از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

وداستان کوسه ها و ماهیها

دختر کوچولوی صاحبخانه از اقای "کی " پرسید:

اگر کوسه ها ادم بودند با ماهی های کوچولو مهربانتر میشدند؟

اقای کی گفت:البته !اگر کوسه ها ادم بود ند

توی دریا برای ماهی هاجعبه های محکمی میساختند

همه جور خوراکی توی ان میگذاشتند

مواظب بود ند که همیشه پر اب باشد

هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند

برای انکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد

گاهگاه مهمانی های بزگ بر پا میکردند

چون که

گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است

برای ماهی ها مدرسه میساختند

وبه انها یاد میدادند

که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند

درس اصلی ماهیها اخلاق بود

به انها می قبولاند ند

که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است

که خودش را در نهایت خوشوقتی تقد یم یک کوسه کند

به ماهی کوچولو یاد میداد ند که چطور به کوسه ها معتقد باشند

وچه جوری خود را برای یک اینده زیبا مهیا کنند

اینده یی که فقط از راه اطاعت به دست میایید

اگر کوسه ها ادم بودند

در قلمروشا ن البته هنر هم وجود داشت

از دندان کوسه تصاویر زیبا ورنگارنگی می کشیدند

ته دریا نمایشنامه ییروی صحنه میاوردند که در ان ماهی کوچولو های قهرمان

شاد وشنگول به دهان کوسه ها شیر جه میرفتند

همراه نمایش اهنگهای محسور کننده یی هم مینواختند که بی اختیار

ماهیهای کوچولو را به طرف دهان کوسه ها میکشاند

در انجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت

که به ماهیها می آموخت

"زندگی واقعی در شکم کوسه ها اغاز میشود"

برتولد برشت

نویسنده : : ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم