از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

بدون اکسیژن.....

وان رو پر از آب کن.....

چشمات رو ببند.....

یه هو سرت رو بکن تو آب......

یا وقتی تو استخری......یه هو برو زیر آب.......

فکر کن این خلائ که توشی...چند ساعت ادامه داشته باشه.....

تمرکز محض....

فقط داری به اکسیژن فکر میکنی.....

یک صفحه کاغذ سفید......

حرکت خون توی مویرگهات.

....اکسیژن.....اکسیژن....

و دوباره همه چیز شروع میشه.......

....اه.... کاش میشد بدون این نیاز لعنتی....زندگی کرد

نویسنده : : ۳:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم