از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند.....

دوستان عزیز این آخرین نوشته من در سال ١٣٨٨ است....

امیدوارم سالی پر از طراوت و صلح و شادی باشه برای مردمی که لیاقتش رو دارند...

سالی پر از نغمه های شاد و امیدوار کننده ،برای دلهایی که احساسش رو دارند...

سرشار از محبت و همدلی برای هموطنهای عزیزم که  ارزشش رو دارند....

نوروز مبارک باد

 

سبز و بهاری باشید

 

 

عیدی من به شما،یک تصنیف زیبا با صدای استاد  محمد رضاشجریان و همایون عزیز (در دستگاه راست پنجگاه ) و شعر زیبایی از استاد شفیعی کدکنی:

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

بیداری ستاره در چشم جویباران

 آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل

لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران

 بازا که در هوایت خاموشی جنونم

فریاد ها برانگیخت از سنگ کوه ساران

 ای جویبار جاری ! زین سایه برگ مگریز

کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران

 گفتی : به روزگاران مهری نشسته گفتم

بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

 بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز

زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران

 پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زین گونه یادگاران

 

وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران

 بشنوید

http://www.box.net/shared/y8g212y9m9#BoosehayBaran-shajarian(kiaeeb

 

نویسنده : : ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم