:*مراژ: یکی از سازهای تازه وارد موسیقی ایرانی است...که به نوعی میتوان گفت شکل تکامل یافته"بم تار" می باشد....دارای سه سیم و صدایی بم....راحت تر از بم تار کوک میشود و ظاهری زیبا تر دارد

پ ن2: کتاب آموزشی توسط مسعود نجفی برای سنتور نتظیم شده و بزودی منتشر  می شود( نام کتاب" ترنم" است که به همراهCD آموزشی در دست انتشار است،این کتاب شامل قطعات موسیقی ملی و محلی و ملل  است که به صورت "هموفونی" برای سنتور تنظیم شده -که در نوع خود اولین است-) همچنین امیدوارم مشکلات انتشار آلبوم گروه"نوای مخالف" برطرف شود.. 

 پ ن*3: این غزل از "مولانا" در آواز "شور"دیشب توسط گروه اجرا شد

پ ن4: عناوین گروه نوای مخالف

*کسب عنوان بهترین خواننده و نوازنده سنتور در بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر

*کسب عنوان سوم گروه نوازی در جشنواره بیست و چهارم فجر

*کسب عنوان بهترین آهنگساز-در اولین جشنواره موسیقی جوان

*دعوت برای شرکت در بخش ویژه بیست وششمین جشنواره موسیقی فجر

http://www.arte.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=391:-q-q-&catid=6:exoteric&Itemid=7

 

نویسنده : : ۸:٤۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

دلشاد باش ای ایران.....

 

امیدوارم.......

امیدوار... به روزهایی که خواهد آمد.......

و  ما با دستان و با اندیشه خودمان  آنها را رقم خواهیم زد......

امیدوارم روزی دیوار های شهرم....سپید باشد...

به صورت هر کسی که نگاه کنی......به اندازه سهم و لیاقتش از خوشبختی ...اثری ببینی...

شهر پر از گلهای بنفش و  صورتی و قرمز و زرد باشد......با دیوار های سپید...

امیدوارم زیبایی و شادی سهم من باشد ....و آگاهی و اعتدال سهم تو...

 

پ ن:....یادت میاد....!

ما گل‌های خندانیم

فرزندان ایرانیم

ما سرزمین خود را

مانند جان می‌دانیم

ما باید دانا باشیم

هوشیار و بینا باشیم

از بهر حفظ ایران

باید توانا باشیم

آباد باش ای ایران

آزاد باش ای ایران

از ما فرزندان خود

دل شاد باش ای ایران

                                                                          (اصغر یمینی)

 

نویسنده : : ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

طرحی نو در اندازیم.....

اول اسفند مثل همه سالهای قبل....بوی تازگی میده....

بهار.....انتظار زیباییه........ که هر سال به نتیجه میرسه......

کسی که منتظر بهاره............همیشه بهار و هم میبینه........

 

پ ن:

از ظلمتِ رمیده خبر می دهد سحر

شب رفت و با سپیده خبر می دهد سحر

از اخترِ شبان رمه ی شب رمید و رفت

وز رفته و رمیده خبر می دهد سحر .

زنگار خورد جوشنِ شب را به نوشخند

از تیغِ آبدیده خبر می دهد سحر

باز از حریقِ بیشه ی خاکسترین فلق

آتش به جان خریده خبر می دهد سحر

از غمز و ناز و انجم و از رمز و راز ِ شب

بس دیده و شنیده خبر می دهد سحر

بس شد شهیدِ پرده ی شب ها شهاب ها

وان پرده ها دریده خبر می دهد سحر

ماهان پریده رنگ که بود و چه شد کز او

رنگ اش ز رخ پریده خبر می دهد سحر

 

 چاووش خوانِ قافله ی روشنان "امید"

از ظلمتِ رمیده خبر می دهد سحر ...

(م امید)

 

نویسنده : : ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم