از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

در هوای بی چگونگی....

روشن تر از خاموشی، چراغی ندیدم،

و سخنی، به از بی سخنی نشنیدم.

ساکن سرای سکوت شدم،

و صدره صابری در پوشیدم.

مرغی گشتم، چشم او، از یگانگی، پر او، همیشگی،

در هوای بی چگونگی، می پریدم.

کاسه ای بیاشامیدم که هرگز، تا ابد،

از تشنگی او سیراب نشدم.

"بایزید بسطامی"

پ ن:اجرای "گروه دوستی" به سرپرستی استاد حسین علیزاده و با صدای شهرام ناظری...بسیار زیبا و هنرمندانه بود

نویسنده : : ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم