از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

ساز او باران....سرودش باد

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست،
با سکوت پاک غمناکش.

ساز او باران‌، سرودش باد
جامه‌اش شولای عریانی‌ست
ور جز اینش جامه‌ای باید،
بافته بس شعلة زر تار پودش باد

گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی‌خواهد،
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست

گر ز چشمش پرتوِ گرمی نمی‌تابد،
ور به رویش برگِ لبخندی نمی‌روید؛
باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه‌های سر به گردون‌سایِ اینک خفته در تابوت پست خاک می‌گویدباغ بی‌برگی
خنده‌‌اش خونی است اشک‌آمیز
جاودان بر اسبِ یال‌‌افشانِ زردش می‌چمد در آن
پادشاه فصل‌ها، پاییز.

(مهدی اخوان ثالث)

بشنوید:

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://lahzeyedidar.persiangig.com/audio/gavan.wma

آواز باغ "بی برگی" به همراه تصنیف "به کجا چنین شتابان"

آواز:شهرام ناظری-سنتور:شادروان پرویز مشکاتیان-قیچک باس:سیامک آقایی

اجرای زنده گروه عارف در دیماه ١٣٨٣

پ ن: یکی از زیبا ترین آواز هایی بود که گروه عارف اجرا کردند فقط مقداری صدای شهرام ناظری به علت کسالت افت کرده بود.... پرویز مشکاتیان با مضراب بی همتایش شبی فراموش نشدنی را به یادگار گذاشت...روحش شاد

پ ن: تقدیم به دوست هنرمند و بزرگوارم "لولی بربط زن" همراه همیشگی همه کنسرتها
 

نویسنده : : ٩:۳٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ تیر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم