از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

چه کسی عاشق زندگی بود....؟؟

بعضی وقتا زندگی رو جوری شروع می کنیم که زندگی کردنی در کار نیست.....به عبارتی سعی میکنیم اون موقعیت رو هر طور شده طی کنیم و به بعدش برسیم.....و ببینیم بعدش چی میشه...!! (البته که خودمون هم  پیش بینی از بعدش داریم).

مثلا تلاشهای یکی از دوستان برای بیشتر شدن متراژ خونشون.....از ۵٣ متر به ۶٧ متر....همین تلاشها باعث شد که ۵/٣  سال آغازین و شاید بهترین سالهای زندگی مشترکش رو از دست بده(کی میگه ارزشش رو داشته..؟)

از طرفی هم دوست دیگه ای طی این ۵/٣ سال تونست از خونه اجاره ای ١١٠ متری بره به خونه ای که خودش خریده بود و  ۴٠ متر مساحت داشت.....!

اونم همون روز ها رو سپری میکرد....

طبقه متوسط و البته فقیر ایران بیشتر جمعیت کشور رو تشکیل میدن.....

خطر زندگی نکردن برای این افراد خیلی زیاده...تلاشهایی برای برآورد حداقل خواسته هایی که باعث میشه بهترین سالهای زندگیشون رو از دست بدن...برای بدست آوردن مثلا ١٠ متر زمین بیشتر.....!!!

البته توجیحات نخ نما شده ای هم در بین مردم رواج داره که واقعا دلیل علمی و منطقی پشتش نیست...مثل: زندگی همینه.....باید سختی کشید تا طعم شیرینی رو چشید....همه همینجورین......زندگی رو باید ذره ذره ساخت تا خوب بشه و .....

که در جواب اینها باید گفت پس چرا رشد ازدواج در شهر بزرگی مثل تهران به ۵/٠ در صد رسیده....یا چرا از هر ٣ ازدواج یکی منجر به طلاق میشه.....؟؟؟

حالا زیاد بحث رو جامعه شناسی نکنیمچشمک

قطعا وضعیت خوبی نیست...چه پیشنهادی میشه داشت.....چه راه کاری....؟؟

دولت هم که به اندازه کافی طرح و راه کار رنگارنگ ارائه (اراده) فرموند....از مسکن مهر بگیرید تا صندوق مسکن جوانان و مهر رضا و این آخری هم که  هدفمند کردن یارانه ها..!

این فشار های اقتصادیه بلند مدت و مزمن حتما در تغییر فرهنگ و رفتار تک تک افراد جامعه اثر گذار خواهد بود......مطمئن باشید در آینده روش زندگی....و فرهنگ لذت بردن از زندگی در کشور عزیزمان تغییرات زیادی خواهد داشت.....شاید برای ما غیر قابل باور هم باشه...ولی اون موقه میشه فهمید: چه کسی عاشق زندگی بود....؟؟

یک خانواده ایرانی در دوره قاجار

نویسنده : : ٩:٠۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم