از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

دریای بی پایان....

اوایل که موسیقی رو شروع کرده بودم......فکر میکردم بلاخره یک روز میتونم انتهای مسیر رو ببینم......فکر میکردم دیگه تا کی آهنگ سازها میتونن آهنگ جدید بسازن و ......

یادمه یک جا خوندم که کسی از شادروان" استاد فرامرز پایور" پرسیده بودن که انتهای موسیقی کجاست؟

ایشون فرمودند:" که موسیقی مثل یک دریای بی پایان است...و بنده این همه سال کار کردم هنوز قطره ای از این دریا هم نشده است...."

مفهوم عمیقی که در گفته های استاد بود رو من ذره ذره درک میکردم و میکنم....همین طور که پیش میره......جلوه هایی نمایان میشه که هرکدومش فقط دریست رو به دنیایی جدید.....در مورد سایر هنرها هم حتما چنین چیزی وجود داره.....

مدتیه برای تنوع و آشنایی بیشتر با سایر سلیقه های موسیقی...آموزش" گیتار" رو نزد یکی از دوستانم شروع کردم.....فضایی کاملا متفاوت و البته دوست داشتنی از آکورد ها و گام های موسیقی به اصطلاح غربی.....با اینکه وقت تمرین خیلی کم دارم.....ولی همین تمرین ها و فراگیری های مختصر....دریچه های جدیدی رو در ذهنم باز میکنه.....جلوه ای از اون دریای بی پایان.....

یه کم یاد گیری برام سخت تر شده(اون قسمتی که به تمرین مربوط میشه) تو دوره راهنمایی یادمه بعضی روزا تا ۶-٧ ساعت هم ساز میزدم...ولی حالا...خیلی سخته که بتونم ٢ ساعت تمرین کنم......نواختن  میشه.....ولی تمرین انفرادی حوصله بیشتری میخواد....

 دریا بی پایان است و ما هم مشتاق دریافتن بیشتر از این دریا....دریایی که مثل همه دریا ها....می تونه تو رو تو خودش غرق کنه.....و هر جا رو که نگاه کنی...فقط دریا رو ببینی......

بشنوید: قطعه دریا- تکنوازی سنتور از اردوان کامکارhttp://www.mediafire.com/?tjuzi3dyjtn

 

نویسنده : : ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم