از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

نوروز مبارک

 

نوروز هزاران ساله باز هم می آید...

 مثل همیشه

با جعبه های بنفشه....

و سرمای دلنشین روزهای اول فروردین.

هزاران رویای زیبا برای همه دوستان و یاران همدل.

بهاری سبز و دل انگیز پیشکش همه شما.

 

 پ ن:این شعر بر گرفته از وبلاک" سکوت سرد" است

گشت  گرداگرد  مهر  تابناک،   ایران زمین      روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین

ای تو یزدان،ای تو گرداننده ی مهر و سپهر      برترینش کن برایم این زمان و این زمین

نویسنده : : ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

ای سرزمین من

لحظه های زیبای آخرین روزهای اسفند

عطر بهار.....

و زندگی.....که هنوز زیباست.

دماوند در بهار

ببینید:

 ترانه زیبایی "سرزمین من" با صدای "وحید تاج" و اجرای گروه آوازی تهران(در این اجرا از هیچ سازی استفاده نشده است)

http://www.4shared.com/video/TTiFxoov/Vahid_Taj-Jashnvareh_Fajr_1390.html

 

 پ ن:

ای سرزمین من ، شورآفرین میهن

دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن

ای خاک مهر آیین ، آیینه ی ایمان

ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران

تو که در دامانت لاله می جوشد

سحر از چشمانت ژاله می نوشد

وطنم ای دل ها جمله مجنونت

مست و شیدا کوه و صحرا ، دشت و هامونت

ای سرزمین من ، شورآفرین میهن

دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن

ای خاک مهر آیین ، آیینه ی ایمان

ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران

تا جان به تن دارم ، مهر وطن دارم

آیینه ی دریاست ، این شوری که من دارم

در جان تو جاری ، آواز بیداری

با آسمان عهد و پیمانی دیرینه داری

ای سرزمین من ، شورآفرین میهن

دور از تو باد ای مرز باور ، دست اهریمن

ای خاک مهر آیین ، آیینه ی ایمان

ای در پناه لطف یزدان ، جاویدان ایران

                                                                     « اسماعیل فرزانه »

 

نویسنده : : ۱:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نهمین مجلس

نمی خوام در مورد نماینده اصلح...یا شورای نگهبان...و تحریم و یا تشویق انتخابات صحبت کنم.

می خوام از چیزی بگم که برای من مهمتر از همه اینهاست:

خود " مجلس"

ببینید...افراد فعال و شاخص در یک جامعه (که هر فردی که بخواد میتونه وارد این دسته بشه) در رشته های مختلفی هستند...از هنر و فرهنگ بگیر..تا صنعت و کشاورزی و سیاست...

پس سیاست فقط یک فسمت از افرادی رو که فعالتر و شاخص تر از باقی هستند در بر میگیره....یعنی حتما نباید یک ورزشکار و یا یم موسیقی دان سیاست مدار هم باشه.

چه طور میشه مجلسی بالغ بر 300 نفر  رو انتخاب کنیم..که همه این افراد سیاسی باشند....!!

یادمه اواین چهره غیر سیاسی که به مجلس رفت آقای افخمی (کارگردان) بود....شاید هم قبل تر از ایشون کسی بوده.

مجلس کار چیه؟ در یک کلام خانه ملت و اینکه تصمیماتی برای بهتر شدن زندگی مردم و بهبود روند قانونی حقوق شهروندان و در پاره ای موارد هم مسائل خارجی...که البته آن هم به نفع و برای ملت.

چرا نباید یک زن خانه دار...یک کاسب محترم و مورد اعتماد مردم....یک مامور راهنمایی رانندگی خوش نام....یک هنرمند محبوب و یا یک معلم خوش نام...وارد این مجلس بشه..؟

شاید این افراد بتونن چهره خشک و سیاسی مجلس رو تعییر بدهند.

امروز تمامی نماینده های ما...سر بلند از ازمون های سیاسی گشذته بیرون آمدند(البته به نوشته بروشور های تبلیغاتی شون)...خب که چی؟...مگه مجلس عرصه جنگ و اشوب و این چیزیاست؟

رئیس جمهور طرحی میده....خود نماینده ها طرحی میدن...و به مجلس میاد و نماینده های مردم با سلیقه های مختلف و افکار متفاوت که از دل جامعهاومده تشخیص میدن که کدوم برای مردم بهتره...!!

این دیگه دید سیاسی میخواد؟...پس وزارت خارجه و داخله و قوه فلان و بهمان  برای چیه؟

"مهم ارتباط مجلس با طبقه حاکم نیست..مهمتر ارتباط مجلس با مردم است"

این روند سیاسی شدن ...که داره به همه امور سرایت میکنه..از هنر فرمایشی بگیر تا اموزش و پرورش و حتی عبادت فرمایشی....تا حدی در همه جای دنیا حضور داره...ولی از حد که بگذره...آسار زیان باری داره...برای همه.

 

پ ن: طرح شوراها گام بسیار کوچک و شکننده ای بود برای نزدیک شدن به این مقوله....اما به نظرم باید مجلس رو به این سمت هدایت کرد مثلا سی نماینده از سی منطقه تهران...که افرادی شناخته شده و معتمد در هر محله و یا منطقه باشند

 

نویسنده : : ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

شگفتی یا خرد...؟

بار ها در افسانه ها و روایات قدیمی شنیدیم و خواندیم که شخصی با خلق معجزه و شگفتی مردم چیزی را به انها اثبات کرد.....و مردم نیز ایمان آوردند...!!

این مردم بدون آنکه متوجه علت اتفاق شوند و نمیتوانستند علت را درک کنند ایمان می آوردند...ایمان به قدرتی بزرگ و بی انتها که چنین رویدادی(معمولا غیر طبیعی و بی نظیر و تکرار ناشدنی) را خلق کرده.

دوستی میگفت...اگر خداوند را بتوان دید و به او ایمان آورد...چه فایده ای دارد؟

مگر کسی به جاذبه زمین شک میکند...؟ یا مثلا به روشنایی خورشید..؟

""چیزی که عیان است..چه حاجت به بیان است""

آیا واقعا این یک بلوغ و توسعه نیست که بشر به سمتی برود که خود با خرد خود به ادراک محیط پرداخته و ایمان و آگاهی خود را به هر چه که می خواهد بداند بیشتر کند..؟؟

هنوز هم معجره لازم است..؟ باز هم حیرت...باز هم شگفتی..؟؟

اصلا دلیل ختم پیامبران  همین نبوده که بشر دیگر نباید با شگفتی و حیرت چیزی را قبول کند..!

انسان باید بشناسد و درک کند.....اگر اینگونه باشد اختیاری که خداوند به ما داده  و جزای و عذابی که در انتظار است...جنبه عدالت پیدا میکند.(البته کلی گفتم هر کس از هر دینی و هر روشی میتواند با خرد پیش برود)

فکر میکنم انسان زمانی زیادیست که باید برای رشد و تعالی از خرد خود بیشتر استفاده کند تا از هیجان و شگفتی.

شگفتی ها در این جهان وجود دارند...و باید با ابزاری که خداوند در اختیارمان قرار داده آن را کشف کنیم..این ابزار همان علم و خرد است.

البته همیشه هستند کسانی که علاقه مند هستند جامعه در سطح شگفتی و شایعه و حیرت و ...باقی بماند تا بستر مناسبی برای رشد خرافات و کم شدن نقش خرد در تصمیمات فردی و گروهی باشند.

پ ن:

کنون ای خردمند وصف خرد             بدین جایگه گفتن اندرخورد

کنون تا چه داری بیار از خرد            که گوش نیوشنده زو برخورد

خرد بهتر از هر چه ایزد بداد             ستایش خرد را به از راه داد

خرد رهنمای و خرد دلگشای             خرد دست گیرد به هر دو سرای

ازو شادمانی وزویت غمیست          وزویت فزونی وزویت کمیست

خرد تیره و مرد روشن روان               نباشد همی شادمان یک زمان
  
چه گفت آن خردمند مرد خرد            که دانا ز گفتار از برخورد

کسی کو خرد را ندارد ز پیش              دلش گردد از کرده‌ی خویش ریش

هشیوار دیوانه خواند ورا                همان خویش بیگانه داند ورا

ازویی به هر دو سرای ارجمند         گسسته خرد پای دارد ببند

خرد چشم جانست چون بنگری             تو بی‌چشم شادان جهان نسپری

نخست آفرینش خرد را شناس         نگهبان جانست و آن سه پاس

سه پاس تو چشم است وگوش و زبان    کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان

خرد را و جان را که یارد ستود           و گر من ستایم که یارد شنود

حکیما چو کس نیست گفتن چه سود    ازین پس بگو کافرینش چه بود

تویی کرده‌ی کردگار جهان               ببینی همی آشکار و نهان

به گفتار دانندگان راه جوی                       به گیتی بپوی و به هر کس بگوی

ز هر دانشی چون سخن بشنوی        از آموختن یک زمان نغنوی

چو دیدار یابی به شاخ سخن             بدانی که دانش نیابد به من

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی

 

 

نویسنده : : ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

اوایل ترم.

یک وقتایی هست که دلت برای چیزایی تنگ میشه که ....

که اصلا فکرش رو هم نمیکردی

وقتی که از راه پله دانشگاه میرفتی بالا...میرسیدی به درب کلاس و می دیدی نوشته:

"کلاس اقتصاد بخش عمومی 2" استاد .... امروز برگزار نمی گردد.

با یک سر خوشی خاصی با بچه ها میرفتی تو غذاخوری  خلوت دانشکده و حرف میزدیم...بحث می کردیم.....

 چای...دود سیگار.....کافی میکس....موسیقی که موبایل پخش میکرد..بی خیال آینده....

و خنده هایی از ته دل

نویسنده : : ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

بوی بهار

در روزهای آغازین اسفند.....سبک  و آرام...

روزهایی که  بهتر است به انتظار بهار باشیم....

سبزه.....اسپند......ماهی......خرید شب عید....

اگر به انتظار بهترین باشی...حتما خواهد رسید.

نمایی زیبا از دماوند

پ ن1:از امروز تا نوروز...هر روزتون نوروز

 

نویسنده : : ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم