از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

ارکستراسیون در موسیقی ایرانی

در اکثر گروه نوازی های موسیقی اصیل ایرانی( ارکستر سازهای ملی) تا سالهای نه چندان دور جای سازهایی با صدایی دهی بم و یا زیر بسیار خالی بود...

اکثر ارکسترها تشکیل شده از ،تار،سنتور،کمانچه،تنبک،نی و ... بودند.

از ابتکارات استاد بزرگ موسیقی ایران"علی نقی وزیری" معرفی ساز هایی با صدا دهی متفاوت و تنوع در رنگ آمیزی ارکستر های ایرانی بود...."تار باس-یا همان بم تا و تار سوپرانو از ابتکارات ایشان بود که در ارکسترهای هنرستان موسیقی مورد استفاده قرار گرفت و همچون خیلی از نو آوریهای دیگر باعث انتقاد و خرده گرفتن بعضی از اساتید آن زمان شد....

بعد ها سازهای دیگری همچون "سنتور باس" کمانچه باس" قیچک باس"و ... با نبوغ نوازندگان و ساز سازان به ارکسترهای ایرانی معرفی شد و در رنگ آمیزی و صدادهی بهتر و متنوع تر گروه ها نقش مهمی را ایفا کرد....

البته سازهای کهن،مانند بربت(عود) که در گذشته رواج داشتند ولی به دلایلی بعد ها مهجور شدند نیز دوباره رونق پیدا کردند که عده ای  از آنها به غلط به عنوان سازهای به اصطلاح بم نام می برند در حالی که به اعتقاد من جنس صدای بربت به این شکل است ونباید آنرا در زمره سازهای بم قرار داد.

حال باید بدانیم که علل نپرداختن به سازهایی با محدوده صدایی بم (منظور بم تر از نت های است که خواننده میتواند اجرا کند) و همچنین سازهایی با صدای زیر، چه بوده است.

در این میان نظرات متفاوتی بیان شده که به نظر بنده مهمترین و معتبر ترین آن بیان میکند که:

به علت آوازی بودن موسیقی ایرانی و نقش مهم و کلیدی که آواز در موسیقی ما دارد همه سازها به گونه ای تنظیم شده اند که بتوانند با خواننده همراهی کنند ...یا به عبارتی با خواننده آواز را اجرا کنند و این دلیل مهمی بوده که هنرمندان به فکر ساختن سازهایی با مححدوده صدایی خارج از توان حنجره خوانندگان نباشند....

ارکستر کمتر موسیقی را به عنوان موسیقی بی کلام اجرا میکرده...اگر هم بوده در غالب پیش درآمد قبل از آواز بوده و یا چهار مضرابی در میانه آواز....که این قطعات هم به علت در هم آمیختن با آواز  از دامنه صدای خواننده خارج نمی شده است و لذا نیازی به ساخت سازهای بم تر..و یا زیر تر نبوده است.

در اصطلاح موسیقی ایرانی هر اکتاو(توالی هفت نت) را دو دانگ میگویند....که اصطلاح رایج "صدای شش دانگ" که همه شنیده ایم، به عبارتی باید صدایی را در بر بگیرد که سه اکتاو کامل(به عنوان مثال از "می" پوزیسیون اول سنتور تا "می" پوزیسیون سوم-پشن خرک-) را پوشش دهد....

تفریبا تمامی سازهای موسیقی ایرانی دراین محدوده  صدا دهی قرار دارند که دلیل اصلی آن هم میتواند اهمیت همراهی با آواز در موسیقی ایرانی باشد.

نسل جدید موسیقیدانان ایرانی با تاثیر گرفتن از موسیقی سایر نقاط جهان و همچنین شرایط روز موسیقی ...با تغیراتی در ارکستراسیون موسیقی ایرانی و ورود سازهای جدید با وسعت صدایی متفاوت،فضای جدید را در موسیقی ایرانی پدید آوردند.

امروزه در کمتر ارکستری می بینیم که از سازهای جدیدی که برای گروه نوازی طراحی شده اند استفاده نشود....همچنین باید از رویکرد مثبت اساتید موسیقی ایران به این مقوله تقدیر کرد...استاد حسین علیزاده...کیهان کلهر..کیوان ساکت...مجید درخشانی...حمید متبسم و سایر اساتید به نام....

البته نباید فراموش کرد که استاد بزرگ موسیقی ایران ،نوازنده و مدرس بی همتای "سنتور" استاد فرامرز پایور" از پیشگامان تشکیل ارکسترهای ایرانی با رنگ و بوی جدید و مناسب برای موسیقی بی کلام بودند....گروه موسیقی پایور که قبل از انقلاب تشکیل شد با ترکیبی متفاوت از سازهای ملی اجرای ارزشمندی در زمینه موسیقی بی کلام انجام دادند که بعد ها راهگشا و الگویی برای گروه نوازی های هنرجویان نسل بعدی شدند.

در پایان از دوستان عزیز خواهشندم که با بیان نظرات و دیدگاههای خود کاستی های این نوشته بیان کنند.

 

گروه پایور- استاد فرامرز پایور

گروه خورشید- استاد مجید درخشانی

 

پ ن: دوست گرامی و هنرمندم آقای علی پژوهشگر(کارشناس ارشد موسیقی) ساز جدیدی را به نام "بم آهنگ" طراحی کردند، میتوانید در لینک زیر در باره آن بخوانید.

http://www.barbatnavaz.blogfa.com/post-154.aspx

پ ن: موسیقی ایرانی در سالهای گذشته علی رقم تبلیغات منفی که صورت گرفته از پیشرفت قابل ملاحظه ای بر خوردار بوده است(خودتان تصور کنید در کشوری که تصویر و تبلیغ ساز حرام است...چقدر مشکل وجود خواهد داشت).....برای درک این پیشرفت باید اندکی با موسیقی ایرانی مانوس بود

پ ن: چند کار از اجراهای شادروان استاد پایور را مرور می کردم....هنر و ذوق ایشان بی همتاست....روحش شاد و یادش گرامی.

                 ********************************************

تولدی که فراموش شد....

چند وقتیست...که  مشغولیت ذهنی زیادی دارم.....

روزگار آن طور که باید نیست....برای من و شاید برای خیل عظیمی از هموطنان عزیز...

این چند روزه آنقدر مشغول بودم که تولد دوسالگی(٠۴/١٢/١٣٨٧) "از سنگ تا الماس" را فراموش کردم..

"از سنگ تا الماس" دریچه ایست رو  به دوستان هنرمند و خردمند که دیداری لذت بخش را برای من در دنیای مجازی مهیا میکند....و امیدوارم که بتوانیم این ارتباط را حفظ کنیم.

نویسنده : : ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم