از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

طرحی نو در اندازیم.....

اول اسفند مثل همه سالهای قبل....بوی تازگی میده....

بهار.....انتظار زیباییه........ که هر سال به نتیجه میرسه......

کسی که منتظر بهاره............همیشه بهار و هم میبینه........

 

پ ن:

از ظلمتِ رمیده خبر می دهد سحر

شب رفت و با سپیده خبر می دهد سحر

از اخترِ شبان رمه ی شب رمید و رفت

وز رفته و رمیده خبر می دهد سحر .

زنگار خورد جوشنِ شب را به نوشخند

از تیغِ آبدیده خبر می دهد سحر

باز از حریقِ بیشه ی خاکسترین فلق

آتش به جان خریده خبر می دهد سحر

از غمز و ناز و انجم و از رمز و راز ِ شب

بس دیده و شنیده خبر می دهد سحر

بس شد شهیدِ پرده ی شب ها شهاب ها

وان پرده ها دریده خبر می دهد سحر

ماهان پریده رنگ که بود و چه شد کز او

رنگ اش ز رخ پریده خبر می دهد سحر

 

 چاووش خوانِ قافله ی روشنان "امید"

از ظلمتِ رمیده خبر می دهد سحر ...

(م امید)

 

نویسنده : : ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم