از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

غافل مباش ار عاقلی دریاب اگر صاحب دلی...

دیشب  خونه دوستان بودم بعد از چند ساعت کار روی پایان نامه...رفتم خونه.....دیر وقت بود....ولی...!!

وقتی باید نواخت...کاریش نمیشه کرد......

دیشب.....سعدی هم با یک غزل ناب...همراهی میکرد......

برخیز تا یکسو نهیم این دلق ازرق فام را
بر باد قشلاقی دهیم این شرک تقوا نام را

هر ساعت از نو قبله ای با بت پرستی می رود
توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را

..........

کمانچه رو برداشتم....رفتم تو اتاقم......صدای این ساز رو فقط خودم میتونم تحمل کنم...حسابی خارج (فالش )میزنم......به انگشتام نگاه میکردم که دنبال

فاصله ها میگشت....از حرکتشون روی دسته ساز حس خوبی داشتم......

بر خیز تا یک سو نهیم این دلق ارزق فام را.....

بر باد قشلاقی دهیم.......

حال و هوای دستگاه همایون بود و گوشه بیدا و آواز اصفهان....

این کمانچه ما هم که (ریز کوک نداره-تاندول) نداره وحسابی کوک خالی میکرد....

فالش نوازی کردیم ...تاریخی و به یاد ماندنی.....و خدا رو شکر که شاهدی بر این ماجرا نبود.....

اصلا بعضی وقتا دوست داری تو خلوت ساز بزنی.....و هیچ کسی هم صداش رو نشنوه..

کمانچه وقتی دست یک نوازنده خوب باشه.....میتونه ساعت ها دلبری کنه و تو رو محو خودش کنه.....

بشنوید:

آواز استاد شجریان و کمانچه کیهان کلهر(ره میخانه و مسجد کدام است)

http://www.homayounfans.com/weblog/posts/043/audio/rah-e-meykhaneh.wma

تکنوازی کمانچه استاد مهدی آذر سینا(آواز اصفهان)

http://www.4shared.com/file/118544789/a2be7ea7/esfahan.htm

l

نویسنده : : ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم