از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

بخون ولی به روی خودت نیار....!!

"رفاقت بسیار  ساده است....آنقدر ساده که خیلی ها نمی دونن یعنی چی..!!!"

 

پ ن:این هفته نیستم..... یک مسافرت جالب در پیش دارم....توضیحش باشه برای بعد

نویسنده : : ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

سیر تکاملی تکدی گری

تکدی گری یکی از پدیده های شوم اجتماعیست که همیشه بحث هاو عکس العمل های مختلفی را در بر داشته است...

در اکثر ادیان و مذاهب تکدی گری و گدایی را امری ناپسند و زشت معرفی کرده اند و همینطور کارشناسان علوم اجتماعی و اقتصادی هم این پدیده را به صلاح جامعه نمیدانند....

تکدی گری در طول سالیان دراز از عمر خود همیشه در حال توسعه بوده است...توسعه امری است که همه پدیده ای اجتماعی را شامل می شود ..جدای از مثبت با منفی بودن آثار آن برای جامعه.

متکدیان مدرن امروزی را در مترو....اتوبوس های شهری و بین شهری...راه آهن و حتی در فرودگاه پروازهای داخلی و خارجی و ... میتوان مشاهد کرد.....

انواع روشهایی که فکر میکنم در دوران معاصر برای این شغل طراحی شده را به اختصار  بیان میکنم:

١-احترام به طرف مقابل(که اکثرا با واژه گانی مثل آقای مهندس و ... شروع میشه)

٢-ارائه خدمات و حتی دادن اشانتیون(از پاک کردن شیشه اتومبیل بگیر تا فال و دعا)

٣-پایین نشان دادن ارزش مبالغ دریافتی(مثلا....آقا همش پونصد تومن...فقط پونصد تومن کمک کنید...!!)

۴-ارائه خدمات معنوی در کنار دریافت مبلغ(دعای هایی برای اجداد خودتون و بزرگان مذهبی..و حتی سران نظام و دولت)

۵-استفاده از احساسات مردم در ایام ملی و مذهبی و همراهی با اعیاد و جشنهای مختلف(نوروز..عاشورا.. و...)

خوب...هر روشی که مشاهده کردین و بنده از قلم انداختم رو میتوانید اضافه کنید...نیشخند

نویسنده : : ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

وه از آن مست،که با مردم هشیار چه کرد.......

ناب بود....

وقتی نواختیم....به جان

و شنیدی به دل.....

 

آن که پر نقش زد این دایره مینایی

                                                      کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

 

نویسنده : : ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

یادی از استاد

بیار می که به فتوی حافظ از  دل پاک            غبار زرق به فیض قدح فروشویم

دیروز وقتی به منزل رسیدم بی مقدمه ساعتی را به نواختن گذراندیم......

از درآمد و  نغمه و زابل و مویه و مخالف  و حصار و منصوری و رجز و پهلوی رد شدیم و به فرود چهار گاه رسیدیم.....

ساز حسابی همراه بود....و احسنتی گفتیم به استاد ساز تراش"داریوش خان سالاری" (1329)که سازی اینچنین خوش صدا برای ما فراهم آورده است.....نیشخند

این ساز رو حدودا سه سال پیش بعد از دو سه ساعتی  که با دوست گرامی"مسعود نجفی" در حضور استاد سالاری بودیم و کلی گفتیم و شنیدیم...انتخاب کردم....هم خوش رنگه و هم خوش صدا....

یادمه پنج یا شش ساز از آخرین ساخته های استاد رو حسابی امتحان کردیم و یکی رو انتخاب کرده بودیم که من چشمم به این ساز افتاد....هنوز استاد خرک ها رو کار نزاشته بودند و کوک نشده بود...گفتم لطفا این رو امتحان کنید....دوستم گفت...اسماعیل بهتر از اینی که انتخاب کردیم نمیشه ها....بی خیال...!!  گفتم ...بزار مطمئن بشیم...استاد هم لبخندی زد و گفت باشه...و خرک ها رو آماده کردند....اولین مضراب که به ساز خورد...فهمیدم که انتظار بیهوده نبوده....

 

پ ن:آدرس استاد :نارمک- خیابان آیت- خیابان فرجام- آموزشگاه موسیقی سالاری.

   ۷۷۸۰۶۹۹۷-۰۲۱
۷۷۸۹۹۶۹۹-۰۲۱
۷۷۴۵۳۳۲۲-۰۲۱                                                    

                                     

نویسنده : : ۱:٥۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

احوالات امروز ما....

بعضی چیزا اون طوری که می خوام پیش نرفت.....یعنی اون تغییراتی که منتظرش بودم و فکر میکنم ربطی به حضور من نداشت...اون طوری که باید اتفاق نیفتاد....

مهم نیست.....بلاخره یک کاریش میکنم......!

فرصتهایی که مونده همیشه خیلی بیشتر از فرصت های که از دست رفته....

به فال اعتقادی ندارم....ولی همین الان در حال نوشتن  یک فال اینترنتی گرفتم.....شعر جالبی اومد......بخونید...برای اینکه با یک شعر  زیبا تموم کرده باشم.

 پ ن: تعطیلات خوبی در پیش داریم.......به امید همراهی یاران همدل.

 پ ن:شرایط برای همه چیز مهیاست......حتی عشق..!

نویسنده : : ۸:۱۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

خانه ام ابریست.....

خانه ام ابریست
یکسره روی زمین ابریست با آن.

از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نی زن که تو
را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟

خانه ام ابری ست اما
ابر بارانش گرفته ست.
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره.
و همه دنیا خراب و خرد از باد است
و به ره ، نی زن که دائم می نوازد نی ، در این دنیای ابراندود
راه
خود را دارد اندر پیش

                                                                  (نیما یوشیج)

 

پارک نیاوران-12/08/1389

بشنوید: خانه ام ابریست-آهنگساز و خواننده/ارسلان کامکار

http://www.mediafire.com/?x5hsxj47am0m6dl

نویسنده : : ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

از صبر عاشق خوشتر نباشد.....

     

     از دست زاهد کردیم توبه                              وز فعل عابد استغفرالله

امروز صبح توی تاکسی...گوینده رادیو چندین دقیقه باصدای یکنواخت و بی روحی  سعی میکرد سیاست افزایش حجم دلار از طرف امریکا رو به یک جنایت فوق بشری تشبیه کنه....داشتم با ناخنم نخی رو که از کاپشنم آویزون بود ،می کشیدم.....توان لبخند زدن رو هم نداشتم.....

حالم داشت بد میشد از شنیدن این حرفای مسموم....خیلی وقته که صدای هیچکدوم از تحلیلگرهای بی سواد و چاپلوس رو نمیشنوم.....ذهن آدم رو مسموم میکنه.... دچار بیماری های روحی میشین...بیماری که در اثرش  بتونید هم وطن خودتون رو خائن و کافر و حتی مستحق مرگ بدونید......!!

حس میکنم همه از ایرانی بودن ما ناراضی هستن....حتی خیلی ها که تو این خاک  به دنیا آمدن و بزرگ شدن ....!!

هر کسی در هر جای دنیا به ملیتش افتخار میکنه....ولی آخه چرا ما....؟؟

خیلی حرفاست که میاد توی گلوی آدم...حتی تا نوک زبونت.....

به خدا ایرانی بودن جرم نیست......هم وطن هم وطنه.....انسان انسانه....و همه موجودات زنده حق حیات دارن.... برای زندگی فقط به حق حیات احتیاج نداریم...به چیزای دیگه ی هم نیاز داریم.......

بدون اینکه عشق باشه....آزادی باشه....هیجان باشه...شادی باشه.....اسمش رو چی می خواید بزارید...گیرم به این هدفتون هم رسیدین...خوب حالا این گوی و این میدان...؟؟

 بتازید،.همه سرباز شما هستند.....

درو کنید، همه کارگران شما هستند...

بخورید، همه خدمتگذاران شما هستن.....

تا این شب ها روز بشه ...نمی دونم..........نمی دونم......چقدر میشه تحمل کرد .....؟

پ ن:ای خدایی که خیلی ها دیگه قبولت ندارن و خیلی ها انکارت میکنن.....من هنوز بهت ایمان دارم.....فقط به خودت....نه بت هایی که دیگران ازت درست کردن....

 

 

نویسنده : : ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

همه دارن تغییر میکنن....

دو شب پیش بعد از شش سال....فیلم اون شب رو دیدم....تقریبا همه خانواده جمع بودیم.....دوتایی ساز میزدیم و همه باهامون میخوندن و دست  میزدن.......هر دو داشتیم به هم نگاه میکردیم و میخندیدم.....

 مثل همیشه  یک سوژه خنده جدید پیدا کرده بودیم و  میخندیدیم.....

چقدر قیافه ها تغییر کرده بود......همه بزرگتر شده بودن.....خیلی از جوان های امروز اون موقع بچه بودن...

همه  اونایی که هستن دارن تغییر میکنن.....فقط تو همون شکلی خواهی موند

 

پ ن: تغییرات مهمی رو در پیش دارم.......

نویسنده : : ٩:٠٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

نیمی از نیمه...

درست در نیمه بهار ١٣۵٩ و درست در سه شنبه نیمه هفته شروع شد.....

امروز دقیقا به نیمه سی سالگی رسیدم ........

نمی دونم  به نیمه عمر رسیدم یانه....؟؟

از امروز عمری رو که با سنتورم طی کردم بیشتر از زمانی خواهد شد که هنوز نداشتمش....

قطعا باید ادامه راه بهتر و پر بارتر باشه......چرا که یک تجربه سی ساله رو همراه دارم...

 

بشنوید: من چه دانم- خواننده و آهنگ ساز- شهرام ناظری

http://www.box.net/shared/b5dal3xgkk

نویسنده : : ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

دل در گرو...

ما دل در گرو تو نهادیم و....

تو دل در گرو دیگری...

و دیگری دل در گرو .....

دیگری و ........

نویسنده : : ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

بارونو دوست دارم هنوز......

خیلی خوبه که  هنوزم تو این شهر  بارون میاد......

تا وقتی که بارون میاد....بازم میشه از عشق شنید.......

شنیدنش خیلی بهتره....

خیلی خوبه که  هنوزم تو این شهر  بارون میاد......

نویسنده : : ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

از خاک بیشتر نه..که از خاک کمتریم

بگذار .......

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم.................

بگذار........

بگذار.......

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم.....دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

 

 

 

 

نویسنده : : ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

شب نورد

شاید اون وقتا می شد دستت رو بکنی تو جیبت.....یکی از شبای سرد آذر ماه تهرون تو کوچه پس کوچه های پیچ شمرون قدم بزنی و با خودت باشی......

لبو فروشهایی که با گاری کنار دیوار زیر سر پناهی ایستاده بودن تا بارون خیسشون نکنه....

 اتوبوس های دوطبقه که زیر فشار جمعیت یک وری میشدن.....یه کم بالاتر میرسیدی به چند تا سینمای سوخته ...

جوی آب هم بالا زده بود و تمام خیابون رو گرفته بود.....رفتگرها با فرغون و بیل و چکمه های لاستیکی بلند.....تنها کسایی بودن که سعی میکردن شهر رو تمیز کنن.....

همه در خفا میگساری میکردن و باور کرده بودن که اقلیت هستن....

"از صدا افتاده تار و کمونچه......مرده میبرن،کوچه به کوچه......"

اینده مبهمی در انتظار همه بود......

اون وقتا وقتی با خودشون خلوت می کردن ...چه چیزی خلق میشد...!!....

آره درست هم سن ما بودن.....!!

 بشنوید :

http://www.4shared.com/file/68332185/763611d0/shabnavard-shajarian.html

 

 

نویسنده : : ۱:٤۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

قبای ژ نده.....

به کجای این شهر بزرگ بیاویزم......به کجا......!!

بام تهران ٧/٨/١٣٨٩

پ ن: چی میشد تهه خیابون ولی عصر به یک جاده خاکی میرسید.......

نویسنده : : ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

آثار منفی کاهش ثبات اقتصادی در ایران

در خیلی از کشور های اروپایی که از سطح رفاه بالا و همچنین درآمد سرانه بالایی برخوردارند...اکثر شهروندان خانه های شخصی ندارند....و از اتومبیل مدل بالا و یا خانه ویلایی در جنگل ها و کنار دریا..و باغ های خصوصی و ..... خبری نیست....!!

شما بلافاصله بعد از بدست آوردن شغل یک آپارتمان متناسب با درآمدتان اجاره میکنید و سایر هزینه ها و ....و در صورت احتیاج به اماکن تفریحی  میتوانید انها را برای مدتی اجاره کنید و لازم نیست پول زیادی را بریا خریداری پس انداز کنید

در کشور عزیزمان میل به پس انداز و تبدیل قسمتی از درآمد به سرمایه های منقول و غیر منقولدر میان مصرف کنندگان  بسیار بالاست......اکثرا طبقه متوسط به دنبال تملک یک واحد مسکونی...و در گام بعدی تملک ویلا و یا باغی با کیفیتهای متفاوت هستند....بحث اتومبیل هم که جدای از حداقل های استاندارد خودرو، معمولا مربوط به مسئله چشم و هم چشمی می باشد....

حالا ببینیم که این تفاوت فرهنگی از کجا شروع شده و وجود چنین رفتار اقتصادی چه اثراتی در جامعه و سیتم کلان اقتصادی آن دارد.

ثبات سیاسی که پیوند ناگسستنی با ثبات اقتصادی دار همیشه نقش مستقیمی در رفتار اقتصادی تک تک افراد جامعه دارد....در کشوری که ثبات اقتصادی و سیاسی بیشتری حاکم است نیازی به پس انداز و سرمایه گذاری در خارج از سیستم های "بیمه عمر" و تامین اجتماعی" و بیمه های تکمیلی" کمتر از طرف مردم حس می شود و سهم زیادی از درآمد در همان دوره مالی مصرف شده و تفریحات سهم بیشتری از هزینه ها را به خود اختصاص میدهد.

برعکس در کشوری که ثبات سیاسی و در ادامه آن ثبات اقتصادی کمتری حاکم باشد میل به انباشت سرمایه نزد افراد جامعه در هر سطح درآمدی بیشتر می شود که نمود آن را بشکل تورم بیش از حد در بازار مسکن و طلا و همچنین افزایش نقدینگی در نزد مردم  میتوان دید.

مردمی که احساس خطر میکنند به سرعت دارای های خودشان را به کالاهای سرمایه ای تبدیل میکنند و (البته کاهش ارزش پول ملی هم بی تاثیر نیست) و سهم تفریحات را  در هزینه های خود به حداقل می رسانند و به عبارتی تفریحات را به دوره بعد موکول میکنند و بیشتر به فکر تثبیت دارییهای های خودشان هستند...هر کدام از این افراد چندین میلیون دارایی دارند به عنوان خانه مسکونی و ویلا که نمیتوان از آن برای تولید و سرمایه گذاری و ... استفاده کرد....چرا که سیستم بانکی هم در نهایت مبلغ ناچیزی در قبال سند این املاک وام در اختیار میگذارد....و عملا این میزان سرمایه راک میماند...!

ریشه های ایجاد چنین تفاوتی را میتوان در میزان ثبات سیاسی و اقتصادی که در بلند مدت باعثتعغیراتی در ساختار اقتصادی می شود یافت

 از اثرات این رفتار بر سیستم کلان اقتصادی ،میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

١- افزایش نقدینگی

٢-کاهش سطح رفاه عمومی

٣-کاهش میزان سرمایه گذاری داخلی

۴-تورم در بخش مسکن و طلا

و.....

 

 

پ ن: این مقاله حدودا چهار صفحه بود که برای انتشار در وبلاگ خیلی خلاصش کردم.

پ ن: صرفا دیدگا خودم بود و خوشحال میشم از انتقاد های شما برای کامل تر شدن این مطلب.

 

نویسنده : : ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

بلاتکلیفی....!!

  موسیقی حتما تاثیرات عمیقی در روح و روان آدم میگذاره و همین طور اثرات مثبت و در موارد محدودی منفی رو در ذهن هر شنوده ای بر جای خواهد گذاشت.....

ولی آیا موسیقی رو میشه به طور کلی حذف و یا نابود کرد...؟؟

به قول استاد  محمد رضا شجریان :"در کشور ما از دیر باز مذهب موسیقی رو رقیب خودش میدونسته"

در کشور ما در زمانهایی موسیقی...محدود و یا حتی ممنوع و جرم هم به حساب می آمده....که در همین تاریخ ٣٠ ساله گذشته میشه انواع برخوردهایی کهبعد از ورود اسلام به ایرن با موسیقی شده رو به وضوح دید....از ابتدای دهه ۶٠ که جرم م جنایتی بالا تر از موسیقی نبود....تا محدودیت هایی که از دهه ٧٠ برای انواع موسیقی به اجرا در آمد و موسیقی مناسبتی و اجباری که در اوایل دهه ٨٠ باب شده و البته باعث شده که هنرمندان واقعی رو بشه از هنرمند نماها جدا کرد......!!

بعضی از ادیان مثل مسیحیت تونستند خودشون رو با موسیقی همراه کنند و پیروانشان رو از لذت شنیدن موسیقی و اثرات مثبتش بهره مند کنند.....ولی اسلام...به خصوص اسلام در کشور عزیزمون همیشه با موسیقی در گیر بوده و این درگیری به جایی رسیده که در ٣٠ سال گذشته تصویر سازهای موسیقی هم حرام شده و به جرات میتونم بگم تنها کشوری در جهان که تصویر ساز رو حرام میدانند و جرم.....کشور ماست.

اثرات مثبت موسیقی بسیار زیاد است...و در مفابل آثار منفی انگشت شمار....حالا چرا باید به خاطر این انگشت شمار بدی آن همه خوبی را نادیده گرفت....فکر کنم بر میگرده به همون تفسیر کامل و جامع استاد شجریان از رابطه مذهب و موسیقی.

هنر مناسبی که ازش نام بردم بسیار خطرناک و مسموم است...ویکی از همین آثار منفی به شمار میره....که متاسفانه از طرف دولت به شدت حمایت میشه...نمونه اون رو هم در سال حضرت علی(ع) دیدیم که هر آلبومی بدون داشتن ترانه ای از حضرت علی....عملا مجوز انتشار نمیگرفت...و دیدیم ترانه های سطح پایینی که فقط برای گرفتن مچوز به آلبوم اضافه میشد.....(مثل ترانه گروه آرین)

هنر مناسبتی دستاورد سالهای اخیر دولت است و حتما در تاریخ به نام ایشان ثبت خواهد شد.

در مورد آثار مثبت موسیقی چیزی نمیگم.....خودتون خیلی بهتر از من میدونید....واقعا کسی که موسیقی رو انکار بکنه و یا از موسیقی بدش بیاد....میتونه مثلا دلش به حال یک انسان گرسنه....به درد بیاد...برای گریه یک بچه....فقر....بیماری.....نیاز...حسرت...!

کسی که انقدر روحش خبیثه که با شنیدن موسیقی ناراحت بشه و اون موسیقی رو حرام بدونه....اصلا میتونه به بچه خودش هم رحم کنه....(که البته ثابت شده که نمیکنه)

موسیقی تاثیر گذار ترین هنر از هنرهای هفت گانه است....!!

یعنی انقدر بی احساس هستید که تاثیر گذار ترین هنر هم نمیتونه شما رو متاثر کنه....فقط حرمسرا و حوریان بهشتی هستند که شما رو تحریک میکنند....؟؟؟

متاسفم برای کسانی که موسیقی رو حرام میدونن و انقدر جرات ندارند که با یکی از اساتید موسیقی ایران یک مناظره داشته باشند......حتی برای یک بار در طول تاریخ...!!

رامیز قلی اف(١٩۴٧)-نوازنده چیره دست تار-آذربایجان

 

نویسنده : : ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

استودیوی خانگی

دیشب دوباره سیستم ضبط صدا رو با کامپیوتر قدیمیم احیاء کردم......هر کاری میکنم با لپ تاب" اون چیزی که میخوام در نمیاد.....خلاصه با کمترین امکانات شروع کردم..

یک تمرین هارمونی بود....چند تا ترانه قدیمی و ساده رو با تنظیم خودم اجرا کردم.....

سنتور،تار،سه تار،بم تار،تنبک و بم تارکمان*...دوست داشتم بزارم تو بلاگ و نظر دوستان رو در مورد هارمونی و تنظیم قطعات بدونم ولی نشد....

راستشو بخواهید چند تا سایت میشناختم که فیلتر شده بودن....نیازمند راهنمایی هستیم به شدت برای آپلود کردن موسیقی.

جنگل ابر -شاهرود

*این حکایت "بم تار کمان" از اونجا شروع میشه که هر کاری میکنیم کمانچه زدنمون خوب نمیشه و به قول دوستان" از فالشی در نمیاد" ..ما هم قضیه رو دور زدیم و رفتیم سر وقت بم تار و آرشهنیشخند(صدایی تقریبا شبیه ویولن سل)

 

 

نویسنده : : ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

فرهنگ کوه نشینی....!

از آنجایی که زیاد کوه میرم در این پست تجربیات خودم رو در مورد فضای فرهنگی حاکم بر کوهستان اطراف شهر باهاتون در میون میگذارم.....و منتظر شنیدن تجربیات و نظرات شما هستمچشمک

درکه: با اینکه فضای زیبایی داره ولی زیاد علاقه ای بهش ندارم(هفته قبل بعد از تقریبا 10 سال رفتم)...به جرات میتونم بگم که از هر 10 نفر 3 نفر به همراه یک دستگاه پخش صوت قوی( که تقریبا همشون آلبوم جدید محسن یگانه رو پخش میکردن) اماده تحمیل کردن موسیقی خودشون به گوشهای شما هستن.....از اون 7 نفر باقی مانده 5 نفر هم به همراه ساز(99% گیتار Yamaha-C40) تشریف اوردن و سر هر سنگ و صخره آواز فالش و گیتار ناکوک بر قراره...با ترانه هایی از مرد سیزده به در و تولد، فرامرز اصلانینیشخند.

آلودگی به شدن زیاده . تمامی نبرد ها بین زباله و سطل زباله رو با پیروزیزباله ها شاهدیم.

نکته قابل توجه تعداد زیاد قلیان های خارج از کافه هاست(که به صورت خود جوش اورده شده).....جوجه کباب هم که هر چند قدم یک بار بساطش به راهه و باید مواظب باشی پات تو سفره و یا حتی لقمه مردم نره....خنده

نکته خوبش هم برپایی مجالس رقص و پایکوبی(البته بیشتر به قصد جلب توجه کردن رهگذرانی که نه سیستم صوتی دارن و نه گیتار به دوش و نه قلیان به لبند) در فاصله های 50 متر از همدیگر است...در ضمن باید مواظب باشین به کسی تنه نزنید...خیلی شلوغه...مثل چهار راه ولی عصر....گروههای دانشجویی و دوستانی هم که قبلا خیلی بیشتر بودن به وضوح تعداشون کمتر شده.

توچال:از فرهنگ های مختلف به طور نامساوی تشکیل شده.....بعضی وقتا انجمن ها و گروههای (بیشتر مذهبی) که بلیط های مجانی دارند بد جوری اونجا رو اشغال میکنن و جو فرهنگی رو با نگاههای متعجب و البته کینه جویانشون به هم می ریزن.....حالا کجاشون میسوزه میزارن به اسم مذهب...خدا میدونه..نیشخند

مسیر حسابی آسفالته و مورد علاقه پیرمردها....یک مسیر یک نواخت و بی روح که هر چند وقت یک بار با یک کافه تغییری درش بوجود میاد.....اکثر مراجعین هم به دنبال یار و همراه زندگی خودشون میگردن.....جدی میگم...!! خیلی ها هم در این امر موفق بودن...به گفته شاهدان عینی  آدم کور و کچل رو هم در میابهزبان

در این مکان به علت حضور بی ریا و مسئولانه نیروهای انتظامی....هیچ نوازنده ای رو نمیشه دید....الیته جمعیت قلیان به دستان به علت هزینه  پارکینگ و  قیمت بالای خواراکی ها...کلا منقرض شده اندخنده...ولی حکایت قابلمه همچنان باقیست...البته بدون جوجه...نکته قابل توجه دیگه...حضور خانوادگیست...که در این مکان بیشتر از جاهای دیگه(البته منهای دربند) می باشد....حتی حضوی سه نسل...از بابا بزرگ تا نوهنیشخند

در بند:نسبتا از درکه خلوت تره ولی در طول هفته مراجعین بیشتری داره.....کسانی که قادرند با ماشین های خودشون تا توی کافه و حتی کنار میزشون بروند و یک دست چلو کباب سنگین بزنن و بعدش با دهانی که بوی پیاز میده سوار ماشن شن..برن خونه و از  روحیه ورزشی خودشون لذت ببرننیشخند...پیشنهاد میکنم اگر ارزش اسمی ماشینتون کمتر از 20 میلیون تومان باشه.....تو خونه بمونید و خودتون رو میان انواع ماشین های آقا زاده ها ضایع نکنید.....البته از این کافه های اول که رد شدین و به بالا تر رسیدین میرسیم به کافه های ساده تر که البته بیشتر دنبال ارائه دادن تخت های دنج به مشتریان جوان و عاشق پیشه هستن که با تهیه یک قوری چای  بی کیفیت بتونن ساعتها در مورد دیدگاههای خودشون در مورد عشق و آینده با هم درد دل کنن....چشمک

خوشبختانه در این مکان از نوازنده های حرفه ای آهنگهای فرامرز اصلانی و سیستم های صوتی سیار خبری نیست...ولی یک تحدید جدی برای آرامش شما هست...باند های خفن و فوق خفن رستورانها و کافه ها...با صدای خواننده شماره یک دربار و سنبل تنفر مردم از هنرمند"اس تاد علیرضا افتخاری پاچه خوار زاده"...

کلکچال(باغ سنگی جمشیدیه):این مکان از دوتای قبلی  بهتره...چرا که یک فیلتر بزرگ در ابتداش نصب کردن...که بعدا توضیح میدم.

مسیر آبی کمتری داره  و در زمستون وقتی برف میاد...خیلی بهتراز تابستون و بهاره...به خصوص اگر پشتکار داشته باشین و تا ایستگاه آخر برید ...حسابی حس کوه نوردی بهتون دست میدهزبان

اون فیلتری که گفتم خود محوطه پارک میباشد....به طوری که تعداد زیادی از نواندگان و قلیان به لبان و قابلمه به دستان که دنبال آشپز خانه برای سرو جوجه هستند رو به خودش مشغول میکنه و همون جا روی صندلی  و آلاچیق ها می نشونه.....

اگر زمستون مراجعه فرمودین...مواظب کسانی که در مسیر برگشت با تکه های پلاستیک جون خودشون رو برای لحظه ای سر سره بازی در طیق اخلاص میگذارند باشید....خودم یک بار شاهد شکستن مچ پای یکیشون بودخنثی

در این محیط حیوانات خانگی همراه مردم مشاهده میشه به خصوص سگ و سنجاب.

دارآباد: دارآباد رو دوست دارم ...و بیشتر میرم...مسیرش نسبت به سایر موارد مطروحه سخت تره و همین باعث عقب نشینی قلیان به دستها تا دامنه های کوه و مسیر پایین که همون "دره" باشه میشه و جون به جونشون کنی از دره بیرون نمیان و همون دم در میشینن....هواداران سینه چاک فرامرز اصلانی رو هم میشه لای صخره های دره پیدا کرد...ولی قسمت بالا به خصوص چند تا راه فرعی که خیلی خلوت تره رو پیشنهاد میکنم....هم حسابی عرقتون رو در میاره و هم در مدت زمان کوتاهی به ارتفاع  بالایی میرسید..لبخند..یک کافه هم بیشتر نداره که جای خیلی خوبی قرار گرفته....یکی از پاک ترین کوه هاست.....اکثر کسانی که میان در روزهای تعطیل از پایین کوه میتونن نایلون های جمع آوری زباله رو تهیه کنند و برگشتن به مسئولین تحویل بدهن...دلیل پاکیزگی هم همینه...چشمک

گلاب دره:  جای خیلی خوبیه تقربا خلوت ترین و نا هموار ترین(طبیعی ترین) مکانه......خیلی کم پیش میاد که از موسیقی و نوازنده خبری باشه...ولی قلیان به لبهایی رو میشه در ابتدای مسیر در حال جوجه  به سیخ زدن دید....نیشخند...مسیر آبی خوبی داره و همچنین درختای قشنگی....دو تا کافه هم بیشتر نداره...که البته خیلی غیر بهداشتی هستند و پیشنهاد میکنم حتما خوراکی با خودتون ببرید....چند تا الاغ و سگ هم اون بالا همیشه هستن که میتونید یه کم سر به سرشون بگذارید و باهاشون عکس بگیرید....چشمک

زمستون یه کم مسیرش سخت تر میشه و همین باعث به حد اقل رسیدن جمعیت قلیان به لب میشه...بعضی وقتا حتی دو سه ماهی منقرض میشن....هورا

همین مسیر رو که ادامه بدین از  بین ایستگاه چهار و پنج کلکچان سر در میارین....و میتونید ادامه مسیر رو از اونجا طی کنید

 

پ ن: فکر کنم این طولانی ترین پست من در این سال بود

نویسنده : : ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم

دارد هوا که بخواند....

هوای خوبیه....نه....؟....شهر قشنگه......آرمومه....

نور آفتاب....وقتی از لای شاخه ها میخوره تو  صورت آدم........آسمون آبی...با تکه های ابر......آبی ترین آبی.....

صدای گنجشک ها.....

برگها....زرد،نارنجی،قهوه ای.......بید مجنون......

صدای موسیقی رو بلند تر مکنم.....

ری را. ری را...

دارد هوا که بخواند.

درین شب سیاه

او نیست با خودش،

او رفته با صدایش اما

خواندن نمی تواند.

نمیدونی ٢٠ متر  راه رفتن بدون اینکه بخوری به دیوار چقدر لذت بخشه.....

٣٠/٠٧/١٣٨٩- درکه

 پ ن: برای همه کسانی که از دیدن آسمان محرومشان کردند.....

نویسنده : : ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم