از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

صبح جمعه رو چه کنم.....؟؟!!

یه تئوری دارم که تا حالا فقط خودم قبولش کردم....؟؟

میگم ما که تقریبا نصف عمرمون رو خواب تشریف داریم....خب...پس تا میتونیم باید کمترش کنیم....ای بابا...عمرمون رو نمیگم که...خواب رو میگم....چشمک

فکر میکنم 5 تا 6 ساعت خواب در شبانه روز کافیه(البته برای این سن )...بیشتر از اون به نظرم خوش خوابیه..

بعضی از دوستان که تفریحشون شده خواب....میگه....اخ جمعه برسه....تا لنگ ظهر بخوابم.....!! چنان حرف میزنه که فکر میکنی در کنار معشوقش خوابیده...خنده

عیبی نداره.....جانم....لذت ببر....همینه دیگه باید از زندگی لذت برد...حالا چه توی خواب چه بیداری....فرقی نداره که.....وای آدمی مثل من که سال به سال خواب نمیبینم و اگر هم ببینم همون صبح یادم رفته...بهتره که کم تر بخوابم و البته تولید انگیزه هایی هم برای نخوابیدن....

مثلا....فکر کنید که جمعه صبح رو چه جوری بگذرونیم که به زود از خواب بیدار شدنش بی ارزه...!!؟؟متفکر

میشه با یک صبحونه خوب....و اصیل شروع کرد....نون محلی، گردو پنیر،کره،مربا و ...

یا مثلا یه کاسه حلیم.....با کنجد و شکر...خوشمزه

فکر کنم نیمرو هم پیشنهاد بدی نباشه...در دو نوع:

1- نیمرو تمیز                                            2-نیمرو کثیف با مقداری سس گوجه

چای هم که پایه همه مناسبات و مجالس شادی  و عزا و البته صبحانه هاست..

راستی یه پیشنها خوب و عالی....

با دوستان(البته از نوع خوش اشتهاش) برید یه جای که بشه دو سه تا درخت دید و صدای آبی هم شنید....خب..حالا میتونید یک صبحانه منحصر ب فرد بخورید...

کله پاچه....نیشخند...خانوما میتونن یه کیلیپس یا گل سر یا گیره طناب رخت هم بزنن به دماغشون....

تازه برگشتن هم میتونید از اینها بخورید

خب...حالا.... واقعا با این همه تنوع و هیجان...اون هم فقط در صبحونه....آدم میتونه تا لنگ ظهر بگیره بخوابه....؟؟

پ ن 1: یه دوستی دارم...که میتونه همه این پیشنهاد ها رو در یک صبح جمعه بخوره(نامش هم در  دفتر مدیریت وبلاگ محفوظهنیشخند)

پ ن2:در  مورد نهار روز جمعه هیچ ایده ای ندارم

نویسنده : : ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم