از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

عکس از روی تو...!

                     عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

                                                           عارف از خنده می در طمع خام افتاد

انگشتات را نگاه کن....دوباره سه باره...و چند باره.....!!

آنقدر مینوازیم تا نغمه ای که ساز میکنیم هماهنگ تر شود...

هم آهنگ باد...درختان...آسمان...ستاره ها....آبهای روان.... و همه سکوتی که میان کوهستان است.

در زمستان طلوعی خواهد بود از نغمه های روشنی و نور..و بارانی از حضور خداوند....

تا بهار در رویشی دوباره همراه ما بنوازد...

و همه روزهای سال مست باشیم از طراوت و شادی که خداوند به ما هدیه میدهد.

پ ن: زیبایی بی انتهاست.......بی انتها......برای دیدنش باید زشتی ها را شناخت

   

 

نویسنده : : ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم