از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

یاد یار مهربان آید همی.....

بانو مرضیه...خواننده پر آوازه ....تنهای کسی که افتخار همخوانی با استاد غلامحسین بنان را داشت....دیشب از دنیا رفت....ما ماندیم  و  یادگارهایی بسیار زیبا از هنرش که همیشه جاودان خواهد بود .

از دوران کودکی صدای ایشان را میشنیدم و با آن بزرگ شدم....ترانه های زیبا و آوازهایی دلنشین.....

تصنیف های زیبا باارکستر گلها و تنظیم های زیبای اساتید روح الله خالقی،همایون خرم، علی تجویدی و ....

صدای  پر قدرت و دانشین بانو مرضیه به همراه شناخت خوبشان از ردیف موسیقی ایرانی  مجموعه ای بی نظیر از هنر ایشان را ارائه میکرد که همیشه شنیدنیست...و تا اواخر عمرشان هم به خوبی از عهده اجرا بر می آمدند و فعال بودند.

روحش شاد و یادش گرامی...به امید روزی که بانوان عزیز کشورم آزادانه در راه هنر گام برداند.....

بشنوید تصنیف "بوی جوی مولیان-ساخته استاد خالقی با شعری از رودکی

بوی جوی مولیان آید همی                          یاد یار مهربان آید همی

 

ریگ آموی و درشتی های او                       زیر پایم پرنیان آید همی

 

آب جیحون از نشاط روی دوست                خنگ ما را تا میان آید همی

 

ای بخارا شاد باش و دیر زی                   میر زی تو شادمان آید همی

 

میر ماه است و بخارا آسمان                     ماه سوی آسمان آید همی

 

میر سرو است و بخارا بوستان               سرو سوی بوستان آید همی

http://www.4shared.com/file/106342951/7cf262d0/Buye_juye_mulian.html

 حکایت این تصنیف هم بسیار شنیدنیست:

در زمان حکومت سامانیان  امیران به نام امیر نصربن احمد ... زمستان در پایتخت اصلی "بخارا" مقام داشت و تابستان در "سمرقند"....یک سال که به سمر قند میروند....هواخیلی خوب بود و باغات هم به ثمر نشسته بوده و لذت بسیاری میبرند  و تصمیم میگیرند همانجا بمانند ...و این امر تا حدود چهار سال به طول می انجامد و همراهان که خسته شده بودند و از طرفی از نظر حکومتی هم دور بودن از بخارا مشکل ساز بوده...دست به دامان رودکی شاعر پر آوازه میشوند که او نیز این شعر را می سراید و با چنگ(سازی که روایت است رودکی در نواختنش چیره دست بوده)  در مایه عشاق (اصفهان) مینوازند و امیر چنان از خود بی خود میشود که بدون موزه(کفش) پا در رکاب اسب میکند و به سمت بخارا حرکت میکند...این قسمت را از زبان راوی بشنوید:

"چون رودکی بدین بیت رسید امیر چنان منفعل گشت که از تخت فرود آمد وبی‎موزه پای در رکاب خنگ نوبتی در آورد و روی بخارا نهاد چنان که رانین و موزه تا دو فرسنگ در پی امیر بردند، به برونه، و آنجا در پای کرد و عنان تا بخارا هیچ بازنگرفت و رودکی آن پنج هزار دینار مضاعف از لشکر بستد."

متاسفانه آهنگ این تصنیف در دسترس نبود و استاد خالقی خود با ذوق سرشاری که داشتند آهنگی در پرده عشاق بر این شعر نهادند و افتخار خواندن آن به استاد غلامحسین بنان و بانو مرضیه جوان رسید...در اصل این اجرا آواز زیبایی هم توسط این دو هنرمند اجرا شده است.

نویسنده : : ٩:۱٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم