از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

زیر گنبد کبود.....

خاطرات تصویریم رو تو این سه ماه گذشته مرور میکردم......

یه کم آشفته بازار شده....ولی دیدنش بد نیست....!!

امام زاده ای در روستان لالان(اسفند٨٨)

بازار گل(اواخر اسفند ٨٨)

فروشندگان کود حیوانی در خیابانهای پایتخت(قبل از سال تحویل)

سیزده به در

پارک پردیسان(اواخر فروردین)

فشم(حسابی بارون میومد...و چه سازی زدیم اون روز ..و چه آشی خوردیم....)

کنسرت همایون شجریان و گروه حصار-تالار اندیشه...(درحالی که داشتم از بدست آوردن بلیط نا امید میشدم)

حیاط دانشکده بعد از تعطیلان نوروز

بستنی دلقکی-کافه کاغذ(خیابان ولی عصر)

نرسیده به بابلسر جشنواره هنرمندان خود آموخته

روستای "در یکنده"منزل زیبا و بی نظیر بانوی هنرمند "مرحومه مکرمه قنبری"

یک غروب زیبا در کنار ساحل خزر

دارآباد(خرداد٨٩)

کافه ری...میدان ونک(خرداد ٨٩)

همین جمعه....گیلاسهای زیبا-ارتفاعات تهران

ظهرهای داغ و خیابونای تهرون.....

پ ن: بعضی وقتا حرف آدم رو نمی فهمی...بعضی وقتا بد میشی.....تحویل نمیگیری....طاقچه بالا می زاری......ولی با همه این حرفا دوست دارم...زندگی رو میگم هاچشمک

پ ن:امروز یکی دیگه از دوستای قدیمی کارهاش ردیف شد...برای رفتن....ادامه تحصیل و خیلی چیزای دیگه.....

پ ن:دلمان حسابی یک همنوازی می خواهد...اونم فقط ترانه های دوره قاجار....با یک نوازنده تنبک خوش ذوق

پ ن:امیدواریم به فردا....به شدت....نیشخند

نویسنده : : ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم