از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

از صبر عاشق خوشتر نباشد.....

     

     از دست زاهد کردیم توبه                              وز فعل عابد استغفرالله

امروز صبح توی تاکسی...گوینده رادیو چندین دقیقه باصدای یکنواخت و بی روحی  سعی میکرد سیاست افزایش حجم دلار از طرف امریکا رو به یک جنایت فوق بشری تشبیه کنه....داشتم با ناخنم نخی رو که از کاپشنم آویزون بود ،می کشیدم.....توان لبخند زدن رو هم نداشتم.....

حالم داشت بد میشد از شنیدن این حرفای مسموم....خیلی وقته که صدای هیچکدوم از تحلیلگرهای بی سواد و چاپلوس رو نمیشنوم.....ذهن آدم رو مسموم میکنه.... دچار بیماری های روحی میشین...بیماری که در اثرش  بتونید هم وطن خودتون رو خائن و کافر و حتی مستحق مرگ بدونید......!!

حس میکنم همه از ایرانی بودن ما ناراضی هستن....حتی خیلی ها که تو این خاک  به دنیا آمدن و بزرگ شدن ....!!

هر کسی در هر جای دنیا به ملیتش افتخار میکنه....ولی آخه چرا ما....؟؟

خیلی حرفاست که میاد توی گلوی آدم...حتی تا نوک زبونت.....

به خدا ایرانی بودن جرم نیست......هم وطن هم وطنه.....انسان انسانه....و همه موجودات زنده حق حیات دارن.... برای زندگی فقط به حق حیات احتیاج نداریم...به چیزای دیگه ی هم نیاز داریم.......

بدون اینکه عشق باشه....آزادی باشه....هیجان باشه...شادی باشه.....اسمش رو چی می خواید بزارید...گیرم به این هدفتون هم رسیدین...خوب حالا این گوی و این میدان...؟؟

 بتازید،.همه سرباز شما هستند.....

درو کنید، همه کارگران شما هستند...

بخورید، همه خدمتگذاران شما هستن.....

تا این شب ها روز بشه ...نمی دونم..........نمی دونم......چقدر میشه تحمل کرد .....؟

پ ن:ای خدایی که خیلی ها دیگه قبولت ندارن و خیلی ها انکارت میکنن.....من هنوز بهت ایمان دارم.....فقط به خودت....نه بت هایی که دیگران ازت درست کردن....

 

 

نویسنده : : ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم