از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

زیر سیگاری....

یکی از عصرهای گرم مرداد ....تو سر و صدای ماشینهای پردود و کثیف......

تمام سنگفرشای خیابان ولی عصر رو میشماره و وقتی رسید به در کافه....به ساعتش نگاه کرد....

میز کنار پنجره....

 انبوه جمعیت بی کار و  اکثرا دانشجو رو میشه از اون بالا دید که تو صف بلیط تاتر ایستادن.....

چه خوبه که تو این کافه کسی سیگار نمیکشه.......

وقتی تنهاست میتونه کفش و جورابش رو در بیاره و  پاهاش رو دراز کنه...بزاره رو صندلی رو به رویی و یک گفتمان داشته باشه با انگشت شصت پاش ...... ..

مطمئن بود که امروز مطمئن تر هم میشه.......

از بیرون صدای دعوای چند نفر میاد.......یک لحظه دوربین رو تو دستش فشار  داد.....بعد....ولش میکنه....این سوژه ها تواین مملکت زیاده....این نشد یکی دیگه....

واقعا چه خوبه که تو این کافه کسی سیگار نمیکشه......

امروز هم باید یه سر بری سفارت.........

پ ن: میدونی موسیقی این روزها چیه؟......دوئت "فاگوت و کنتر باس"

نویسنده : : ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم