از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

جشنواره

وقتی موسیقی رو شروع کردم دو تا آرزو داشتم....اول نواختن تصنیف زیبای "شیدای" ساخته استاد عزیز شادروان پرویز مشکاتیان و دومی هم  شرکت در جشنواره موسیقی فجر (گرچه در حال حاضر دیگه علاقه ای به این جشنواره ندارم)....

 سال ١٣٨۶در بخش رقابتی جشنواره بیست و سوم فجر با گروه" نوای مخالف" شرکت کردیم استاد کیوان ساکت هم از اعضای هیات داوران بودند به همراه خانم ارفع اطرایی-استاد حسن ناهید-استاد هوشنگ ظریف و استاد داوود گنجه ای...

خیلی برام سخت بود که جلوی استاد کیوان ساکت بنوازم...اونم تار(من توی اون اجرا بنا به دلایلی بم تار* میزدم)...ساز تخصصی ایشون.....من روی پرده سل رو یک علامت کوچیک گذاشته بودم که حواسم پرت نشه....و همش مواظب بودم که طوری بنشینم که کسی متوجه نشه و امتیاز منفی برامون در نظر نگیرن...انتهای کار که باید میرفتیم و جلوی صحنه تعظیم میکردیم..با دستم محکم وسط دسته تار رو گرفته بودم و قلبم به شدت میزد که نکنه کسی علامت روی دسته رو ببینهنیشخند

اجرای خیلی خوبی داشتیم(فیلمش هم موجوده)و همه بچه ها راضی بودن..."مسعود نجفی" نوازنده سنتور و سر پرست گروه...به زیبایی آواز رو اجرا کرد و همه حضار رو به وجدآورد(در پایان هم بهترین نوازنده جشنواره شد)...آواز برادرم هم بسیار هنرمندانه اجرا شد (ایشون هم به عنوان بهترین خواننده انتخاب شدند)....برای گروه تازه شکل گرفته نوای مخالف که تمام قطعات رو هم از ساخته های سرپرست گروه انتخاب کرده بودند ...کار مهم و بزرگی بود.....بعد از اجرا فقط منتظر اعلام نتایج بودیم و مطمئن بودیم که موفق میشیم...

استاد ساکت بعد از اتمام اجرا پیش بچه های گروه آمدند و ساعتی رو کنار ما بودن و چندین نکته بسیار مهم در مورد گروه نوازی به ما گفتند...چقدر ما رو دلداری دادند و گفتند که کار گروهی را جدی بگیرید و ادامه بدین...من در اون اجرا بم تار میزدم(اولین و آخرین بارم بود)...و ایشون به من گفتن:

 شما برادر خواننده هستین..آفرین...خب: شما ساز اصلیت تار ؟ و من گفتم نه استاد...سنتور میزنم....گفتن :خوبه....بیشتر کار کن......و من حسابی آب شدم رفتن تو زمینزبان

ایشون در مورد تار اعتقادات و خاصی دارند و روشی کاملا متفاوت نسبت به سایر اساتید دارند.....

یادمه چهار سال پیش در همین جشنواره فجر بعد از اجرای کنسرت گروه وزیری(به سرپرستی کیوان ساکت) ...بعد از مدتها انتظار دم درب سالن فرهنگ به همراه خواهرم...با استاد صحبت کردیم... کنار اتومبیلشون ایستادید و چقدر گلایه کردند از وضعیت بد سالن و بی احترامی های مسئولان.......

و حالا دقیقا ما باید همین ها رو میگفتیم.........هیچ چیزی تغییر نکرده بود...

امسال برای جشنواره فجر از تعدادی از اساتید برای داوری دعوت شر از جمله کیوان ساکت...که ایشون عنوان کردند که دیگه در جشنواره فجر حاظر نمیشوند....

جشنواره فجر دیگه رفت جزء خاطراتم....اون آرزوهایی که باید بهش میرسیدیم...و رسیدیم....و به دلایلی که خیلی از دوستان میدونن دیگه دوست نداریم این رویای شیرین تکرار بشه....نه ما...نه هیات داران....نه هنر دستانی که همیشه باید تو سف بلیط باشن...بلیط های جشنواره هم مثل نقل و نبات تو اداره های دولتی خیرات بشه......

یادمه روز اختتامیه....با اینکه دعوت نامه داشتیم...نمی تونستیم بریم تو.....البته این مسئله هر سال بود...ولی فکر نمیکردم یک روز با دعوت نامه هم تو تالار وحدت راهمون ندن...خلاصه اواسط مراسم رسیدیم تو سالن..اونم با هزار تا زحمت....ولی امسال کسی برای رفتن به جشنواره یرو دست نمی شکست....چرا که نه استاد مردمی در جمع بود...و نه گروههایی که برای مردمشون مینوازند و تملق گوی کسی نیستن.....مثل جشنواره فیلم....تاتر.....

امیدوارم بازم روزی برسه که با عشق و علاقه این جشنواره ها برگزار بشن ....به زودی.

 

 

 سالن رودکی4/10/1386 بیست وسومین جشنوراه موسیقی فجر

* بم تار: در حقیقت همون تار است که سیمهای بم تری به جای سیمهای آن نصب میکنند تا صدای بم تری هم بدهد مثل تار با زخمه نواخته میشود و  بیشتر در ارکستر استفاده میشود..معمولا به صورت تک نواخته نمی شود و  ترکیب صدای آن با گروه زیبایی کار را بیشتر میکند

پ ن:دیشب کلیپ زیبایی از اجرای استاد کیوان ساکت (١٣۴٠)دیدم...نام این اثر" برگ و باد" است که در روستای ابیانه تصویر بردای شده و کلیپ زیبایست که توصیه میکنم حتما ببینید...

رقص انگشتان کیوان ساکت بر دسته ساز دیدنیست...به خصوص جایی که ارکستر سکوت میکند و پاساژ بسیار زیبا و سرعتی را مینوازند......

 ببینید:http://musiceiranian.ir/download/video/8901/saket.wmv  

 

نویسنده : : ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم