از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

.....

هیچ چیزی بهتر از اون نگاه نبود.....

قبل از اینکه مضراب سیم رو لمس کنه.....

همه منتظر بودیم  که بشنویم ......

و من برای ادامه داشتن اون نگاه.........سکوت رو ادامه میدادم ........

پ ن: بارون دیشب حسابی شهر رو تمیز کرد....

نویسنده : : ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم