از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

تکرار نشدی.....

اروز یک پیامک داشتم با این عنوان:

"امروز ٨٩/٧/۶ است و این اعداد به این ترتیب تا ١٠٠سال دیگر تکرار نمیشوند.قدر لحظات زندگی تون رو بدونید"

به چیزای تکرار نشدی که تو زندگیم اتفاق افتاده بود فکر میکردم.....چیزایی که شاید خیلی هاشون رو هنوز باور نکرده باشیم......

تلخ و شیرین....سخت و آسون....

شبی که قرار بود فرداش برای اولین بار برم مدرسه...و تا صبح بیدار بودم....

حس بدی که از اولین نمره"تک" بهم دست داده بود.....

بعد از ١٠ دقیقه نفس گیر بلاخره فینالیست شدم....

یکی ازشبهای تابستون توی هنرستان موسیقی.......

روزهایی که آنقدر زیر بارون قدم میزدی  و خیس میشدی که هیچ تاکسی حاضر نبود سوارت کنه...

اولین بار که با خودم گفتم...خوب:پس عشق یعنی این.

لحظه ای که قبل از اجرا... گفتن...الان رو آنتن شبکه .........

ده دقیقه قبل از کنسرت مرداد ماه  ١٣٨٨.....

غروب  هفدهم اسفند ماه....

و خیلی لحظات دیگه......دوست ندارم هیچکدوم رو فراموش کنم....اینها تکرار نشدنی هستن....یا من قدرت تکرارکردن بعضی هاشون رو ندارم.

 

پ ن١:دلخور نباش....زندگی همینه...تو اون چیزی که فکر میکنی نیستی....منم اونی نیستم که میخوام باشم.....

پ ن٢:خیلی بیشتر از اونچه ما فکر می کنیم....دیگران هم حق زندگی کردن و عاشق شدن و عاشق موندن دارن.....اینو به خودم میگم...به خود...خودم.  

دریاچه"اوان"در نزدیکی قزوین

نویسنده : : ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم