از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

همایون آواز...

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست
روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری
مکن که مظلمه خلق را جزایی هست
توانگران را عیبی نباشد ار وقتی
نظر کنند که در کوی ما گدایی هست
به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز
ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست


کسی نماند که بر درد من نبخشاید
کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست
هزار نوبت اگر خاطرم بشورانی
از این طرف که منم همچنان صفایی هست
به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت
هنوز جهل مصور که کیمیایی هست


به کام دل نرسیدیم و جان به حلق رسید
و گر به کام رسد همچنان رجایی هست
به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست
که در جهان بجز از کوی دوست جایی هست

 

بشنوید:

http://www.4shared.com/file/118097837/174637ba/saz_va_avaz_hnbpersianblogir_.html

پ ن ١: این قطعه از آلبوم" نقش خیال" انتخاب شده.کاری از آقای قمصری(١٣۶١) که قرار بود  با گروه حصار و همایون عزیز در آذربایجان اجرایی داشته باشند...به دلایلی که قبلا اشاره شد مسئولین مانع اجرای این کنسرت شدند....

پ ن٢: در این آواز از گیتار.ویلنسل.کمانچه.دودوک.کلارینت و عود به شکلی ماهرانه استفاده شده و آوازی رویایی با تلفیقی از موسیقی اسپانیا و ایران خلق شده است 

نویسنده : : ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم