از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

پاییز......لبریز از پاییز.....

خیلی دلم می خواد  طراحی  کنم....مثل سالهای گذشته.....با مداد "کنته" و کاغذ "اشتن باخ"...

خوبی طراحی به اینه که میتونی موسیقی هم بشنوی......

.....کیتارو.....باخ......پاکودلوچیا........کنی جی......پاواروتی.......کلایدر من

یادمه یک بار از استادم(استاد گشایی) پرسیدم:

- رابطه بین موسیقی و نقاشی چیه.....؟

  تو چشمام نگاه کرد و بعد از چند لحظه سکوت گفت...تو دوست داری چی باشه....؟

 

نویسنده : : ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

گر توانستمی آن باشم که دلخواه من است....

ای کاش آب بودم

گر می شد آن باشی که خود می خواهی. ـ

آدمی بودن

                حسرتا !

                          مشکلی ست در مرز نا ممکن.نمی بینی؟

ای کاش آب بودم ـ به خود می گویم ـ

نهالی نازک به درختی گشن رساندن را

                                   ( تا به زخم تبر بر خاک اش افکنند در آتش سوختن را؟)

یا نشای سست کاجی را سرسبزی ی جاودانه بخشیدن

یا به سیراب کردن لب تشنه ئی

رضایت خاطری احساس کردن!

می دانم می دانم می دانم

با این همه کاش ای کاش آب می بودم

گر توانستمی آن باشم که دل خواه من است.

آه

کاش هنوز

                به بی خبری

                                 قطره ئی بودم پاک

از نم باری

                به کوه پایه ئی

نه در اقیانوس کشاکش بی داد

سرگشته موج بی مایه ئی.

                                                          (احمد شاملو)

تقدیم به دوست بسیار گرامی ( ع- امیری)

نویسنده : : ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

چه کسی عاشق زندگی بود....؟؟

بعضی وقتا زندگی رو جوری شروع می کنیم که زندگی کردنی در کار نیست.....به عبارتی سعی میکنیم اون موقعیت رو هر طور شده طی کنیم و به بعدش برسیم.....و ببینیم بعدش چی میشه...!! (البته که خودمون هم  پیش بینی از بعدش داریم).

مثلا تلاشهای یکی از دوستان برای بیشتر شدن متراژ خونشون.....از ۵٣ متر به ۶٧ متر....همین تلاشها باعث شد که ۵/٣  سال آغازین و شاید بهترین سالهای زندگی مشترکش رو از دست بده(کی میگه ارزشش رو داشته..؟)

از طرفی هم دوست دیگه ای طی این ۵/٣ سال تونست از خونه اجاره ای ١١٠ متری بره به خونه ای که خودش خریده بود و  ۴٠ متر مساحت داشت.....!

اونم همون روز ها رو سپری میکرد....

طبقه متوسط و البته فقیر ایران بیشتر جمعیت کشور رو تشکیل میدن.....

خطر زندگی نکردن برای این افراد خیلی زیاده...تلاشهایی برای برآورد حداقل خواسته هایی که باعث میشه بهترین سالهای زندگیشون رو از دست بدن...برای بدست آوردن مثلا ١٠ متر زمین بیشتر.....!!!

البته توجیحات نخ نما شده ای هم در بین مردم رواج داره که واقعا دلیل علمی و منطقی پشتش نیست...مثل: زندگی همینه.....باید سختی کشید تا طعم شیرینی رو چشید....همه همینجورین......زندگی رو باید ذره ذره ساخت تا خوب بشه و .....

که در جواب اینها باید گفت پس چرا رشد ازدواج در شهر بزرگی مثل تهران به ۵/٠ در صد رسیده....یا چرا از هر ٣ ازدواج یکی منجر به طلاق میشه.....؟؟؟

حالا زیاد بحث رو جامعه شناسی نکنیمچشمک

قطعا وضعیت خوبی نیست...چه پیشنهادی میشه داشت.....چه راه کاری....؟؟

دولت هم که به اندازه کافی طرح و راه کار رنگارنگ ارائه (اراده) فرموند....از مسکن مهر بگیرید تا صندوق مسکن جوانان و مهر رضا و این آخری هم که  هدفمند کردن یارانه ها..!

این فشار های اقتصادیه بلند مدت و مزمن حتما در تغییر فرهنگ و رفتار تک تک افراد جامعه اثر گذار خواهد بود......مطمئن باشید در آینده روش زندگی....و فرهنگ لذت بردن از زندگی در کشور عزیزمان تغییرات زیادی خواهد داشت.....شاید برای ما غیر قابل باور هم باشه...ولی اون موقه میشه فهمید: چه کسی عاشق زندگی بود....؟؟

یک خانواده ایرانی در دوره قاجار

نویسنده : : ٩:٠۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

بالای ابرها.....

به این فکر کن که چند هفته دیگه.... کوه های اطراف شهر حسابی پر برف میشه.....

اون بالا..... سکوت  برف های دست نخورده .....

تنها مشغولیت ذهنیت هم اینه که چه موسیقی رو برای شنیدن انتخاب کنی.....

 

قله توچال

نویسنده : : ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

یاد یار مهربان آید همی.....

بانو مرضیه...خواننده پر آوازه ....تنهای کسی که افتخار همخوانی با استاد غلامحسین بنان را داشت....دیشب از دنیا رفت....ما ماندیم  و  یادگارهایی بسیار زیبا از هنرش که همیشه جاودان خواهد بود .

از دوران کودکی صدای ایشان را میشنیدم و با آن بزرگ شدم....ترانه های زیبا و آوازهایی دلنشین.....

تصنیف های زیبا باارکستر گلها و تنظیم های زیبای اساتید روح الله خالقی،همایون خرم، علی تجویدی و ....

صدای  پر قدرت و دانشین بانو مرضیه به همراه شناخت خوبشان از ردیف موسیقی ایرانی  مجموعه ای بی نظیر از هنر ایشان را ارائه میکرد که همیشه شنیدنیست...و تا اواخر عمرشان هم به خوبی از عهده اجرا بر می آمدند و فعال بودند.

روحش شاد و یادش گرامی...به امید روزی که بانوان عزیز کشورم آزادانه در راه هنر گام برداند.....

بشنوید تصنیف "بوی جوی مولیان-ساخته استاد خالقی با شعری از رودکی

بوی جوی مولیان آید همی                          یاد یار مهربان آید همی

 

ریگ آموی و درشتی های او                       زیر پایم پرنیان آید همی

 

آب جیحون از نشاط روی دوست                خنگ ما را تا میان آید همی

 

ای بخارا شاد باش و دیر زی                   میر زی تو شادمان آید همی

 

میر ماه است و بخارا آسمان                     ماه سوی آسمان آید همی

 

میر سرو است و بخارا بوستان               سرو سوی بوستان آید همی

http://www.4shared.com/file/106342951/7cf262d0/Buye_juye_mulian.html

 حکایت این تصنیف هم بسیار شنیدنیست:

در زمان حکومت سامانیان  امیران به نام امیر نصربن احمد ... زمستان در پایتخت اصلی "بخارا" مقام داشت و تابستان در "سمرقند"....یک سال که به سمر قند میروند....هواخیلی خوب بود و باغات هم به ثمر نشسته بوده و لذت بسیاری میبرند  و تصمیم میگیرند همانجا بمانند ...و این امر تا حدود چهار سال به طول می انجامد و همراهان که خسته شده بودند و از طرفی از نظر حکومتی هم دور بودن از بخارا مشکل ساز بوده...دست به دامان رودکی شاعر پر آوازه میشوند که او نیز این شعر را می سراید و با چنگ(سازی که روایت است رودکی در نواختنش چیره دست بوده)  در مایه عشاق (اصفهان) مینوازند و امیر چنان از خود بی خود میشود که بدون موزه(کفش) پا در رکاب اسب میکند و به سمت بخارا حرکت میکند...این قسمت را از زبان راوی بشنوید:

"چون رودکی بدین بیت رسید امیر چنان منفعل گشت که از تخت فرود آمد وبی‎موزه پای در رکاب خنگ نوبتی در آورد و روی بخارا نهاد چنان که رانین و موزه تا دو فرسنگ در پی امیر بردند، به برونه، و آنجا در پای کرد و عنان تا بخارا هیچ بازنگرفت و رودکی آن پنج هزار دینار مضاعف از لشکر بستد."

متاسفانه آهنگ این تصنیف در دسترس نبود و استاد خالقی خود با ذوق سرشاری که داشتند آهنگی در پرده عشاق بر این شعر نهادند و افتخار خواندن آن به استاد غلامحسین بنان و بانو مرضیه جوان رسید...در اصل این اجرا آواز زیبایی هم توسط این دو هنرمند اجرا شده است.

نویسنده : : ٩:۱٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

که رسیدن هنر گام زمان است.....

روزها داره میگذره.....همون طوری که قبلا میگذشت....و همون طوری که بعدا خواهد آمد...

ولی یه چیزی این وسط داره یه حسی ایجاد میکنه.....شاید برای من یه حس خوشی باشه...برای تو نا امیدی و برای دیگری ترس و دلهره....لحظه های هم هستن که جای حسمون رو با هم عوض میکنیم......من امیدم رو به تو میدم...تو ترست رو به من....!!

"این مردم وجود دارن.......زندگی میکنن....فکر میکنن.....و انتخاب میکنن....."

با همه توهین هایی که هر روز دارم میشنوم....به خودم....تو ....و دیگران.....بازم وجود تو برای من لازمه...و وجود من برای تو......و بودن مردم برای مردم......

 

ساحل زیبای خزر- اردیبهشت ١٣٨٩

نویسنده : : ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

کوله پشتی و استاد دانشگاه....

زمستون سال ١٣٨٣ بود که زنده یاد "خسرو " که اون موقع دانشجو بود و گرافیک می خوند...بهم زنگ زد ، گفت...: میام خونتون ..دارم یک فیلم کوتاه می سازم......!!

خسرو با دوربین و دفترچه و کاغذ هاش اومد....یه کم برام توضیح داد و از من به عنوان یک مصاحبه شونده استفاده کرد.....موضوع فیلم خیلی ساده بود..."روابط استاد و دانشجو در دانشگاههای ایران"....یادمه کلی با هم حرف زدیم و از اتفاقهای بدی که همیشه تو همه دانشکده ها سر گرفتن و نمره و تقلب و امتحان پایان ترم و .....بود صحبت کردیم....البته من خیلی خوش بین بودم و تخلفات رو استثنا میدونستم.....

یادمه یک استاد جوان داشتیم....از طرفی قابل تحسین به دلیل اینکه از یک شهرستان بسیار دور افتاده تونسته بود خودش رو به بهترین دانشگاههای پایتخت برسونه و دانشجوی دکترا بشه....ولی از طرفی هم قابل نقد...یادمه بعضی دخترای همکلاسیمون تعریف میکردند که دیشب چه طوری توی "چت روم" با استاد.....چت کردن و مسخرش می کردن.....جالبه بدونید یک بار هم در انتخابات مجلس شرکت کردند و تا دور دوم هم پیش رفتند(البته در همان شهرستان خودشان).

پنج شنبه برای طی مراحل اداری بعد از  پایان نامه رفته بودم دانشکده....همون استاد رو دیدم....با کفش های ورزشی....یک پیراهن که از زیرش میشد تیشرت رنگ و وارنگ استاد رو به خوبی دید و یک کوله پشتی با یک مارک معتبر.....!!!

البته که به نظر من هرکسی در نوع پوشش خودش تا وقتی که به دیگران آسیب نرسونده آزاده و کسی حق جسارت نداره....ولی این نکته هم هست که هر کسی با پوشش خودش رو معرفی میکنه ....از دیدنش خندم گرفت....به دوستم گفتم....داستانهای چند سال پیش از چت کردن استاد رو یادته....؟؟

 نقد آزاد که در غالب ابزار هنری و رسانه ای انجام بشه همیشه میتونه آثار مثبتی به جا بگذاره وقتی افراد ببینند که رفتارشون(منظورم حریم خصوصی افراد نیست....حریم شخصی حق  همه افراد جامعه است) از سوی افکار عمومی و هنجار های جامعه پذیرفتی نیست و خلاف قانون هم نمیشه رفتار کرد..حتما تاثیر خواهند گرفت ..چرا که چشمان رسانه ها اونها رو تعقب میکنه.......به همین دلیلکه که میگن رکن اصلی دموکراسی رسانه آزاد است.

تذکر زبانی و نفر به نفر که در سطح جامعه ما تبلیغ میشه....غیر از دخالت در امور جزیی و شخصی مردم...چه تاثیری داره....؟؟؟!  اگر همین تیزبینی و هوشیاری در مورد کسانی باشه که میتوانند از قدرت ،موقعیت،و ثروت خودشون برای رفتار خلاف قانون خودشون استفاده کنن....بهتر نیست...

 

پ ن: استاد دانشگاه رو مثال زدم به عنوان یکی از موجه ترین افراد جامعه که اونهم میتونه نقد بشه...و کلا نباید هیچ کس و هیچ جایگاهی رو دارای مصونیت قانونی و عرفی بدونیم...همین مصونیت باعث انحراف خواهد شد.

پ ن: با سیستم تذکر نفر به نفر و تجاوز به حریم شخصی افراد به شدت مخالفم.

نویسنده : : ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

تن تنها....

گاهی  باید تنها بود...تنهایی بهترین آزمایشه برای تنها بودن.....یعنی وقتی تنهایی  تا زه میفهمی که چقدر هستی.....کجا هستی....

تنهایی میتونه با  هزار تا دوست و هزار تا فامیل و هزار تا ...... ....بازم خودش رو بهت نشون بده....البته به شرطی که خودت بخوای تنها باشی....میان تنها و تنها.....میان تنها باش و تنها باش..

نویسنده : : ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

این مطرب از کجاست که بر گفت نام دوست....

نظری به کار من کن که زدست رفت کارم

                                                   به کسم مکن حواله که به جز تو کس ندارم

منم و هزار حسرت که در آرزوی رویت

                                                    همه عمر من برفت و بنرفت هیچ کارم  

پانزدهم و شانزدهم مهر ماه ١٣٨٩ ساعت هشت شب سالن رودکی ....

 گروه موسیقی آینه اجرای بسیار زیبا و  تحسین برانگیزی داشتند.....مضراب های هماهنگ،آکسانها،هارمونی و مهارت نوازندگان در اجرای حالتهای مختلف بسیار دلنشین بود.....

با یکی از یاران صاحب نظر به تماشای کنسرت رفته بودیم...و واقعا در پایان کار حس خیلی خوبی داشتیم از شنیدن نغماتی لذت بخش و پر احساس به همراه هماهنگی و تکنیکی قابل توجه.....در مورد هارمونی و تنظیم قطعات دوستان متخصص باید نظر بدهند ولی آنچه که آشکار بود توانایی خوب نوازندگان به خصوص نوازندگان خانم گروه بود.

آواز بسیار عالی اجرا شد....واقعا وقتی در پارت اول بعد از یک سکوت آواز همایون شروع شد،قدرت خواننده در ادای جملات و حالات و همچنین "ویبره" و تحریر ها ، زیبایی کار را دو چندان می کرد ،همچنین مرکب خوانی زیبا به خصوص تعییر آواز از گوشه حصار به آواز سه گاه بسیار ماهرانه و هنرمندانه بود که نشان از توانایی بالای خواننده داشت.

به نظر من بهترین جواب آواز  را "مجید کولیوند" (سرپرست گروه) دادند....با یک چهار مضراب زیبا در همایون (که البته می توانست بهتر هم اجرا شود).

زیبا ترین تصنیف به نظرم تصنیف"طربناک"در چهار گاه بود(ساخته مجید کولیوند)...و همچنین قطعه پایانی در چهار گاه که اشاره زیبا و دلنشینی به ماهور در قطعه بود که با سئوال و جواب زیبای "تار"و "کمانچه"(روی سیم بم) زیبایی یک نتظیم هنرمندانه را نشان میداد....

در پایان کار لذتی بی نهایت نصیب ما شد...و تا توانستیم تشویق کردیم و کف زدیم....

علی رغم مشکلاتی که در پشت صحنه برای هنرمندان عزیز (از صدا برداری گرفته تا طراحی صحنه) وجود داشت و دورا دور به گوش ما هم رسید...اجرا در کل بسیار باشکوه بود....با تشکر از تمامی اعضای گروه امیدوارم که در آینده شاهد اجراهای بیشتر  و همچنین انتشار آثارشان  باشیم.

رامین بحیرایی....................................آواز

مجید کولیوند......................................سنتور،آهنگساز،سرپرست گروه

عرفان خالدی راد..................................تار،آهنگساز

محمد مهربانی....................................نی

حمید رضا صالح یار...............................تار

سارا رضا زاده......................................تار

پریسا کاشفی....................................کمانچه

المیرا مردانه.......................................کمانچه

نجمه صغیری......................................عود

حامد صادقی......................................بم تار

مونا سیمیاری....................................بم تار

مونا ربیعی.........................................ویلنسل

بهتاش ابوالقاسم................................تنبک

ارشاد واعظ تهرانی..............................دف،دایره،ضرب زورخانه

 

 

  

١۵/٠٧/١٣٨٩ سالن رودکی-گروه آینه

عکس: غزاله بحیرایی

 این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست  

تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست
دل زنده می‌شود به امید وفای یار 

 جان رقص می‌کند به سماع کلام دوست
تا نفخ صور بازنیاید به خویشتن 

  هرک اوفتاد مست محبت ز جام دوست
من بعد از این اگر به دیاری سفر کنم 

 هیچ ارمغانیی نبرم جز سلام دوست
رنجور عشق به نشود جز به بوی یار 

  ور رفتنیست جان ندهد جز به نام دوست
وقتی امیر مملکت خویش بودمی 

 اکنون به اختیار و ارادت غلام دوست
گر دوست را به دیگری از من فراغتست 

 من دیگری ندارم قایم مقام دوست
بالای بام دوست چو نتوان نهاد پای 

 هم چاره آن که سر بنهی زیر بام دوست
درویش را که نام برد پیش پادشاه 

 هیهات از افتقار من و احتشام دوست
گر کام دوست کشتن سعدیست باک نیست 

 اینم حیات بس که بمیرم به کام دوست

نویسنده : : ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

با خودت حرف بزن....

باید بیشتر زندگی کنیم........یا تجربه...؟؟

 

 

نویسنده : : ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

کسی پرسید دقیقا چه خبره....!

نمی دونم تو وقتی تو خودتی زیباتری یا وقتی توی رویاهایی......؟

بازم روزایی میرسه که تو همه ناز باشی و ما همه نیاز......

بلاخره همدیگه رو میبینیم......شاید یکی از همین روزا....شاید هم سالها باید بگذره که تصوراتم کامل بشه.....کامل و کاملتر....هنوزخیلی زوده......خیلی....

دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فرو سوزد

                                                          دو صد دریا بشوراند،  ز موج بحر نگریزد

نویسنده : : ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

البرز زیبا.....

روستای  زیبا ی-وارنگه رود-جاده چالوس-١٢/٠٧/١٣٨٩

پ ن:حس خوبیه.....نوازش  یک مادیان قهوه ای.... تماشای شیر خوردن  یک گوساله سفید و سیاه با اون چشمای معصوم......و سکوتی که به تمام روحت آرامش میده.....

نویسنده : : ٩:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

سوار بر امواج بازار

شب گذشته رئیس بانک مرکزی با اعتماد به نفس از کاهش قیمت طلا(سکه) و همچنین کاهش قیمت ارز(به خصوص دلار آمریکا)صحبت کردند....امروز هم آقای حسینی(وزیر اقتصاد) تئوری هایی در کاهش قیمت ارز و سکه مطرح کردند که ذهن شنونده را به این سمت می برد که بازار تحت کنترل است و به زودی قیمت ها کاهش می باید...!!

 "سن"(اقتصاد دان - نوبلیست١٩٩٨)" وقتی که حباب قیمتی در جایی شکل میگردی بدون دخالت کردن تا حدی رشد میکند و بعد از مدتی به اوج خود رسیده و بازار با رکود مواجه خواهد شد" که نتیجه آن ثبات قیمت و حتی در بعضی از موارد کاهش قیمت است...البته قیمت مثلا ۵٠ درصد رشد کرده و به علت رکود ١٠ درصد کاهش نشان می دهد که در حقیقت ۴٠ درصد افزایش قیمت داشته ایم.....

خوب این تغییرات در دوسال گذشته برای مسکن و املاک در کشورمان بوجود آمد و بعد از رشد بی سابقه به رکودی نسبی مواجهه، وحتی کاهش قیمت هم داشتیم ..که البته دولت مردان بعد از فروکش کردن موج.....به سرعت خود راعامل کنترل قیمت دانستند....البته اهالی اقتصاد بر این امر آگاهی کامل داشتند و مقاله هایی هم نوشته شد و انتقادهایی هم شد.

افزایش نگران کننده قیمت سکه(که البته تا حدودی هم متاثر از بازار جهانی است) را شاهدیم...بازهم دیشب مسئولین که سوار بر امواج بازار به این سو وآن سو میروند شروع کردند به تئوری دادن.....که مثلا با عرضه نامحدود طلا از سوی بانک مرکزی قادرند  قیمت را کنترل کنند(قیمت ربع سکه در اسفند۶٨ هزار تومان بود که امرزو به ٩٠ هزار تومان رسیده).

به نظر شما....باتوجه به این افزایش ناگهانی رکود نسبی هم در پیش خواهد بود...؟؟

مسلما بله....خوب حجمی از سرمایه های سرگردان و سوداگران تمام بازار را خواهد گرفت...و بلاخره نردبان تورم به پله آخر میرسد...و بعد از رکودی نسبی..قیمت ها اندکی کاهش میابد....ولی در اصل تورم اثر خودش را درجامعه گذاشته و بستر را برای مهاجرت سرمایه به محافل دیگر محیا کرده....!!!

مسئولان هم بعد از طوفان خودشان را به عنوان یک قهرمان معرفی میکنند...به خاطر داشته باشید که زلزله بم هم ۵ سال ادامه نداشت....چند دقیقه بود...ولی اثرات آن هنوز پا برجاست....!!

متاسفانه علی رغم انکار مسئولان محترم اثرات تحریم ها رو روز به روز میشه در اقتصاد شکننده و وابسته به فروش نفت ما، دید.

پ ن:دیروز با خبر شدم یکی از دوستان و همکلاسی های قدیم(علیرضا)...دکترا خودشون رو در رشته "اقتصاد ریاضی" از یکی از دانشگاههای خارج از کشور گرفتند. با وجود دعوت چند دانشگاه داخلی برای تدریس ترجیح دادند که در خارج از کشور به تدریس ادامه بدهند......میدونین دلیلش چیه دیگه...؟؟؟؟

نویسنده : : ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

از بالا به پایین

بیش از ١٠ میلیون نفر دارن توی این شهر زندگی میکنن......١٠ میلیون نفر...!!

نهمین روز پاییز ١٣٨٩-ساعت ۶:٢٠ صبح-دارآباد

نویسنده : : ٩:٤٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

کنسرت گروه آینه

کنسرت گروه آینه به سر پرستی "مجید کولیوند" وخوانندگی برادر عزیزم"رامین بحیرایی" در روزهای ١۵ و ١۶ مهر ماه  ساعت20:00در تالار رودکی برگزار میشه.....برنامه از دو قسمت که ابتدا در همایون و سپس در چهار گاه است تشکیل میشه.......آهنگساز گروه چهارده نفره آینه ،مجید کولیوند عزیز و آقای عرفان خالدی هستند.

اعضای گروه آینه که در سال ١٣٨۴ شکل گرفت را اکثرا دانشجویان دوره کارشناسی ارشد موسیقی دانشگاه هنر تشکیل میدهند ،اجرای گروه  در حد بسیار مطلوبی است به خصوص تصنیف زیبایی که در چهار گاه اجرا میکنند....

توصیه می کنم که حتما ببینید و لذت ببرید و  با حضورتون از هنرمندان شایسته و جوان حمایت کنید...باور کنید که با این شرایط و هزینه های بالای برگزاری کنسرت،و شرایط کار که روز به روز سخت تر میشه...فقط حمایت ما میتونه برای اهل هنر باعث دلگرمی بشه.

این هم رزومه کوتاهی از آهنگسازان و خواننده گروه آینه (با تشکر از سایت گفتگوی هارمونیک و آقای سجاد پور قناد) :

 رامین بحیراییخواننده:
 کارشناس ارشد مهندسی نفت-هنر آموخته نزد آقایان : عبدالحسین مختاباد، بهرام باجلان، شاپور رحیمی و حمیدرضا نوربخش

فعالیت در عرصه اجرای موسیقی :
کنسرت در دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه تهران با گروه سپهر و صهبا به سرپرستی سجاد پورقناد
اجرای برنامه به نفع کودکان سرطانی با گروه پارسا به سرپرستی سامان ضرابی
اجرای برنامه در مراسم بزرگداشت استاد نادر گلچین در فرهنگسرای هنر به همراهی گروه صهبا به سرپرستی علی نجفی ملکی
کنسرتهایی با گروه نوای مخالف به سرپرستی مسعود نجفی در تهران (فرهنگسراهای خاوران، فردوس، قانون، ارسباران و تالار رودکی) و چند کنسرت در استان مرکزی
کنسرت با گروه خوان هشتم به سرپرستی وحید طارمی در فرهنگسراهای نیاوران و هنر
شرکت در بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر و کسب عنوان خواننده برتر در بخش رقابتی جشنواره
شرکت در بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر و کسب رتبه سوم گروه نوازی به همراه گروه نوای مخالف
کنسرت با گروه شاهو به سرپرستی حامد صغیری در تالار وحدت

آثار:
آلبوم "سرخانه" بر اساس طرحی از دکتر ساسان فاطمی به آهنگسازی پیام جهانمانی
آلبوم "سخن های نهان" به آهنگسازی حامد صغیری
آلبوم "خوان هشتم" به آهنگسازی وحید طارمی (در دست انتشار)

مجید کولیوند سرپرست گروه، آهنگساز، نوازنده سنتور
کارشناس نوازندگی موسیقی ایرانی، دانشگاه هنر تهران، 1387
دانشجوی کارشناسی ارشد نوازندگی موسیقی ایرانی، دانشگاه هنر تهران


دیگر زمینه های فعالیت در عرصه موسیقی:
تدریس نوازندگی سنتور، تئوری موسیقی و سلفژ

فعالیت در عرصه اجرای موسیقی:
اجراهای متعدد در شهرهای مختلف به همراه گروه فارابی (سرپرست و نوازنده سنتور)، آئینه (سرپرست و نوازنده سنتور) و شروند (نوازنده سنتور)
کسب مقام سوم گروه های سنتی در بیست و چهارمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر در سال 1387 به همراه گروه آئینه (سرپرست، آهنگساز و نوازنده سنتور)
کسب مقام سوم در جشنواره محله در تهران در سال 1385 به همراه گروه آئینه (سرپرست و نوازنده سنتور)

عرفان خالدی راد آهنگساز، نوازنده تار
کارشناس نوازندگی موسیقی ایرانی، دانشگاه هنر تهران، 1387
دانشجوی کارشناسی ارشد آهنگسازی، دانشگاه هنر تهران

دیگر زمینه های فعالیت در عرصه موسیقی:
تدریس نوازندگی تار و سه تار، تئوری موسیقی، هارمونی و سلفژ، انتشار مقالات موسیقی

فعالیت در عرصه اجرای موسیقی:
کسب مقام اول آهنگسازی در مسابقات آهنگسازی دانشکده موسیقی دانشگاه هنر در سال 1387
کسب مقام سوم گروه های سنتی در بیست و چهارمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر در سال 1387 به همراه گروه آئینه (آهنگساز و نوازنده تار)
کسب مقام سوم در جشنواره محله در تهران در سال 1385 به همراه گروه آئینه (نوازنده تار)
اجراهای متعدد در شهرهای مختلف به همراه گروه فارابی (نوازنده تار)، آئینه (آهنگساز و نوازنده تار) و شروند (نوازنده تار)

مراکز فروش بلیط (تحویل در محل)

تهران:نشر بیدگل- 66963617

مرکز موسیقی بتهون - 88313869

ققنوس-22728007-22738007

*کرج: آموزشگاه اورنگ-2233467

رزرو اینترنتی: iranconcert.com

قیمت بلیط: 12 و 15 هزار تومان

 

 

نویسنده : : ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

.....

هیچ چیزی بهتر از اون نگاه نبود.....

قبل از اینکه مضراب سیم رو لمس کنه.....

همه منتظر بودیم  که بشنویم ......

و من برای ادامه داشتن اون نگاه.........سکوت رو ادامه میدادم ........

پ ن: بارون دیشب حسابی شهر رو تمیز کرد....

نویسنده : : ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

تکرار نشدی.....

اروز یک پیامک داشتم با این عنوان:

"امروز ٨٩/٧/۶ است و این اعداد به این ترتیب تا ١٠٠سال دیگر تکرار نمیشوند.قدر لحظات زندگی تون رو بدونید"

به چیزای تکرار نشدی که تو زندگیم اتفاق افتاده بود فکر میکردم.....چیزایی که شاید خیلی هاشون رو هنوز باور نکرده باشیم......

تلخ و شیرین....سخت و آسون....

شبی که قرار بود فرداش برای اولین بار برم مدرسه...و تا صبح بیدار بودم....

حس بدی که از اولین نمره"تک" بهم دست داده بود.....

بعد از ١٠ دقیقه نفس گیر بلاخره فینالیست شدم....

یکی ازشبهای تابستون توی هنرستان موسیقی.......

روزهایی که آنقدر زیر بارون قدم میزدی  و خیس میشدی که هیچ تاکسی حاضر نبود سوارت کنه...

اولین بار که با خودم گفتم...خوب:پس عشق یعنی این.

لحظه ای که قبل از اجرا... گفتن...الان رو آنتن شبکه .........

ده دقیقه قبل از کنسرت مرداد ماه  ١٣٨٨.....

غروب  هفدهم اسفند ماه....

و خیلی لحظات دیگه......دوست ندارم هیچکدوم رو فراموش کنم....اینها تکرار نشدنی هستن....یا من قدرت تکرارکردن بعضی هاشون رو ندارم.

 

پ ن١:دلخور نباش....زندگی همینه...تو اون چیزی که فکر میکنی نیستی....منم اونی نیستم که میخوام باشم.....

پ ن٢:خیلی بیشتر از اونچه ما فکر می کنیم....دیگران هم حق زندگی کردن و عاشق شدن و عاشق موندن دارن.....اینو به خودم میگم...به خود...خودم.  

دریاچه"اوان"در نزدیکی قزوین

نویسنده : : ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

جز این هنر ندانیم......

نمی دونید با دست ضرب خورده چه طوری می نوازیم......

میشه دستی به تار و سه تار زد...ولی پنچ دقیقه که سنتور میزنم درد دستم شدید میشه....و تا روز بعد اثراتش هست....

وقتی نمیتونی ساز بزنی...فکر میکنی همه دنیا یه جور دیگست....هیچ چیز سرجای خودش نیست....

ولی وقتی از خونه میای بیرون میبینی...که همچین خبرایی هم نیست...همه چیز سرجای خودشه...و همه سرشون تو کار خودشونه......

چند سال پیش یک "رنگ" کوتاه در دشتی ساختم که همون موقع اسمش رو گذاشتم "گل سرخ"....ولی تا حالا فرصت اجراش رو پیدا نکردم....مثل گل سرخ درعین دلبری بسیار کوتاه است......

به فکر افتادم که با دوستان این "رنگ" رو برای گروه تنظیم کنیم و در اجرای بعد حسن ختام برنامه باشه(البته بعد از تایید دوستان)....یک تصنیف دشتی هم آمد...که البته هنوز کامل نشده و دارم روی شعرش کار میکنم.....

به پیشنهاد یکی از  یاران قدیمی تصمیم داریم چندین کنسرت رو در تهران برگزار کنیم.....البته به نفع سازمانهای خیریه......به این زودی که نه...شاید برای بهار آینده....

ولی تمرینات رو باید به زودی شروع کنیم.....

استاد حسین علیزاده در پشت صحنه فیلم "دلشدگان"

بشنوید:  رنگ دشتی از استاد محجوبی

http://www.4shared.com/file/105923966/6e340f8e/68-didam_rooyash.html

پ ن" حتما این رنگ زیبا رو بشنوید....این رنگ ابتدا بی کلام بوده ولی این اجرا با تار کیوان ساکت و اردشیر کامکار و آواز صدیق تعریف است

 

نویسنده : : ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۳ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم