از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

من میخوام تا آخر دنیا تماشات بکنم.....

درست در لحظه ای شروع میشه که انتظارش رو داری.....

همیشه وقتی بهش فکر میکنی اتفاق می افته..............

یک تردید کوچیک میتونه سرنوشتت رو تغییر بده......آخ که چقدر باحاله این تغییرات میلیمتری که هدف رو کیلومترها جا به جا میکنه......

عاشق همین نظر بازیهاتم ......هر چند که مطمئنم هیچوقت نمی بینمت.....

این جا همه منتظرن......ولی میشه با کمی انتظار بهش رسید....

اینجا همه پر از کینه اند.....ولی میشه با عشق بهش رسید......

خیلی ها فلسفه بافی میکنن.......ولی با حس کردن میشه به یقین رسید.....

یه وقتای سازت رو از تو جعبه که در میاری ..... یک تک مضراب میزنی میبینی کوکه، کوکه.....آخ که چه لذت داره.........لعنتی...

فکر میکنی اگه ساعت ها هم مینشستی و کوکش میکردی...به این میزونی نمیشد.....چشماتو میبندی و ......٢۴ تا نت رو پشت سر هم میزنی......

بعدش یه نفس عمیق......و منتظر میشی تا طنین نت ها خاموش بشه.......

....حالا تو..... خوشبخت ترین آدم روی زمینی......

پ ن:امروز شنیدم استاد محمد نوری تو بیمارستانه و ....حالش زیاد خوب نیست....

مرگ و زندگی دست ما نیست......ولی دعا کنید که آرامش داشته باشه و کمتر درد بکشه.....به خاطر همه آرامشی که همیشه با صدای بی نظیرش به دلهامون هدیه میکرد....

بشنوید: شالیزار- استاد محمد نوریhttp://www.4shared.com/audio/p_5QjDko/06_Shalizar.html

  من می خوام تا آخر دنیا تماشات بکنم
اگه زندگی بـــــــــرام،چشم تماشــــــا بذاره 

بی تو دنیا نمی ارزه،تو با من باش و بذار
همه ی دنیا من و،همیشــــــه تنهــــــــا بذاره

نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله،ما رو تو خواب جا بذاره.....

نویسنده : : ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم