از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

...من میتونم قهرمان زندگی شما باشم...؟؟

دقت کردی بعضی ها بیشتر از اونکه بخوان مفید باشن و زندگی خوب و بهتر از دیروزی داشته باشن....دوست دارن بک قهرمان باشن...اونم در خیال خودشون...؟؟

خواهشا مفید بودن و خیر رسوندن به دیگران رو با قهرمان شون یکی نکنید...

مثلا یکی که همسرش رو از دست میده(مثلا در ٢٢ سالگی) و تا آخر عمر ....قهرمانانه تنها میمونه...و حتی با کسی دوست هم نمیشه....؟؟

نفع این کار به چه کسی میرسه....؟؟ تنها فایدش قهرمان بودن در خیال خودشون...ویا شاد چند نفر هم فکر خودش....قهرمانی بی منفعت....!!

نمیگم طرف تن به هر کاری بده....ولی اینم بده که داشتن ارتباط عاطفی(ازدواج یا دوستی) رو بعد از مرگ کسی گناه کبیره و خیانت به بشریت و ....بدونیم.

یادمه چند سال پیش همسر یک شهید معروف رو  در روزنامه ها حسابی مورد سرزنش و تقبیح قرار دادن...که چرا ازدواج کرده...!! مگه ازدواج بده..؟؟ گناه کبیرست یا مکروهه..؟؟

مگر حضرت علی بعد از فوت همسرش که دختر پیامبر هم بود ازدواج نکرد...؟؟ یا مثلا خود پیامبر بعد از فوت همسرش اولین بانوی اسلام(خدیجه)...البته این دوتا مثال آخر رو برای دوستانی آوردم که همه تحلیلهاشون ختم به مسائل دینی میشهچشمک

زندگی حق مسلمی است که خداوند به همه انسان ها داده و آزادی هم همراه آن است......پس چرا...و چه وقت این ارزش وارد فرهنگ و زندگی و یا حتی دین ما شده که کسی که همسر یا نامزد یا ....خودش رو از دست بدهد(حالا جدایی اجباری،اختیاری یا مرگ) ...خودش هم باید ادای مرده ها رو در بیاره......غم و اندوهی که هیچ دردی از کسی دوا نمیکنه....شاید فقط برای نوشتن چند سطری یا نقل خاطره ای و یا  ارضاء

 رو حیه قهرمانی در حداقل خود فرد....!!

پ ن:داستانی در وبلاگ "داستان" خوندم و این مطلب رو تحت تاثیرش نوشتم

نویسنده : : ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم