از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

آخه چقدر عشق و حال.....!!

بی رو درواسی بگم......اصلا با این محرمت حال نمیکنم.....میدونی چرا...؟؟

آخه دوست ندارم وقتی این همه عشق و حال توی دنیاست...این همه خوبی این همه زیبایی.........بیام و گوشه دلم رو پر کنم از کینه ...کینه آدمایی که نه دیدمشون و نه میشناسمشون.

تو هر سال محرم رو زدتر شروع کن...زودتر برو به پیشواز.....از یک ماه قبل تو فکر تکیه و پارچه سیاه و گلاب و قیمه و گوسفند نذری باش........

آزادی .....از آزاد بودنت استفاده کن....ولی خودت رو تابلو نکن....تابلویی که دوست داری همه تماشاچی تو باشن.....!!

این چند روز میگذره...مثل هرسال.....بازم من میمونم و تو.....

 

پ ن:از میان تمام اقوام دنیا...از میان تمام مذاهب و از میان تمامی نژادها....این فقط ما هستیم که با شکوه ترین عزاداری رو برگزار میکنیم......؟؟!!

نویسنده : : ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم