از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

یک سطل خوشبختی بریز رو سرت....!!

میتونی دو صفحه شعر بخونی که داره از نازیبایی ها صحبت کنه....ولی وسطش یک جمله میگه...که زیباست...به اندازه  یک شب نیشی لذت بخش.....

""سلامم را تو پاسخ گوی...در بگشای""

این همون حکایت نیمه پر لیوان رو دیدنه.......شما رو نمیدونم...ولی خودم....شاید در سخت ترین سالهای زندگیم باشم...شاید هم نه......!

حس میکنم...ایرانم....هموطنام...و همه چیزای که دوست دارم منتظر هستن....منتظر یک شکفتن و یک بلوغ دوباره.....حس میکنم یه چیزی شبیه پروانه از این پیله ای که دورمون تنیده شده باید بیرون بیاد....و میاد.....

ولی با این همه هیجان و امید و دلهره و انتظار...نباید زندگی رو فراموش کرد

عشق....لبخند....شادی......همدلی.....موسیقی.....رقص.......و.....

و.... ادامش رو خودت بگو.....هر چی دوست داری....

 

چشمه گل رامیان - استان گلستان

 بشنوید: چهار مضرابی از آلبوم "ضرب تار" -نوازنده و آهنگساز استاد حمید متبسم

 http://www.mediafire.com/?yyyogo4z2zf

 

 

نویسنده : : ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم