از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

کسی منو صدا زد.....؟

بعضی وقتا لذت میبریم از اینکه دیگران تاییدمون کنن......چه حس خوبیه...فلانی(که حالا هر کسی میتونه باشه)...منو دید و گفت....آفرین عجب پسر خوبی....و حسابی هم ذوق زده میشیماز خود راضی.....حالا اصلا خودمون دوست داشتیم...چی میشدیم و چی شدیمو...داریم چی میشیم هم اصلا مهم نیست.....

بعضی وقتا ممکنه انقدر غرق در این آفرین ها و تحسین ها بشیم که......ای بابا...من کی ایم...؟؟ آره دیگه....همونی هستی که همه میخوان باشی....چشمک

یه پسر مودب ،خوب،چشم و دل پاک و سر به زیر...که هرچی بزرگتر ها بگن....میگه چشم(فکرش رو بکن مثلا بزرگترت یه چیزی تو مایه های پیش نماز محله ما باشه...خنده)

اگه تو آیینه یه کم به خودت نگاه کنی...و چند تا شکلک...در بیاری...و خودت رو کاریکاتور بکنی....شاید بفهمی در واقع قرار بوده چی بشی...و حالا چی هستی....نیشخند

به ضرس قاطع میگم... این آزمایش جواب میده.....امتحان کن...! چشمک 

پ ن1:اصلا فکر نکنید کاریکاتور،یا مثلا شکلک در آوردن چیز بدیه....اصلا منظورم این نیست.....موقعیتی که توش قرار داری رو باید یه جوری زیر سئوال ببری تا بشه کاری کرد.

پ ن2:اگه همه بچه های خوب...فاکتور های لازم رو به دست بیارن....حتما رشد جمعیت چندین برابر میشه....نه؟؟نیشخند

نویسنده : : ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم