از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

استعداد یا پشتکار...؟

 مجموعه خصوصیات , ویژگیها و مهارتهایی که داریم موقعیت ما رو بوجود میاره.

خوبه که فکر کنیم کدام یک از این ویژگیها یا مهارتهایی که در شکل علم و فرهنگ و هنر و توانایی های فیزیکی و غیره...داریم, به علت استعداد و شرایط خاص بوده که به صورت ذاتی داشتیم و چقدر برای بیشتر شدن اون از حد یک استعداد تلاش کردیم...؟؟

مثلا فردی در یادگیری موسیقی استعداد و اشتیاق ذاتی(البته شاید اشتیاق در اثر قرار گرفتن در محیط مناسبی باشه) فراوانی داره...وبه سرعت و زودتر از همسالان خودش موسیقی رو فرا میگیره و جلوتره...خب...باید دید که این استعداد تا کجا فرد رو پیش میبره...و در چه مرحله ای نوبت پشتکار و تمرین میرسه....تا این شخص همچنان روند رو به رشد خودش رو داشته باشه...!!

همه ما استعدادهایی به صورت ذاتی داریم که قدم های اول رو برامون آسان تر و سریع تر میکنه...اما بعدش به عهده خودمونه.

چندی پیش با آقایی آشنا شدم(حدودا 50 ساله) که صدای خوبی داشت و آواز ها رو به خوبی تقلید میکرد.....ولی فقط در حد استعداد باقی مانده بود...اگر این استعداد را کسی داشت که تلاشی هم به اون اضافه میکرد(تنبلی نمیکرد) حتما خواننده بسیار خوبی میشد.

استعداد وقتی با ارزش تر میشه که با تلاش و پشتکار پرورش پیداکنه.

نباید وقتمون رو در مسیری که فکر میکنیم استعدادی نداریم تلف کنیم...حتما هر کسی میتونه در خودش استعدای رو پیدا کنه...وقتی پیدا شد به احتمال زیاد علاقه هم همراه خودش خواهد داشت.....البته فکر میکنم کسی که استعداد خودش رو نمیشناسه....شاید هیچوقت نتونه بشناسه و در نتیجه سرگردانی و افسردگی به سراغش میاد.

 

پ ن:البته قرار نیست همه مردم استعدادهای خودشون رو بشناسن و در اون مسیر پیش برن....این یعنی بهره وری 100% و غیر ممکن خواهد بود.

پ ن: یادمه همیشه به شوخی به دوستان میگفتم....سعی کن یک کار مند جز, در جزئی ترین قسمت یک اداره جز’ نشی

 

 

نویسنده : : ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

چه کسانی از ما دونفر....!

دوست دارم  باقی مانده عمرم رو زندگی کنم....

(بهشت از آن تو-علیرضا داوودنژاد-1379)

 

نویسنده : : ۱:٢٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

باد ترانه ای میخواند.....

دلم تنگه برای همه اون روزها.....

همه روزهایی که نباید تکرارشون کرد...

دیشب نوایی بر سازی شدی ....نغمه ای در آواز شور.....رباعی بر کاغذ سفید.... رنگ بر بوم .........

همه چیز از تو بود و ...تو....همه چیز شدی...آنقدر که همه ترا نفس کشیدند...

راستی....درست همانجا که ایستاده بودیم....سبز , سبز , سبز است....

 

 

نویسنده : : ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

خوب, بد , زشت

وقتی وارد دانشکده اقتصاد میشی و چند ترم از تحصیلت میگذره فکر میکنی که چرا وقتی همه راه حلهای مشکلات اقتصادی توی کتاباست ....بازم سیاست مدارا با خودشون تعارف  میکنن و ملت رو سرگرم میکنن و راه درست رو نمیرن...؟!!

اقتصاد چیزی جز چند فرمول و کتاب و راهکار و برنامه...برای بهبود اوضاع نیست.

تمام مشکلات اقتصادی و راهکارهای اون رو میشه با آزمون و خطا تجربه کرد و اکثر قوانین هم در موارد زیادی همون طور که باید عمل میکنن.

در سال جدید که همراه با پرداخت یارانه های نقدی از طرف دولت بود شاهد تورم هم بودیم(مثل قبل) که کمتر که نه.بیشتر هم شده بود.

بالا رفتن قیمت ارز و همینطور قیمت طلا که مطمئنا در روزهای آنده بیشتر هم خواهد شد فضا را خیلی تنگ کرده برای خانواده هایی که فقط میخواهند زندگی کنند و کاری به سفته بازی های بازار ندارند....در این شرایط کسانی که دستمزدهای ثابت دارند(حداقل تا پایان سال) بیشترین فشار تورمی رو متحمل میشوند.

بازی های سیاسی هم که از پارک اب و آتش بگیرید تا لقب "مختار ثقفی" برای رئیس دولت....!! در جریان است و روز به روز مسئله معیشت و رفاه هموطنان رو به حاشیه بیشتری می کشد.

 کاهش سصح رفاه همراه با تورم تورم شدید از نظر" اقتصاد اجتماعی" دارای عواقب منفی و تلخی برای یک جامعه است که مهمترین آن بوجود آمدن روحیه "برتری منفعت شخصی نسبت به منفعت جمعی" است.

در این گونه تفکر به علت شتاب تورم و همچنین تهدید بلند مدت رفاه عمومی...تک تک افراد برای بدست اوردن سهم بیشتری از رفاه و ثروت در آینده به دنبال هر روشی برای رسیدن به ثروت هستند که به عنوان مثال سوداگری در بازار سکه و مسکن و سالیان قبل حتی در اتومبیل و تلفن همراه هم قابل مشاهده بود.

حق با شماست در هر کشوری و هم فرهنگی ممکن است اینگونه رفتار شکل بگیرد..اما دولت ها و سیستم اقتصادی تا حد بسیار زیادی در شکل دادن این تنفکر در شهر وندان موثر است.

زمانی که کسانی که شغلهای مختلفی داشته باشند برای جبران کسری درآمد خود به فعالیتهای سوداگری روی بیاورند را تور کنید....!! همه مردم تبدیل به دلالهایی میشوند که منتظر تغییر کوچکی در بازار هستند که "خود" دوباره به افزایش تورم کمک میکنند...!

یکی از مشکلاتی که در چند ماه اینده به شدت در اقتصاد ما خودنمایی خواهد کرد...کمبود "ارز" در کشور است که به علت تحریم ها و تحویل ندادن پول نفت و خیلی چیزهای دیگر که همه میدانیم ,شکل خواهد گرفت.

افزایش نرخ ارز  باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی و به عبارتی تورم فزاینده در بازار مصرف خواهد شد.....تورم  روی  تورم......!! در شرایطی که باید چاره ای برای مهار تورم کرد.....مدام شرایط آفزایش قیمت ها و کاهش اعتبار پول ملی فراهم تر میشود...(فابل توجه دست اندرکاران که خود را حق مسلم میدانند و حتی آمار شفاف ارائه نمیکنند)

در هر صورت یان سیر نزولی که برای اقتصاد ما پیش بینی میشود حتما با سرعتی بیشتری پیش خواهد رفت....

برای من سرنوشت دولتها مهم نیست....چرا که معمولا شبیه هم هستند...اما این ملت ها هستند که با فرازو نشیب هایی که حکومتها بر سر آنها میآورند ....تعییر شخصیت میدهند...دوره ای مزدور...گاهی گدا پروری...زمانی ناسونالیسم و زمانی هم......!!

فکر میکنم اثرات مخربی طی این سالیان در رفتار مردم بوجود آمده(حداقل آنهایی که ریشه اقتصادی دارند) بسیار مهم است...این رفتاری چیزیست که از ما به آیندگان به ارث خواهد رسید

 

پ ن:شاید این عکس به نظر بعضی ها ربطی به این نوشته نداشته باشیه... نمی دونم چرا دیشب تصویر "حسنی مبارک" رو وقتی درون فقس دیدم خندم گرفت...اونم قفسی که یادم نمیره مخالفان خودش رو در اون محاکمه می کرد.....همه دیکتاتور ها کودن و بی رحم هستند... و همشون به موقع این رو اثبات میکنن....روزهای خوبی رو برات آرزو میکنم دیکتاتور کوچولو

نویسنده : : ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

در هوای بی چگونگی....

روشن تر از خاموشی، چراغی ندیدم،

و سخنی، به از بی سخنی نشنیدم.

ساکن سرای سکوت شدم،

و صدره صابری در پوشیدم.

مرغی گشتم، چشم او، از یگانگی، پر او، همیشگی،

در هوای بی چگونگی، می پریدم.

کاسه ای بیاشامیدم که هرگز، تا ابد،

از تشنگی او سیراب نشدم.

"بایزید بسطامی"

پ ن:اجرای "گروه دوستی" به سرپرستی استاد حسین علیزاده و با صدای شهرام ناظری...بسیار زیبا و هنرمندانه بود

نویسنده : : ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

ستاره ها نهفته...در آسمان ابری...

اصلا زمان  و مکان مهم نیست........دیر رسیدن و زود رسیدن معنایی نداره......وقتی که بدونی رسیدی........همین کافیه.

حس رسیدن........وقتی حس کنی رسیدی.......حتما رسیدی.

  

بشنوید: تصنیف "هوای گریه" با صدای همایون شجریان عزیز/شعر:سیمین بهبهانی/موسیقی: جواد ضرابیان

http://www.4shared.com/file/92340370/e7397487/Havaye-Gerye.html

 

 

 

 

نویسنده : : ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم

برای خودم و تو و این روزها.....

برای همه ظهر های گرم و پر عطش مرداد...

همه جمعه هایی که دلم میخواد بلند ترین نقطه شهر باشم .... و از دور ساعتها نگاهش کنم.....

برای تویی که ممکنه همین روزا ببینمت.....و نگاهی داشته باشی اندازه همه کتابهای که خوندم....

برای دل تنگی که هیچوقت نمیتوی بفهمیش....و برای دلی که برات تنگ میشه و تو اصلا دیگه نایی نداری که تو آینه به خودت بخندی.

اره همین ظهر های گرم مرداد.....و هوای سنگین تهرون.....

میشه با یک بستنی یخی همه احساست رو بیاری تو چشمات و از نزدیک ترین فاصله به خودت  نگاه بکنی......نگاه بکنی و ببینی که چقدر از این مسیر ناهموار رو طی کردی...بدون اونکه اثری ازت مونده باشه.

انگار که تو اولین رهگذر بودی و اولین کسی هستی که قراره به مقصد این ناهموار آباد برسه...

زندگی بر دوشمون سنگینی میکنه...اما این زانوها هنوز هم خوب کار می کنه..میتونی ادامه بدی......باز در همون مسیر نا هموار و باز همون آرزوی رسیدن و باز همون هوای سنگین و باز همون.......

""بزن آن زخمه...بر آن سنگ...بر آن چوب...بر آن عشق........که شاید.....

بردم راه به جایی

بردم راه به جایی

بردم راه به جایی...""

نویسنده : : ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم