از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

طهران. تهران

"طهران تهران"  ساخته داریوش مهرجوی(١٣١٨)اپیزود اول و مهدی کرم پور(١٣۵۵)کارگردان اپیزود دوم

در مجموع فیلم خوبی بود....همین که هنر استاد رو دوباره روی پرده سینما دیدیم..خودش عیدی خوبی بود....

حس خوبی داشتم در مورد فکر که پشت این دو اپیزود بود....

در اولین قسمت"تهران روزهای آشنایی" آدمهایی از نسل گذشته رو میبینیم(ساکن سرای سالمندان)...که هنوز دارن از زندگی لذت میبرن...هنوز عاشق و هنوز امیدوار....آنقدر امیدوار که حوس میکنی بعد از فیلم بزنی بیرون و بری تهران رو دوباره دقیق تر و مشتاقانه تر ببینی....آره درسته همین تهران کثیف و پردود و شلوغ و ....

خانوادهای که وقتی با ریزش سقف خونشون از اون طبقه اجتماعی خودشون جدا میشن(به طور کاملا اتفاقی)....و زندگی رو جور دیگه ای تجربه میکنن...البته مایه اولیه همراهی با اون گروه جدید رو دان....که همون عشق باشه.....خلاصه اپیزود اول سراسر عشقه و امید...اونقدر این حضور عشق پر رنگه که فرقی بین دارا و ندار نیست...

اما اپیزود دوم....حکایت نسل ماست....کسانی که نمیتونن از زندگی لذت ببرن....حالا هرکسی دلیل خودش رو داره....ولی انگار مجبوری به زور قبول کنی که فرزندی هستی نامشروع....فرزند نامشروعی که باید مشروعیت پیدا کنه.....

شاید بتونم خوب درکشون.....

گروه جوانی که بعد از مدتها شب اجرا بهشون خبر میرسه که -کنسرت لغو شد*- و نا امیدی و نفرتی که از این هنجار ها و حتی فرهنگ غلط در دل هم نسلان ما وجود داره.....و اون ترانه زیبای پایانی....

*:یادتونه همین قبل از عید بود که کنسرت همایون شجریان به علت شرکت دو نوازنده زن در گروه لغو شد...!!

پ ن١:بازی ها در اپیزود دوم یه کم ضعیف بود....به خصوص رضا یزدانی (خواننده)

پ ن٢:حتما ببینید...و خودتون قضاوت کنید

نویسنده : : ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم