یک وقتایی هست که دلت برای چیزایی تنگ میشه که ....

که اصلا فکرش رو هم نمیکردی

وقتی که از راه پله دانشگاه میرفتی بالا...میرسیدی به درب کلاس و می دیدی نوشته:

"کلاس اقتصاد بخش عمومی 2" استاد .... امروز برگزار نمی گردد.

با یک سر خوشی خاصی با بچه ها میرفتی تو غذاخوری  خلوت دانشکده و حرف میزدیم...بحث می کردیم.....

 چای...دود سیگار.....کافی میکس....موسیقی که موبایل پخش میکرد..بی خیال آینده....

و خنده هایی از ته دل