از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

هنرمند اجتماعی یا سیاسی..؟

قبل از هر سخنی لازم می دونم که خدمت دوستان عزیز اعلام کنم که این یک اظهار نظر کاملا شخصی است و حتما دوستان نظرات متفاوتی خواهند داشت که با کمال میل منتظر شنیدن آنها هستم.

موضوعی که هنرمندان همیشه با آن درگیر بودن اینه زمانی که در نزد مردم شهرت و محبوبیت دارند در مورد وقابع جامعه چه رفتاری از خودشون نشون بدهند.

ببنید هر رویدادی در مثلا کشور خودمون میتونه دو روی داشته باشه....یک روی سیاسی و یک روی اجتماعی.

مثلا همین زلزله اخیر که دل هر ایرانی رو به درد می آورد...یک سوی اجتماعی اون کمک کردن و کمپین درست کردن برای هدایت و وصول بهتر کمکهاست و بک بعد سوی دیگه بهره برداری های سیاسی و جناحی از این رویداد تلخ است...شاید هر دو جریان بخواهند شرایط را بهتر کنند و لی راه و روش کاملا متفاوت است.

هنرمندی که کنسرتی رو برگزار میکنه و با پول اون هزینه های زلزله زدگان رو جبران میکنه(مثل هنرمند گرامی آقای حسام الدین سراج) یک اقدام کاملا اجتماعی انجام داده ولی هنرمندی که در این شرایط بیش از کمک کردن به نیازمندان به وزیر و وکیل و شهردار و استاندار گیر میده یک اقدام کاملا سیاسی داره انجام میده....منظورم انتقاد نکردن نیست..منظورم روشیه که یک فرد برجسته(هنرمند) میتونه از خودش نشون بده....در نهایت ممکنه هر دو روش یه بهبود اوضاع کمک کنه...ولی از دو روش کاملا متفاوت.

استاد محمد رضا شجریان به عنوان بک هنرمند اجتماعی نمونه بسیار خوبی هستند ....کمک های ایشون به مردم "بم" رو هیچوقت فراموش نمیکنیم...و وقتی که مسئله رنگ و بوی سیاسی گرفت هم جدا شدند از پروژه باغ هنر بم....همینطور در اعتراضات انتخایات 88 هم ایشون به نظر بنده موضعی کاملا اجتماعی داشتند تا سیاسی (البته در اون روزهای همه مسائل با هم قاطی شده بود و تشخیصش کمی سخت)هنرمند اجتماعی سریع و صریح انتقاد میکنه....و به عواقب اعتراضش کمتر فکر میکنه...هنرمند اجتماعی بع چیزی اعتراض میکنه که بیشتر مردم دارن اعتراض میکنن...به نوعی میشه گفت رفتار اجتماعی هنرمند صدای اقلیت یا اکثریتی از جامعه است که کسی نمیخواد بشنوه.

اما هنرمند سیاسی سنجیده و با برنامه رفتار میکنه..حتی لباس پوشیدن و حرف زدنش(بگذریم که بعضی هم مثل علیرضا افتخاری از  دون مایگی خودشونه که آلت دست سیاسیون میشن).هنرمند سیاسی ممکنه اصلا صدای کسی نباشه و خودش یک جنبش چند نفری رو به یک جنبش هزاران نفری تبدیل کنه و این به میزان آزادی بیان و ازادی هنر در هر کشوری بستگی داره.

در نهایت بنده میانه خوشی با هنرمندان سیاسی(مثل محمد رضا لطفی،سید خلیل عالی نژاد،استاد مرضیه،آقای شمس و ....)ندارم..الیته این دلیل نمیشه که هنرشون رو نادیده بگیرم.

اما به شدت موافق با هنرمندان اجتماعی هستم(استاد شجریان،فرهاد فخرالدینی،حسام الدین سراج و ...) و تلاشها و جسارتشون رو قابل ستایش میدونم.

 

پ ن:همه مثال های من از هنرمندان موسیقی بود چرا که شناخت بیشتری از ایشان داشتم...مثال از سایر هنرمندان ،باشد به عهده دوستان

نویسنده : : ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ مهر ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم