از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

شعری از احمد شاملو

قناری گفت:کره ی ما

کره ی قفس ها با میله های زرین و چبنه دان چینی.

ماهی سرخ سفره هفت سین اش به محیطی

تعبیرش کرد

که هر بهار

 متبلور میشود.

کرکس گفت:سیاره ی من

سیاره ی بی هم تائی که در آن

مرگ

مائده می آفریند.

کوسه گفت:زمین

سفره برکت خیز اقیانوس ها.

انسان سخنی نگفت

تنها او بود که جامه به تن داشت

و آستینش از اشک تر بود.

 

 برای هوشنگ گلشیری-١٣٧٣

        احمد شاملو

 

نویسنده : : ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٦ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم