از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

مدیتیشن....

روزهای جالبی رو دارم تجربه میکنم......روزهایی که داره بیشتر از یک سال میشه..

نه عاشقم...نه مهربون....نه ناراحت ..نه شاد........چه افتخار و چه لذتی میتونه به دل آدم چنگ بزنه....؟؟!

برای چه چیزی میشه...دل رو به دریا زد....؟

دریغ از یک دم و بازدم بدون پارازیت.....مغزمون هم که داره یواش یواش از شدت حرارت این مایکروفری که توشیم تمرکز و کاراییش رو از دست میده....!!

فیلسوف ها قاطر شدن...قاطرها شدن سنبل مدرنیسم.....!!

صد بار هم که تاس بریزی جفت شش میاد.....چرا که قبلا هر شش طرفش رو عدد شش نوشتن.......این وسط باید مهره هات رو طوری حرکت بدهی که با همون جفت شش ها بتونی قضیه رو ماست مالی کنی.......آخه مگه میشه آدم بیشتر از خودش به فکر هم وطناش باشه....مگه کسی این حرف رو باور میکنه....؟!!

شاید بشه با یک مدیتیشن طولانی آرامش رو به کل کائنات برگردوند......

دیدی گفتم ...دارم روزای جالبی رو تجربه میکنم....

نویسنده : : ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم