از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

من و تو.....

من و تو یکیدهان‌ایم
که با همهآوازش
به زیباترسرودیخواناست.

من و تو یکیدیدگان‌ایم


که دنیا را هردَم

در منظر ِخویش
تازه‌ترمی‌سازد.
نفرتی
از هرآن‌چه باز ِماندارد
از هرآن‌چه محصور ِمانکند


از هرآن‌چه واداردِمان

که به دنبال بنگریم،ــ
دستی
که خطی گستاخ به باطلمی‌کشد.

من و تو یکیشوریم
از هر شعله‌ئیبرتر،
که هیچ‌گاه شکست را بر ما چیره‌گینیست
چرا که ازعشق
روئینه‌تن‌ایم.

و پرستوئی که درسرْپناه ِ ما آشیان کردهاست
با آمدشدنیشتاب‌ناک
خانهرا

از خدائیگم‌شده

لب‌ریزمی‌کند.

 

                                                  23دی 1341

نویسنده : : ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم