از سنگ تا الماس

خوشا روزگاری که به خنیاگری میگذرد....

شفافیت.....

همیشه تو کتابای اقتصادی دنبال فرمولی هستم که بتونه حداکثر مطلوبیت رو برای جامعه افزایش بده....یک واحد ..دو واحد... n واحد.....

کلا در جهت افزایش.....بالا بردن...ماکسیمم .....و درست در جایی که شیب تابع برابر صفر میشه....!! اصلا میشه یه روزی شیب این تابع رو صفر بکنم(البته بعد از نقطه عطف...)...

میخوای پروژه انجام بدی...بهت اطلاعات نمیدین....(((آقا ریز هزینه های فروش فرآورده های نفتی به نیروگاههای برق  رو نمیتونیم بهتون بدیم...هم چنین قیمتش رو..و همچنین تعداد پرسنل..و......!!..))

ببخشید...! پس با  لیست هزینه های موتور خونه شوفاژ همسایمون مدل رو برآورد کنم...؟؟!

چرا همه چیز سریه...؟؟ مگه یه محقق میخواد با این اطلاعات چی کار کنه...؟؟ اصلا به قول یکی از دوستان اقتصاد خوندیم که چی کار کنیم...؟؟میرفتیم به رشته راحت تر و شسته رفته تر مثل مثلا برق یا مکانیک میخوندیم...که نه یک سرش تو علوم انسانی باشه....و نه یک طرف قضیه سیاست...!! یه چیزی تولید میکردیم میدادیم دست مردم...پولش رو هم با پیش فروش میگرفتیم...!

آقا من که نمیتونم فضا پیمای  امید براتون درست کنم...! من که نمیتونم نفت رو استخراج و پالایش کنم....!!اصلا این چیزا رو یادم ندادند...!!

فقر اصلا عات در ایران...بیداد میکنه...وسعت فاجه رو در حرفای مسئولان هم میشه دید...هرکسی یه عدد و رقمی میده....حالا وظیفه یه پژوهشگر این وسط چیه...؟با این همه آمار و اطلاعات غلط...؟

پس مینویسم:

   آمار صحیح و صادقانه = افزایش سطح رفاه عمومی

 

نویسنده : : ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸
Comments نظرات () لینک دائم