از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

شل سیلور.....

چاشنی آسمون

یه تیکه ای از آسمون
کنده شده و
از توی درز پشت بون
افتاد درست توی آش من،
تالاپ!
می خوای راستش رو بگم برات؟
من معمولاً از آش عدس بدم میاد
اما به هر حال می دونم
که این رو تا آخر می خورم!
چه خوشمزه س، خوشمزه
(
فقط چون از تو سقف افتاده، یک کم طعم گچ میده)
اما خیلی خوشمزه س، خدا جونم
می تونم قد یه دریا از این آش بخورم
یه ذره چاشنی آسمون
چه طعمی عوض می کنه، خدا جون.

 

 

شب خوش ، سبزه

که سر بر بالش گذاشته ای و در خوابی .

پرده ها را می کشم

تا سرما نخوری.

فردا با هم

درباره کارهایمان حرف می زنیم .

شب خوش، گیاهک ...

در گلدانت آسوده بخواب .

مراقب باش ،

به مرض پژمردگی دچار نشوی !

ای سبزه تازه در آمده ، یادت باشد

از زنبور ها حذر کنی .

شنیده ام که آنها می توانند

ناقل بیماری خطرناکی باشند.

شب خوش ، سبزه

گیاهک ، شب خوش .

بیا ، این هم لیوان آب.

می خواهی چراغ را روشن بگذارم ؟

فردا صبح ،

سر میز صبحانه مینشینیم

گوشت و تخم مرغ مال من

نیتروژن مال تو .

سبزه ، دوستت دارم

<مثل>کسی که به زن و بچه نیاز دارد

نویسنده : : ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم