از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

مرد و جز هلاک , هیچ چاره ی دگر ندارد

باید یک روزی این بازی به یک نتیجه ای برسه.....

سکوت و تکذیب و میانه رو بودن...تا کی ؟

بلاخره باید دستها رو بشه....نقاب ها برداشته بشه.....

داریم به پایان این بازی بزرگ نزدیک میشیم....صدای نفس گرگهایی که دورمونو گرفت ,میشه شنید.....

همه از قدرت و جسارت و درایت حرف میزنن......پایین رو که نگاه کنی زانوهای هموشن داره میلرزه.....همشون از ترس غالب تهی میکنن...غیر از اونی که احمقانه ایمان داره....ایمان داره به کسانی که از مدتها پیش فکر خالی کردن صحنه هستن....خیلی وقتهای پیش...

بشنوید تصنیف "گریه کن"(1300-به مناسبت شهادت کلنل محمد تقی خان پسیان1270-1300)

شعر و آهنگ :عارف قزوینی

با صدای شهرام ناظری:

 http://download.taksong.ir/TakSong/90/Aban/Shahram%20Nazeri%20-%20Tasnif%20e%20Geryeh%20Kon.mp3

با صدای استاد غلامحسین بنان:

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://khodaygani.persiangig.com/audio/Geryeh%20Kon_dolat-e-eshgh.blogfa.com.mp3

گریه کن که  گر  سیل  خون گری  ثمر  ندارد

ناله ای   که    ناید   ز  نای   دل   اثر   ندارد

هرکسی که نیست اهل دل، ز دل خبر ندارد

دل ز دست غم مفر ندارد    

دیده غیر اشک تر ندارد

این  محرم  و  صفر  ندارد   

گر زنیم چاک جیب جان چه باک     

 مرد و جز هلاک , هیچ  چاره ی  دگر  ندارد      

زندگی دگر ثمر ندارد

 

 

 

 

 

نویسنده : : ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم