از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

مو که از پاکی دلم.چی آسمونه....

دیشب بعد از تموم کردن کلاس موسیقی....منزل برادرم رفته بودم که گفت:

استاد عطا جنگوک (1327-01/02/1389)از دنیا رفت...خیلی ناراحت شدم.....انسانی بی ادعا و واقعا هنرمند...که نغمه تار و سه تارش منحصر به فرد بود.....و درک و شناختش از موسیقی اصیل و موسیقی محلی بسیار بالا.....همین چند روز پیش در مطلبی که برای استاد علی اکبر شکارچی نوشتم......نام استاد جنگوک رو هم آوردم و نغمه ای از ایشان رو هم گذاشته بودم....

با برادر بزرگم دوستی قدیمی داشتند و همیشه از سازهای ساخته برادرم تعریف میکردن و مینواختند.....یادش گرامی...

شروع کردم به چند تا از دوستان SMS دادم...و به وحید طارمی (سرپرست گروه خوان هشتم) تسلیت گفتم که  از شاگردان استاد بودن و  روزها و لحظات آخر همراه استاد...

یاد بچگی هام افتادم....آلبوم "مال کنون"(کوچ عشایر)..که در دهه شصت یکی از آثار پر طرفدار موسیقی محلی(بختیاری) بود با صدای جاودانه"علاالدین"(مسعود بختیاری1319-1385)...در اون سالهلی قحطی موسیقی غنیمتی بود...با اینکه چیزی نمیفهمیدم از لهجه بختیاری ...ولی زیاد میشنیدیم این اثر زیبا رو...

چشم به راه با صدای شهرام ناظری....

نسل قبلی هنرمندان....دارن میرن....و باید نسل جدید جای اونها رو پر کنه....بهتر و پر بار تر....

بشنوید:

چهار مضراب سه تار و ارکستر(آلبوم چشم به راه)

http://www.mediafire.com/?nyzjjt0yfzq

مارال

http://www.mediafire.com/?qcwmqnnmm3n

تصنیف چشم به راه با صدای شهرام ناظری

http://www.mediafire.com/?dyqzmmmbitn

آلبوم کامل"مال کنون"

http://www.mediafire.com/?ymftrzi2m2c

بویر احمدی(نوای تار استاد عطا جنگوک)

http://www.4shared.com/file/106591408/4cfd3520/Janguk.html

 

ترانه ای از آلبوم مال کنون:(به زبان بختیاری)

مو که از پاکی دلم چی آسمونه
ندونم سی چه چینو  وام سرگرونه

سر به صحرا بنم از بی‌همزبونی
سخته تهنا مندن و درد زمونه
تهنا با درد زمونه

دل‌گرونیم همه جا به هر دیاره
ار کویر سادیه، ار لاله‌زاره
هر چی او رو ندی به آسمونم
دشت جونم تشنه و بی‌ چشمه‌ساره
دی پاییزم بی ‌باهاره

مو که از پاکی دلم چی آسمونه
ندونم سی چه چینو وام سرگرونه

سر به صحرا بنم از بی‌همزبونی
سخته تهنا مندن و درد زمونه
تهنا با درد زمونه

ترجمه:

من که از پاکی دلم مانند آسمان است
نمیدانم  برای چه او اینچنین  با من سرگران است

سر به صحرا میگذارم از بی‌همزبانی
سخت است تنها ماندن و درد زمانه
تنها با درد زمانه

دل‌گرانیم همه جا، به هر دیار است
اگر کویر برهوت، اگر لاله‌زار است
هر چه آب را ندهی به آسمانم
دشت جانم تشنه و بی چشمه‌سار است
دیگر پاییزم بی بهار است

روحش شاد و یادش جاودان

نویسنده : : ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم