از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

ای کاش....

ای کاش میشد همه با هم باشیم......همه با هم برویم... همه با هم شاد باشیم....و شادی من سهمی از شادی تو نمی کاست....

ای کاش... غم تو فقط مال خودت نبود و با هم مینشستیم کنار  جوی آبی....چای مینوشیدم و تقسیمش میکردیم....

ای کاش آسمان..رنگین کمان و ابر ها را ... هر گونه که میخواستیم تفسیر میکردیم و از صدای موسیقی باد لذت میبردیم....ای کاش همه زیر سایه درختی بودیم....بید مجنون...چنار....نارون...بلوط....

 ای کاش.. هیچ کفشی توت های تازه از درخت افتاده کف پیاده رو  را  لگد نمیکرد....و شکستن  سرو  ناپسند ترین کار در سراسر فلات ایران بود......

ای کاش همه با هم شاد می بودیم و شادی من سهمی از شادی تو... نمی کاست....

 

کوچ بنفشه های مهاجر زیباست

در نیمروز روشن اسفند

وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد

در اطلس شمیم بهاران

با خاک و ریشه _ میهن سیارشان _

در جعبه های کوچک چوبی

در گوشه خیابان، می آورند:

جوی هزار زمزمه در من

می جوشد :

ای کاش ...

ای کاش آدمی وطنش را

مثل بنفشه ها

( در جعبه های خاک )

یک روز می توانست

همراه خویشتن ببرد، هر کجا که خواست

در روشنای باران

در آفتاب پاک

 

پ ن:شعر "کوچ بنفشه ها" از استاد "شفیعی کدکنی"

سواحل خلیج فارس-بندر بوشهر 

نویسنده : : ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

سومین کنسرت خوان هشتم و انتشار آلبوم پس از 2 سال

کنسرت خوان هشتم

 


به همراه رونمایی آلبوم خوان هشتم

موسیقی: وحید طارمی
آواز: رامین بحیرایی
...کارگردان بخش نمایشی: حسین تفنگدار
راوی: خداداد بحیرایی

اعضای گروه
علیرضا دریایی: کمانچه
سوفیا نکونام: کمانچه آلتو
علی نجفی: نی
محسن کبیرنژاد: سه تار
سعید رحیمی: سنتور
پیام بحیرایی:عود
سارا رضازاده: تار-همخوان
فریال منفرد: همخوان
بهرنگ پورحسینی: هارپ
ابوالفضل حیاتی: تنبک
مهدی ابراهیمی: ضرب زورخانه-دوطبله
محمد عنایتی: دف-پرکاشن
وحید طارمی: تار


زمان: جمعه هفتم مرداد ماه 1390 ساعت 18:30
مکان:انتهای خیابان پاسداران/مقابل پارک نیاوران/فرهنگسرای نیاوران
مراکز فروش بلیط: گیشه فرهنگسرای نیاوران 22803631
آوای باربد 66901270-66901272
ققنوس 22738007-22728007
تلفن رزرو بلیت از طریق مدیر اجرایی گروه: 09382500389

 

پ ن1: دیشب فرصتی شد که در تمرین دوستان حاضر بشم و از نزدیک کار رو بشنوم....گروه با تغییراتی  در اعضای گروه و ساز بندی جدید ,همینطور تغییراتی در تنظیم قطعات نسبت به اجراهای قبلی بسیار منسجم و خوش صدا تر شده بود. متاسفانه به دلیل پاره ای مشکلات  فقط یک شب کنسرت  اجرا می شود

پ ن2:همون طور که ملاحظه میکنید در این اجرا بنده نوازنده سنتور نیستم و دوست عزیزم "سعید رحیمی " نوازندگی سنتور رو به عهده دارن..ایشون نوازنده توانا و خوش ذوقی هستند و با سنتوری که از ساخته های خودشون هست مینوازند...برای همه دوستان آرزوی موفقیت و اجرای خوب و به یاد ماندنی رو دارم...امیدوارم در شب اجرا ببینمتون

نویسنده : : ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

ای غایب از نظر.....!!

میگم: وقتی بری بهشت....یا جهنم...چه فرقی میکنه که طبقه چندمش باشی...؟؟

حالا مگه تونستی با چهارتا مثال شیر و عسل و حوری و پری و .... عمق لذت مادی موجود در بهشت رو درک کنی که دنبال طبقه هفتمی...!!

کسانی هستن که تا آخر عمرشون آرزوی در کنار کشیدن همین حوری پری و سیمین بران زمینی رو دارن....برای اینا طبقه هفتمو ششم فرق هم داره....؟؟

میگم: خوش به حال این اروپاییا....مثل ما این همه زحمت نماز و رمضون و عزاداری و حجاب و زیر سایه دولت اسلامی بودن رو ندارن......آخرش هم منجی ما....میشه "منجی عالم بشریت"..!!

میگم:به نظر تو.....من از آلودگی هوا میمیرم...یا امواج پارازیت....یا بعد از تموم کردن این پست....!!!

نویسنده : : ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

بدون کوچکترین تحلیلی....!!

واژه"روشنفکر" زمان زیادی است که وارد فرهنگ و زندگی ما شده...و بیشتر برای غیر موجه نشان دادن تفکری و یا مسخره کردن کسی یا جریانی مورد استفاده قرار گرفته....روحیه طنز آمیز ایرانی(که بعضی وقتها مانع تجدد گرایی هم میشود) به روشنفکری هم رحم نکرده و به انواع مختلف خواسته که  کوچکترین نکته ها را دستاویز طنز و یا هجو هزل خود گرداند.....

در مقاله ای از روزنامه شرق مواردی را برای داشتن تیپ روشنفکری مطرح کرده بود:

اینها از مصادیق بارز روشنفکر نمایی در ایران شده بودند:: از گیوه بگیر تا کیف بافتنی و کتابهای هدایت و کافکا و اشعار مولانا و موی بلند و ریش و خیلی چیزایی که امروزه هر جایی میشه در موردش شنید....!!

این برخورد بسیار یک طرفه با این گونه افراد(حالا چه در ظاهر و چه در باطن) چقدر جنبه طنز دارد،چقدر اجتماعی و چقدر سیاسی...؟؟

نگارنده مقاله به جای این همه حاشیه رک و پوست کننده میگفتن "همه دانشجویان به خصوص دانشجویان هنر" .....آیا این برخورد مغرضانه نیست؟؟

کاری با رنگ و جناح و جحت وزش باد ندارم....ولی حس میکنم بعضی ها از دست انداختن جوانان لذت که هیچ...استفاده های دیگری هم میبرند...!!

اصلا موافقید یک بیانیه صادر کنید و هر کسی را که وارد دانشگاه شد و نخواست سیرت و صورت قدیم را حفظ کند...بیگانه و معیوب العقل بنامیم(گرچه گیوه و گلیم از قدیم به ما ،ارث رسیده).

در میان دوستانم کسانی هستند که گیوه به پا میکنند و محاسن بلند دارند....لباس کنفی میپوشند و "فروهر"به کردن می آویزند....

پای صحبت خیلی از اینا نشستم و چیز یاد گرفتم...بدون توجه به ظاهرشون.....

حتما این گونه افراد جذابیت دارند که خیلی ها دوست دارند مثل اینها لباس بپوشند.....اصلا چرا جامعه را چند پاره و جدا کنیم.....(کی از خودی غیر خودی خوشش میاد...!! ).....!!..تفاوت در جامعه امر پسندیده ای است و باعث پویایی و تحرک جامعه میشود...ولی بحث و جدل بی هوده و سعی در تضعیف گروههای دیگر...واقعا بیهوده است.

چرا همه چیز این جامعه باید در مد و ظاهر خلاصه شود...و نقد و قضاوت شود..؟؟

همیشه در این چند سالی که حداقل من به یاد دارم . ملاک شخصیت و توانایی افراد ظاهر آنها بود و در همین حد ظاهر هم از افراد توقع میرفته.

کجای دنیا شما شعر کافکا بخونی...مسخرت میکنن...اونم در یک روزنامه کثیرالنتشار..!!

آیا انسان متمدن انقدر درگیر پوشش و ظاهر افراد خواهد بود....؟

چرا اگر همه شبیح فلان مداح....ویا فلان فرد مورد تایید رسانه ها لباس بپوشند ، انتقاد که هیچ،تشویق هم دارد..؟؟

گمان میکنم سیاست گذاران کلان....از رواج ظاهر گرایی و کم عمق بودن قضاوت ها در جامعه استقبال میکنند.

پ ن1: لینک مطلب از روزنامه شرق

http://sharghnewspaper.ir/News/90/04/21/5179.html

پ ن 2: نویسنده مقاله روزنامه شرق"بابک ریاحی پور" یکی از نوزاندگان صاحب نام در موسیقی پاپ هستند.

نویسنده : : ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

داستان سرمایه

بارها دیدم که مردم کشوری به علت فقر مزمن و بلند مدت بر علیه دولتها و حکومتهای معمولا دیکتاتور خودشون قیام(شورش) کردن و خواستار سهمی از درآمد ها و حداقلهای زندگی شدن....! (همانطور که در چند کشور به نسبت فقیر منطقه میبینیم)

در سالیان نه چندان دور  تب انقلابهای کمونیستی و سوسیالیستی و اندیشه های مارکسیسمی همه جهان.به خصوص کشورهای فقیر تر رو فرا گرفته بود, نظام سرمایه داری که از دوره "مرکانتلیست ها" تا کنون دچار تغییرات زیادی شده بود  نقطه مقابل این تفکر بود...از طرفی هم هرگز به سرنوشتی که مارکس پیش بینی کرده بود دچار نشده بود.

تقابل این دو اندیشه به انقلابها و حرکت های توده مردم شتاب بیشتری داد...ابتدا پرچمداران نظام سرمایه داری با خشونت با این تغییرات برخورد کردن(مثل ویتنام-کره-و..)بعد از شکست در این رویارویی به دنبال ریشه یابی و حل مشکل به این نکته رسیدن که این اندیشه برای مردم فقیر و کم سواد که از قدرت تحلیل کمی برخوردارند بسیار جذاب و لذت بخش است....این طبقه کمتر به آینده طرح واقفند و متوجه نیستند که این گونه تفکر ,خود سنگ بنای یک حکومت دیکتاتوری است.

شعار اکثر این انقلابها توزیع کاملا برابر ثروت...حتی غذا و لباس به صورت کاملا یکسان و برابر و برخورد خشن و حذف ثروتمندان و روشنفکران و عالمان که معمولا نمادی از غرب و مدرنیسم سرمایه داری تلقی میشوند میباشد....تصور کنید این شعار ها چقدر برای کودکی که در دوران بچگی با فقر دست و پنجه نرم کرده و از مدرسه فراری بوده و به بزهکاری و فقر عادت داشته,جذاب خواهد بود(همانطور که در انقلاب فرهنگی "مائو" در چین دیدم).

در سیستمی که شما حق مالیکت و انباشت ثروت را نداشته باشید و همه چیز باید به طور مساوی تقسیم شود....دیگر نخبگان با چه انگیزه ای تلاش بیشتری کنند در حالی که در شرایط مساوی و کاملا برابر باشد(البته به فرض اجرای کامل سیستم)..در هر صورت موج این تغییرات شدت گرفت و حتی مقابله نظامی هم نتوانست از ظهور دیکتاتور های کوچک دیروز که دیکتاتورهای پیر و با تجربه امروز هستند,بشود.

چین,سوریه,یمن,لیبی,کامبوج,تونس,ونزوئلا,الجزایر,کوبا,کره شمالی,چاد,سریلانکا و ..... همه از این دست حکومت ها هستند , لازم به گفتن نیست که پس از اندک زمانی تبدیل نمونه کامل یک  حکومت دیکتاتور شدند و اکثر صاحبان قدرت,صاحبان ثروت نیز شدند.

برگردیم به روش رویارویی مخالفان این اندیشه...همانطور که اشاره شد بعد از شکست در زمینه برخورد نظامی روش برخورد تغییر کرد....باید بستر مساعد برای رشد تفکر انقلابی کمونیستی را از بین برد.

با آگاهی دادن به توده های مردم و کاهش فقر و شیوع تفکر مدرنیسم در جوامع.

که این کار را ایالات متحده آمریکا به بهترین شکل با استفاده از صنعت سینما و بعد ها اینترنت و شبکه های اجتماعی مجازی دنبال میکند.

مقایسه کنید دو کشور کره جنوبی و کره شمالی را...هر دو از یک نژاد و یک خون....با دو تفکر کاملا متفاوت.....آیا شما حاضرید در کره شمالی زندگی کنید؟؟؟!!

درست است هیچگاه کشور های حاشیه امریکا و متحدانش نخواهند توانست رفاهی بیشتر از آنها بدست بیاورند(که البته ژاپن شاید این مثال را به چالش بکشد) ولی از حد اقل های رفاه اقتصادی و آزادی های مدنی بر خوردار خواهند بود و ثبات سیاسی بیشتری را نسبت به پیروان اندیشه انقلابهای کورکورانه خواهند داشت.

به شخصه موافق نظام سرمایه داری هستم....انباشت ثروت در دست افراد لایق که میتوانند بدون "رانت"ثروت تولید کنند....باعث شکوفایی سرمایه گذاری و ایجاد انگیزه برای تولید و نو آوری درجامعه خواهد شد...ثروت مندان هستند که انگیزه بهتر زندگی کردن به دیگران را یاد میدهند(فقط از نظر مادی) و با  به جریان انداختن ثروت و مدیرت آن...زمینه ساز شکوفایی اقتصادی میشوند... به زندگی خصوصی سرمایه دارن کاری نداشته باشیم...البته منظورم سرمایه دارانی است که از طریق"رانت"و "قدرت سیاسی" به ثروت نرسیده اند...چرا که پسران سرهنگ قذافی از بزرگترین سرمایه داران لیبی بودند...!!!

امیدوارم برخورد با سرمایه داری در  کشور عزیزمان معقولانه تر باشد, باز هم اشاره کنم که ثروت باید از طریق خلاقیت و تولید حاصل شود...نه قدرت سیاسی و رانت...ثروت اول مولد ولی ثروت بعدی محکم کننده پایه های حکومت های دیکتاتوری است.

 

نویسنده : : ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

راز دل همان به نهفته ماند...

نه لب گشایدم از گل، نه دل کشد به نبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید!
نشان داغ دل ماست، لاله‌ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن
ببین در آینه ی جویبار، گریه ی بید
بیا که خاک رهت لاله‌زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید
به دور ما که همه خون دل به ساغرهاست
ز چشم ساقی غمگین که بوسه خواهد چید؟
چه جای من؟ که در این روزگار بی‌فریاد
ز دست جور تو ناهید بر فلک نالید
ازین چراغ تواَم چشم روشنایی نیست
که کس ز آتش بیداد، غیر دود ندید
گذشت عمر و به دل عشوه می‌خریم هنوز
که هست در پی شام سیاه، صبح سپید

کراست سایه در این فتنه‌ها امید امان؟
شد آن زمان که دلی بود در پناه امید
صفای آینه خواجه بین کزین دم سرد
نشد مکدّر و بر آه عاشقان بخشید

آلبوم راز دل -استاد محمدرضا شجریان و گروه استاد پایور- (تیرماه 1358)

 پ ن: امروز خیلی دلم میخواد یک آواز از استاد شجریان بشنوم....به شدت دلم برای صداش تنگ شده

 

نویسنده : : ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نمونه آزمایشی شماره 1390

ساعت 7:45صبح...تو راه رسیدن به محل کارم .....رادیو اتوبوس داره از پرداخت نشدن میلغ یک میلیون تومان به نوزادهای  متولد شده در سال 89 خبر میده.....

بعد صدای مصنوعی رئیس دولت رو پخش میکنه با اون آهنگ یکنواخت و عده های سر خرمن... که همین طرح رو داره با آب و تاب در یکی از سفر های استانیش  برای مردم از همه جا بی خبر شرح میده..!!

یکی از مسافرای کناریم مردی حدودا 60 ساله است. شروع میکنه به غر زدن..: ""همش میره به فلسطین و لبنان میرسه...!! دیشب تو روزنامه خوندم یک بچه از بی دارویی توی یک روستا مرده....!! یعنی این مملکت انقدر بی قانونه...؟؟...همش دروغ...خدا ......کنه...""

مسافرا هر کدوم به گوشه ای خیره شدن و کسی نگاهش نمیکنه...نمیخوان که حتی خودش رو در شنیدن هم سهیم کنن....!! مرد مسن بعد از دوسه دقیقه ای ساکت میشه.

قیافه مردم رو که نگاه میکردم...چیز بدی رو دیدم..

حس کردم این مردم رو دارن به فقیر بودن عادت میدن.....و مردم هم دارن یواش یواش به این باور میرسن.

استمرار حکومت به هر قیمتی....حتی فروپاشیدن اخلاقیات و عزت نفس....عزت نفس یک ملت آخرین دارایی و البته گرانبها ترین دارایی یک ملته که با هیچ ثروتی نمیشه جبرانش کرد.

خودم هم دارم به خیلی چیزا عادت میکنم....تو هم داری عادت میکنی.....اصلا همه داریم عادت میکنیم.....

خیلی کارها هست که قبلا برامون غیر قابل قبول بود ...ولی حالا ممکن شد.

 

 

نویسنده : : ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

افتخاری دیگر برای دولت مستخدم

قیمت بلیط اتوبوس های BRT برای خیلی از مسیر های کوتاه حتی از تاکسی هم گران تر شده؟(نزدیک به 150 درصد)

 فکر کنم در طول تاریخ شهرنشینی ایران سابقه نداشته.

خصوصی سازی در حقیقت به معنای واگذاری بخشهای تولیدی و خدماتی به سازمان ها و شرکتهای غیر دولتی است که هم باعث بهره وری بیشتر خدمات و کیفیت تولید و همینطور تعدیل قیمتها و تقویت تقاضا و در کل توزیع منطقی خدمات و کالا در جامعه میشود.

در تعاریف اولیه اقتصادی اثبات میشود که به در شرایط رقابت اقتصادی حداقل قیمت و حداکثر تولید را خواهیم داشت و عملکرد سیستم بهتر از زمانی است که دولت وارد عمل شده وبا هزینه های بیشتری تولید و ارائه خدمات کند.

اما در کشور ما بعد از جدایی بخشهای خدماتی و تولیدی از دولت به جای کاهش هزینه های تولید و در نهایت کاهش قیمت....با افزایش قیمت مواجهیم...!!

در کل سیاست خصوصی سازی خیلی زودتر از اینها باید اجرا میشد ولی اجرای این سیاست حقایقی را در مورد اقتصاد کشومان روشن میکند

در اقتصاد دولتی که وابسطه به درآمد های نفتی بود تمامی تولیدات به صورت کاملا غیر تخصصی و با هزینه بالایی انجام میگرفت که مابه التفاوت این هزینه ها با دلارهای نفتی جبران میشد و به عبارتی به عنوان یارانه به مردم اعلام میشد..حالا که بخش خصوصی همین امور را انجام میدهد و خبری از دلارهای نفتی نیست با توجه به افزایش نسبی کیفیت هزینه ها نیز افزایش یافته..که البته باید منتظر اثرات تورمی آن در سایر بخش ها هم باشیم.

دولتی که هدفش رضایت و نه ریاضت ملتش باشد در هیچ شرایطی حاضر نمیشود قیمت اساسی ترین کالاها را به طور رسمی افزایش دهد.

افزایش حقوق کارکنان در بعضی سازمانها یک رقمی بوده و تورم یک رقمی هم که سالهاست در امار واقعی وجود ندارد....پس همه این اتفاقات باعث  تغییراتی در سبد مصرفی خانوار های ایرانی خواهد شد...به صورت کاهش هزینه تفریحات ..که این هم مشکلات خاص خود را دربلند مدت دارد.

پس دولت ایران به این افتخار نیز نایل میگردد:

شاید تنها دولتی که با خصوصی سازی و رقابتی کردن بازار..قیمتها افزایش میابد

  

پ ن: من هم از این عکس خاطرات خوشی ندارم....ولی خودتون مقایسه کنید قیمت همین سفره که قبل از دوره اول انتخابات ریاست جمهوری بود چقدر در دوره بعدی انتصاب رئیس دولت افزایش داشته...؟؟؟؟!!

نویسنده : : ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

نغمه توست بزن آنچه که ما زنده بدانیم...

چقدر سخته که سازت رو بفروشی.....هیچوقت از این کار احساس خوبی نداشتم...حتی وقتی که ساز بهتری گرفتم....هفته پیش مجبور شدم یکی از سنتور هام رو بفروشم....برای تامین بودجه ساز جدیدی که گرفته بودم....گرچه سنتور جدید خوش صدا تر و خوش نوا تره....ولی خاطرات و اجراهای زیادی با ساز قبلیم داشتم...

مرداد ماه 1388در بدترین شرایط ممکن و در سکوتی که همه جا رو فرا گرفته بود روی صحنه بودیم و نواختیم...

ساز قبلی رفت و جز یک صدای ضبط شده چیزی ازش نمیمونه...حالا منم یک ساز جدید و دنیایی از نواها که منتظرن...منتظرن تا مضراب به سیم بخوره و به پرواز در بیان....

به یاد سالهای 77 تا 79 بودم...شور بی پایانی برای نواختن داشتیم...همه اعضای گروه....هفته ای چندین و چند تمرین....

دوتا سنتور در اون سالها داشتم...یکشون الان در اهوازه و یکی دیگشون در امریکا...

امیدوارم این سازها هرکجا که باشن هیچوقت خاک نخورن...و همیشه نغمه پردازی کن

کاش میشد همه این سازها رو یک جا جمع کرد.....

 

بزن آن پرده اگر چند تو را سیم از این ساز گسسته

بزن بر این زخمه اگر چند در این کاسه تنبور نماندست صدایی

بزن این زخمه بر آن سنگ بر آن چوب

بر آن عشق که شاید بردم راه به جایی

پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن نزن

لانه جغد نگر کاسه آن بربط ساقی ز خموشی

نغمه سرکن که جهان تشنه آواز تو بینم

چشمم آن روز مبیناد که خاموش در اینم ساز تو بینم

نغمه توست بزن آنچه که ما زنده بدانیم

اگر این پرده برافتد من و تو نیز نمانیم

اگر چند بمانیم و بگوئیم همانیم

 

نویسنده : : ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

خود شناسی عمومی

چیزای جالبی راجعه به ادما وجود داره....هر چی بیشتر میگذره بیشتر میفهمی...

از آخرین تجربیات خودم بگم که متوجه شدم....آسون ترین چیزی که میشه تو حرف زدن آدمها فهمید...اینه که کی دارن حقیقت رو میگن..و چه وقت دارن دروغ میگن...!!

بیشتر آدمهایی که موفقیت های خودشون رو بزرگ میکنن و تا میتونن از خودشون تعریف میکن....تحمل دیدن پیشرفت و خوشحالی دیگران رو ندارن.

آدمهای چشم شور وجود دارن....به شرطی که خودمون این اجازه رو بهشون بدیم.

یکی از سخت ترین کارها جبران کردن محبت دیگرانه.....چرا که ارزشش خیلی زیاده.

اطمینان از روشی که در پیش دارید تا وقتی بهش میگن اعتماد به نفس که به دیگران چیزی رو تحمیل نکنید.

طبیعت سرچشمه حیات و آرامش ماست.....وقتی بهش احترام بزاری ...ازش لذت هم خواهی برد.

90% مردم تهران شاعر هستن.اون10%هم بیکارن و دنبال کار میگردن(تهران انار ندارد-مسعود بخشی-1388)

دروغگوترین ما....بیشترین شانس رسیدن به حکومت رو داره....پس زیاد برای رسیدن به قدرت نباید حق کسی رو خورد....!

 

پ ن1: چند ماه گذشته در موقعیت های خیلی خاصی قرار گرفتم و آدمهای مختلفی دیدم.....و رفتارهایی منحصر به فرد..

پ ن2:بعضی وقتا نگاه کردن به انسانها ...بزرگترین مطالعه است

 

 

 

نویسنده : : ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم