از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

کین باقی عمر را بها پیدا نیست....

مائیم و می ومطرب و این کنج خراب 

 جان و دل و جام و جامه در رهن شراب

 فارغ ز امید  و رحمت و بیم عذاب    

 آزاد زخاک و باد و از آتش و آب

*********

امروز ترا دسترس فردا نیست 

و اندیشه فردات به جز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست

کین باقی عمر را بها پیدا نیست

**********

تا چند اسیر عقل هر روزه شویم

در دهر چه صد ساله چه یک روزه شویم

در ده تو بکاسه می از آن پیش که ما

در کار گه کوزه گران کوزه شویم

*********

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن

فردا که نیامدست فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

********

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

نتوان به امید شک همه عمر نشست

هان تا ننهیم جام می از کف دست

در بی خبری مرد چه هوشیار و چه مست

*******

ساقی گل وسبزه بس طربناک شدست

دریاب که هفته دگر  خاک شدست

می نوش و کلی بچین تا در نگری

گل خاک شدست و سبزه خاشاک شدست

********

نمیدونم وقتی خیام  حرف میزنه...حالم بهتر میشه...یا......

به سرعت داره پیش میره.....گذشته ای که دیگه نیست...آینده ای که......

.....امشب،شب معاشقه ست......با ساز و نوا......خشک سیم و خشک چوب و خشک پوست.........وقتی حرفای خیام تو گوشته....سازت صدای اونو  میده.....

بشنوید: آلبوم رباعیات خیام-باصدای احمد شاملو و  استاد محمد رضا شجریان

http://rapidshare.com/files/127649050/Robaeeiat_e_Khayaam.zip

  

نویسنده : : ٢:٢٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم