از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

عشق هم پیدا میشه....

یه چند وقتیه ...به هر وبلاگی که سر میزنم  میبینم نوشته....

عشق کجایی...همه بد شدن...عشفی وجود نداره...همه دروغ میگن...احساس پاک کجاست...دلم گرفته...تنهام....دلم رو شکستن....و.....

هی....چی شده...یعنی "عشق" وجود نداره.....نکنه داره منقرض میشه.... متفکر

میگم اگه از بین بره...چه کنیم....فکر میکنید چه اتفاقی بیفته...؟؟؟؟

چقدر عشق در روز لازمه....؟ چقدر درماه....؟چقدر در سال......؟؟ در طول زندگی چقدر باید عشق ورزید و عشق گرفت و عاشق شد......؟؟

حلاصه هر کسی یک تصوری و تحلیلی رو داره و بر اساس نیازها و توانایی ها و شخصیت خودش وارد این وادی میشه و تفکرات و احساسش رو شکل میده.....

ولی یه چیزی به نظرم رسیده...به یه چیزی رسیدم.....نمیدونم...میشه بهش گفت نتیجه...و جواب این همه سر در گمی و تحلیلهای مختلف و .....

بگم:.......خب ...بخونش:

"عشق وجود داره....جریان داره...و در وجود همه  به مقادیر مختلفی پیدا میشه.....ولی زمینه بروز و ادامه دانش به شدت محدود شده....به عبارتی عشق هست..ولی زمونه زمونه عشق ورزی و عاشق موندن نیست(توجه کنید شدن نه موندن)...چراییش مفصله....ولی مطمئن باشین عشق وجود داره...."

پ ن ١: عشق هایی که در این دوران متولد بشوند خیلی خیلی هم بهتر از قبل تر ها خواهند بود.....

پ ن٢:مطمئن باشید هر کسی در زندگی حد اقل یک بار طئم عشق رو خواهد چشید...ولی ادامه داشتن یا نداشتنش....غیر از خواست خودش به شرایط دیگیری هم نیاز دارهچشمک

پ ن3:قبول دارین چشیدن کوتاه مدت طعم عشق خیلی بهتر و خاطره انگیز تر از یک عشق طولانیه .....(آخه اکثر عشقهای طولانی بعد از مدتی تنها اسم عشق رو یدک میکشن)....!!

پ ن٣:شعر خوبیه امرزو تو ایمیل هام دیدمش:

شعری از پابلو نرودا
با ترجمه ی زنده یاد احمد شاملو


به آرامی آغاز به مردن می‌کنی  
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

 اگر از شور حرارت
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند ،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی 
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی،

آن را عوض نکنی ،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی

 تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن

 

نویسنده : : ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم