از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

دانش...بی اهمیت ترین پایه توسعه در ایران

چندی پیش بحث ایجاد ٢٠ درصد سهمیه برای دانشجویان متاهل در دوره کارشناسی ارشد مطرح شد...امروزخبردار شدم که این طرح امسال اجرا نمیشود....

نمیدونم الان چه احساسی از شنیدن این خبر دارید....ولی ابتدا کمی فکر کنید و بعد نظر خودتون و بگید.

وقتی آزمون و مصاحبه ای یکسان برای ورود به دانشگاه برگزار میشه منظور اینه که بهترین ها انتخاب بشن،با استعداد ترین و خلاق ترین ها...در شرایط برابر خودشون و محک بزنن و انتخاب بشن...نتیجه هم معلومه...بهترین ها برای مهم ترین پست ها و در نتیجه بازده و بهره وری بهتر و نرخ رشد بالاتر و در نهایت توسعه و پیشرفت...

حالا این وسط نهاد های مختلف و تصمیم گیر میخواهند برای نهادینه کردن فرهنگ ازدواج،روحیه ایثار،توزیع مجدد رفا در مناطق محروم و روستایی،تجلیل از مقام شامخ گروه ها و اشخاص خاص،احترام به فلان اداره و شرکت،ارائه خدمات به خواص و ....کاری انجام بدهند...خب این حق هر دولتی است...و در حوزه علوم سیاسی و خارج از بحث ما....ولی انجا به ما مربوط میشود که مثلا برای ترویج فرهنگ ازدواج...وام ازدواج را از ۴ میلیون(که دومیلیون تومان آن هم کالاست نه نقدی) به ۵٠ یا ۶٠ یا بیشتر افزایش نمیدهند.... مطئنم کسی هم کسی اعتراض خواهد کرد...؟؟؟!!

مشکل اینجاست که دولت و مسئولین محترم این امر را دلیلی برای تشویق ازدواج نمیبینند....و کار به جایی رسیده که سهمیه دانشگاه...آن هم در مرحله حساسی مثل کارشناسی ارشد از دید آقایان محرک ازدواج جوانان شده...چرا که هزینه آشکار(دیداری)کمتری به جامعه تحمیل میکند....!!

میدونین یعنی چی...؟؟ یعنی بی ارزش ترین و کم خرج ترین هدیه برای مسئولین به جوانان (حالا از هر صنفی و به هر دلیلی) واگذاری کرسی هایی که باید با دانش و توانایی کسب شود به کسانی که صلاحیت ندارند...و در طرف دیگر حذف کسانی که توانایی رسیدن به این درجات علمی رادارند.....!!!؟؟

واقعا فکر میکنید  برای رسیدن به این حرفهایی که من نوشتم چند ساعت تفکر لازمه...؟؟

پایه و اساس توسعه در همه کشورهای جهان دانش و تولید دانش است...بازده سرمایه گذاری در دانش در اکثر موارد حتی تا ۵ برابر میزان سرمایه گذاری اولیه است....این رقم کمی نیست.....رقم کمی نیست که مسئولین بخواهند با فروش ارزان آن...مثلا ازدواج یا هزاران نیاز دیگر را در جامعه مرتفع کنند....!!!!

همین حالا با خودتون فکر کنید:

من چقدر حق دارم از رفاه کسانی که بعد از من در این سرزمین حق زندگی دارند،خرج کنم.....؟؟

نویسنده : : ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم