از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

شرق اندوه

خب..."جدایی نادر از سیمن" بهترین شد....تب و تاب ملت هم کمتر شد البته همه اخبار متوجه "گلشیفته فراهانی" شده...

انتقاد ها هم  شروع شده....به اصغر فرهادی...فیلمش...و اینکه حتی این جایزه سیاسی بود...!!

خوب...بعدش چی؟...منتظر قهرمان بعدی هستیم...!!

منتشریم که خودش رو نشون بده...بعد تشویقش کنیم و چند روز بعد...شروع کنیم به تخریبش...چرا که ماشین فلان مدل سوار میشه و اینها رو از صدقه سر ملت داره...!!

یک روز نوبت علی دایی بود.....یک روز هم حسین رضا زاده.....یک روز هم گلیشیفته فراهانی.....شاید فردا هم نوبت اصغر فرهادی باشه.....این افراد  رو با هم  مقایسه نمیکنم...ولی همشون  تاثیراتی رو در جامعه داشتن... وبعدا به دلایل سیاسی یا اجتماعی  یا چیزای مشابه مورد غضب قرار گرفتن....از نقد کارشناسی بگیر تا زندگی شخصی.

بهتره یک قهرمان قهرمان باقی بمونه...یا اینکه بعد از مدتی خوردش کنیم..؟؟؟

باید در طول سالیان قهرمان های ما همون ائمه اطهار باشن و بس...؟ اصلا چرا اینا رو با هم مقایسه میکنیم....؟؟ چرا باید بترسیم که کسی بیاد و قهرمان یک ملت بشه...به قهرمان زنده هم احتیاج داریم...کسی که مثل رستم فقط اسمش تو کتابها نباشه...راه بره..حرف بزنه...نفش بکشه....ببینیمش تا بفهمیم قهرمان هم یک آدم معمولیه...نباید اون پاکی رو که تو افسانه به خوردمون دادن از یک قهرمان انتظار داشته باشیم....نباید فکر کنیم که یک قهرمان هیچوقت اشتباه نمیکنه....!!

یک قهرمان رو باید محترم دونست.....حتی اگر الکلی شده باشه...حتی اگر تو زندگی شخصیش هزار تا مشکل باشه....حتی اگر ثروت مند باشه و قیمت ماشینش از کل زندگی ما بیشتر باشه.

پ ن:

آری ما غنچه یک خوابیم .....غنچه خواب ؟ آیا می شکفیم ؟

نویسنده : : ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم