از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

تا درودی دیگر......

دوستان عزیز.....

مدتی نخواهم بود..... امیدوارم بتونم دوباره برگردم و "از سنگ تا الماس" رو ادامه بدم..

به دنبال تغییرات مثبتی توی زندگیم هستم......

 قدر لحظات خوبی که با شما در دنیا مجازی داشتم  رو می دونم.....

شاد و سبز و سلامت باشید.....با امید به زیبا تر شدن ایران عزیز...

در پناه یزدان پاک باشید گل

نویسنده : : ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

موسیقی را خدا به من داده.....

موسیقی...برای زندگی........

موسیقی...برای رهایی........

آزادی ........برای موسیقی.........

پ ن: بازی زیبای "اندی گارسیا"

پ ن:حامیان اندیشه دیکتاتور....دچار "سادیسم" رفتاری شدیدی هستند

نویسنده : : ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

می معرفت

عشق تو آورد قدح پر ز بلا ها                     گفتم می  می نخورم پیش تو شاها

داد می معرفتش آن شکرستان                  مست  شدم  برد   مرا   تا به کجاها*

 

شاید در نهایت باید هر کسی برای خودش روشن کنه که هدف چی بوده.....!

هدف از این آفرینش رو این حرکت و این قدرت تفکری که به ما داده شده.....!!

رها از قید و بند هایی که دیگران برای ما میسازند......جدا از کسانی که بقاء و عیش و ثروتشان در گرو  تسلط بر افکار دیگران است....

خیلی ها هستن که سعی میکنن هدف زندگی و نهایت این جهان و نهایت آن جهان و آخرت و ایزد و اهریمن و عشق و نعمت و پاداش و جزا رو تعریف کنن....ولی از دید خودشون و از منظر خودشون......بعضی برای دادن آگاهی...و بعضی برای از بین بردن آگاهی......!!

می تونی به متون دینی نگاه کنی...(وسوسه انگیز ترین راه تسط بر افکار دیگران)...به گفته های فلاسفه و عارفان و انسانهای خود ساخته....

باید از همه اینها به یک بینش رسید....یک آگاهی...یک زایش فکری و تولدی دیگر....

تولدی دیگر برای بقاء.....بقاء اندیشه نیک......تولد آرمش و انگیزه و اعتدال.....

در خیلی جاها گفته شده(نکات مشترک در اکثر اندیشه های دینی و عرفانی و فلسفی رو میگم) ... هدف از آفریشن بشر رسیده به کمال است....اصلا بشر اشرف مخلوقات است و بینظیر ترین خلقت جان دار و متفکر خداوند....نماینده خدا بر زمین....موجودی که انقدر بزرگ و توانگر است که خداوند اختیار و انتخاب به او داده تا ببیند و آگاه شود و برگزیند....

و آنقدر برای خداوند اهمیت دارد این روند...که در پایان جزا و پاداش هم درنظر گرفته.....(توجه داشته باشیم که جزا وپاداش یعنی....خداوند اطمینان داره که انسان از پس این مسئولیت بر می آید).....پس تا اینجا نکات مهم و مشترک رو که زیر بنای خیلی از اعتقادات عرفانی و فلسفی و به خصوص دینی رو تشکیل میده...مرور کردیم.

خب حالا تصمیم با خودته که کدام راه رو بری......

میتونی نا امید بشی از جهان هستی و این روند  رو بی معنی و تکراری و کسل کننده بدونی

میتونی اینها رو دلیل بر بی کفایتی و محکوم به شکست بودن انسان بدونی و حرکت دنیا رو به سمت نیستی و نابودی و فساد بی حد و مرز انسان بدنی.....

میتونی تصور کنی که همه اینها دروغه....ساخته ذهن انسانهایست که با توهم و خیال و تصورات خودشون....طبیعت و دنیا رو تفسیر کردن و منطقی درست کردن که میشه نقدش کرد و یک به یک اجزاش رو بی اساس دونست....

میتونی اصلا از اول شروع کنی و خودت یک طریقت عالی بسازی و نتیجه ای متفاوت بگیری...

و خیلی چیزای دیگه......

در هر صورت این تویی که میتونی....و باید همیشه خودت باشی که این تونستن رو معنا میبخشه....شاید مهمتریم مسئله زندگیت همین باشه.....شاید این همون خشت اولی باشه که باقی زندگی رو باید روش بنا کرد....شاید آرامشی که دنبالشیم توی همین پاسخ به این سئوالات باشه.....!!؟

در آخر به این هم فکر کن:

"" از آنجایی که هدف از زندگی ما رسیدن به کمال است....پس کل هستی در راه رسیدن به کمال است...مسیر توسعه در حال پیموده شدن است....و دنیا به سمت کمال میرود....کمالی که از به کمال رسیدن یک یک ما شکل میگیره....باید با روی باز به استقبال نو آوری ها و پیشرف و تکنولوژی و تحولات رفت.....جهان همانطور که تکامل یافته تر از ١٠٠٠ سال قبل شده....١٠٠٠ سال بعد هم کاملتر....زیبا تر...و هوشمندانه تز از اکنون خواهد بود""

نمایی از شهر صحنه و کوه بیستون-کرمانشاه

*شعر از دیوان شمس

نویسنده : : ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

من هم تو بودم....

لحظه های خوب زندگی رو باید تکرار کرد.....هیچ اتفاقی و لحظه ای رو نمیشه تا ابد حفظ کرد.....ولی میشه همون حس رو در غالب های دیگه تکرار کرد.....

مثل یک قطعه موسیقی که هر وقت تکرار میشه حس خاص خودش رو داره.....

مثلا توی جمع دوستان بودن خیلی خوبه......

یک بار به مناسبت جشن تولد......یک بار به مناسبت جشن فارغ التحصیلی...و مثلا یک بار برای خدا حافظی......

همه اتفاقات و لحظه ها تکرار شدنیه....ولی حسی که از اون لحظه باقی میمونه...منحصر به فرده.......یک لحظه از تاریخه...تاریخی که شاید فقط غیر از خودت کسی اون رو مرور نکنه....

" و همه چیز در حال تکرار شدنه......روز ...شب....مهتاب....باران.....بهار......عشق....

ولی هیچ حسی تکراری نیست.......هیچ حسی....."

شاید همه تکرار هم باشیم.....شروع شده از یک نقطه و پایانپذیر در یک هنگام...تکرار هایی آشنا ...ولی  ناشناخته

 

پ ن: فیلم"جدایی نادر از سیمین" رو دیدم....از اون فیلمهاست که باید بارها دیدش

نویسنده : : ۸:٥٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

"فقط خودت می دانی که چه چیزی برایت بهترین است"

تعطیلات خوبی بود....دیدار اقوام و دوستان....هوای بهاری و بارون....

همه اینها فرصت و قدرت به آدم میده.....قدرت تصمیم گرفتن و شروع کردن....

بعضی از کارا شروع کردنشون خیلی مهمه.....ممکنه آخرش به خودت بستگی نداشته باشه ...ولی شروعش با خودته...

فکر میکنم سال خوبی باشه برای شروع کردن دوباره درس و دانشگاه.....

فعلا در حال جمع آوری منابع هستم....گستردگی و تنوع منابع مشکلی برام  نیست....بیشتر جالبه تا مشکل....حداقلش اینه که میفهمم این چند سال تو دانشکده چی خوندم...

پرده سازم قبل از پاره شدن- دیشب

پ ن: عنوان نوشته..جمله ای بود از "پائولو کوئیلو"

نویسنده : : ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

تا بگیرد کی اوج به امید یزدان ایران......

بهار زیبا شروع شده.....

همانطور که طبیعت جوان میشه....ما هم باید جوان تر بشیم......

اصلا نمیدونم کی گفته که آدمها پیر میشن....ما هم جزئی از طبیعتیم

آدما باید با هر بهار جوان و جوانتر بشن....بزرگ تر و جوان تر....جوان تر و زیبا تر..

همه چیز باید برتر از قبل بشه....هر کسی به اندازه خودش بیشتر از پارسال..

ملتی که بیشتر باشد از قبل....بیشتر هم بدست خواهد آورد...

پ ن: بشنوید دو تصنیف زیبا با "صدای همایون شجریان" و آهنگ سازی "علی قمصری" ...تقدیم به ایران عزیز

پر و بالش خونین، خسته از راه دراز
گاه نزدیکِ زمین، گاه در اوج بُوَد در پرواز
آمده از سدگانی بس دور
از ستم‌های فراوان رنجور
کی شود تا که دگربار گشاید پر و بال؟
سایه‌گستر شود از آن سوی
دریای پرآوازه‌ی پارس
بر میان‌رودان تا فراسوی ارس
سرزمین اران، زادبوم مادان
وز دگر سو بر فراز
سیستان و مُکران
بر سمرقند، بلخ و بخارای سترگ
بر
هرات و بر مرو، بر خراسان بزرگ
ز کنار سیستان تا به
خوارزم و تخار
روی البرز بلند تا فرارود
تا به سرسبز فلات پامیر
تا بدان‌جا که فرود آمده تیر از کمانِ آن کمان‌دار دلیر
تا بگیرد کی اوج به امید یزدان ایران...

 بر گرفته از وبلاگ"بیداد نوا" از دوست هنرمند و گرامیم "کوشا وحدتی

http://psmv.blogfa.com/post-277.aspx

 

نویسنده : : ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم